![]() |
![]() |
|
فايل پی دی اف برای چاپ چنين خواند خطبه، خداوند خامنه اي نوشتهء فيروز نجومی که رئيس کارگزارانش، آقای احمدی نژاد مظلوم است و معصوم ، که او از جانب حق و حقيقت برخاسته است و بر کفر و باطل شوريده است. او در خدمت به مردم خسته ناپذير است و لبريز از نشاط و به ديدار مردم به همه ی استانهای کشور شتافته است. او ساده زيست است و از جنس مردم. او بر خلاف پيشينيان خود از هويت ملی يعنی انرژی هسته ای در مقابل زور گويان و زياده خواهی و افزون طلبی قدرتهای جهانی مقاومت نموده است. برای ايجاد تحول، پيشرفت و بر قراری عدالت تصميم گيری های شجاعانه اتخاذ نموده و جرات مقابله با فساد و حل مشکلات بزرگ را دارا بوده است. از همه مهمتر گفتمان او از نمودهای مهم گفتمان امام و انقلاب است. خداوند خامنه ای ضمن تاييد و تصديق دولتی که گفتمان انقلابی امام را زنده ساخته و به ارزشهای اسلامی جانی تازه دميده است، رهنمود هايی نيز صادر نمودند که : استکبار دارای نقاط ضعف فراوانی است که بايد با برجسته کردن آنها، زور گويان جهانی را به انفعال و پاسخگويی انداخت، سپس بی درنگ افزود که دولت احمدی نژاد يک چنين مشی را به پيش ميراند. خداوند خامنه ای آنگاه به بد انديشان هشدار دادند که انتقاد را با تخريب، که انکار امتيازات و نقاط مثبت، برجسته کردن ضعفها و بد گويی مستمر است، اشتباه نگيرند. وی ياد آوری نمودند که اين دولت از دو سو مورد تهاجم قرار گرفته است. از سوی داخل البته هستند کسانی که مغرض نيستند، بلکه کم اطلاع يا بی اطلاع هستند، برخی هم غرض های شخصی و سطحی دارند، اما بعضی يا از اول امام را قبول نداشته اند و يا در وسط راه با انقلاب دچار مشکل شده اند. به همين علت با غرض های عمقی و کينه امام، به تخريب دولت مشغولند. وی بدون آنکه به اين مغرضين نام منافق بدهد، برنامه تحول اقتصادی کار گزار خود را مورد تاييد و تصديق قرار داد. اما تاکيد کردند که از شتابزدگی در اين امر بايد پرهيز جست و چنانچه بخواهيم الگويی از جامعه اسلامی بدنيا عرضه کنيم بايد در نظر داشت که پيشرفت و عدالت را به موازات هم مورد توجه کامل قرار دهيم. لازم به ياد آوری ست که خداوند خامنه ای البته از ارائه پند و اندرز هيچ دريغ نداشته و هشدار دادند که صلاح است که دولت قانون را رعايت کند و وقتی قانونی با سازوكار قانون اساسی در مجلس و شورای نگهبان تصويب شد، بياد تا مادامی كه تغيير نكرده حتماً به آن عمل شود . نيز خاطر نشان ساخت كارهايی وجود دارد كه دولت بايد تدبير كند يا انجام دهد. (خبرنامه فرارو، ۳ شهريور ۷۸).. اين شمّه ايست از خطبه خداوند خامنه ای، که در ديدار با رئيس جمهور و وزيران ش، در شنبه دوم شهريور ماه ۸۷، ايراد نمودند. تنها باين دليل به گزارش آن مبادرت کرديم، که نشان دهيم که در حکومت دين تنها يکنفر است که حرف آخر و حرف نهايی را ميزند و يا فرمان الهی را صادر ميکند. از همين روی ست که تنها لقب خداوندی را برازنده ی آقای خامنه ای ميدانيم. تنها کسی را که در جهان کنونی ميتوان هم طراز خداوند خامنه ای دانست، جان ايل يانگ، پدر و رهبر مهربان کره شمالی است. چرا که قدرتی که در دست خامنه ای تمرکز يافته است، مرز و حدودی را نمی شناسد. تمام نهاد های قانونگذاری و قضايی و نظامی و امنيتی و اداری و فرهنگی تحت فرمان او بحرکت در ميآيند. تبلور اين قدرت را در شخص وی در هيچ کجا بهتر از خطبه هايی که بمناسبت های مختلف ايراد ميکند از جمله خطبه اخيرش، نميتوان يافت. در اين خطبه است که ميتوان براحتی مشاهده نمود که نهادهايی جمهوری اسلامی از جمله رياست جمهوری منشعب از قدرت مرکزی مستقر در دست او ست. تنها اراده ملی نيست که در جمهوری اسلامی، اعتباری ندارد بلکه مجلسی که نمايندگان آنرا خود به خاطر تعهد و وفا داری به حکومت دين و قانون اساسی، دست چين نموده و بر گزيده است، نيز خارج از حوزه قدرت واقعی ست. اين مجلس نيست که ميتواند مرز و حدود قدرت مجريه را تعيين و تاييد کند و رئيس آنرا مورد باز خواست قرار دهد. هم چنين است ديگر نهادهای قانون گذاری از جمله شورای نگهبان، شورای مصلحت و خبر گان رهبری. کليه نهاد های جمهوری نسبت به خداوند مسئول اند اما او هيچ گونه مسئوليتی نسبت به آنان ندارد. چون او خدا است و همچون خدا سخن ميگويد. او نيز دارای يک خصوصيت مشترک با خدا است. نه ميتوان او را مسئول دانست و نه مورد سوال قرار داد. همچون الله نظام فرمانروايی و فرما نبری بر اساس قهر و قدرت و خشم و خشونت، تسليم و اطاعت مطلق، اسارت و بندگی را مورد تاييد تصديق قرار ميدهد گويی که گفتمان انقلاب و انقلاب اسلامی تا کنون چيز ديگری هم بوده است. آيا ميتوان خداوند را مسئول اعمال و رفتارش و يا گفتار و فرامين ش دانست؟ خداوند زمين را به لرزه در آورد، باد و بوران براه مياندازد و طوفان و سيل و تخريب و ويرانی ببار ميآورد، پير و جوان، زن و مرد را يا زير آوار دفن نموده و يا ميشويد و به اعماق درياها فرو ميبرد، آيا کسی هست که او را مسئول بداند؟ در چنين صورتی آيا دست کسی به دامنش خواهد رسيد؟ چگونه ميتوان خدا را از آسمانها بزمين آورد و مورد بازخواست و بازرسی قرار داد؟ خداوند مصون از مسئوليت است. خداوند خامنه ای نيز در قعر آسمانها ميزيد. فاصله او با نزديکانش فرسنگ ها ست. نشيمنگاه او بالاتر و دورتر از همه است. او نيز چون خدا ست، مصون از مسئوليت است. هر جنبنده ای بايد باو پاسخ دهد، حال آنکه او نه مورد سوال قرار گيرد نه پاسخ به کسی گويد.. او به تاييد و تصديق راه و روش و منش رئيس کارگزارانش می پردازد، چون همچون خدا از چيزی با خبر است که کسی با خبر نيست. او چيزی در رئيس جمهور می بيند و در باره او ميداند که کسی، نميبينند و نميداند. نه رئيس مجلس (حزب) آقای لاريجانی ، نه ۲۰۰ نفر از نمايندگان اصولگرا که در تنش روز افزون با رئيس جمهورند از جمله تنش بر سر سخنان يکی از معاونين رياست جمهور، رحيم مشايی مبنی بر دوستی مردم ايران با مردم آمريکا و اسرائيل. اين اصول گرايان که همه متّحد ين احمدی نژاد در درون حزب (مجلس) اسلامی هستند به اتفاق از وی خواسته اند که به خدمت معاون خود پايان دهد. حتی حسين شريعتمداری، سر دبير کيهان و بلند گوی خداوند خامنه ای رسما احمدی نژاد را مورد انتقاد و سرزنش قرار داده است که در برابر خواست نمايندگان مردم مقاومت نموده و از منفصل ساختن معاون خود سر باز زده است. بی اعتنايی احمدی نژاد به منتقدين خود البته به اعتراض مراجع تقليد در حوزه های علميه در نقاط مختلف کشور نيز انجاميده است. البته اين بدان معنا نيست که اين منتقدين باين درک رسيده اند که عزت و استقلال بر اساس گفتمان امام و انقلاب يعنی برافراشتن چماق انرژی هسته ای بمنظور تداوم و استحکام نظام فرما نبری و فرما نبرداری، چرا که خود از سود بران و بخشی از فرمانروايان اين نظام اند. حتی رقيبان او نيز از جمله آقای رفسنجانی هم چيزی در باره مديريت رئيس جمهور نميداند که اخيرا در خطبه های نماز روز جمعه خود اعلام کرده بود که خبر گان رهبری در اجلاسيه خود دست به يک امر بی سابقه ای ميزند و برنامه هسته ای و نقدی ساختن يارانه ها را مورد تفحص و بررسی قرار ميدهد. و نه حتی مردم ايران که شيوه های مديريت رئيس جمهور را در هر لحظه از زندگی خود احساس ميکنند. بار گران محنت و تنگدستی، حقارت و خواری، عمدتا بر اساس گفتمان امام و نتيجه عزت و استقلالی بوده است که رئيس جمهور بر اساس سياست کسب فن آوری غنی سازی ببار آورده است. اين مردم نيز چيزی در باره آقای رئيس جمهور و رفتار و گفتارش نميدانند. تنها خداوند خامنه ای ست که ميداند. تنها او ست که گوينده است. همه ارگانهای جامعه همراه مردم همه شنونده اند. همه بايد سکوت کنند و ساکت باشند. و گرنه به اتهام محارب و يا مرتد بدار مجازات آويخته شوند آری خداوند خامنه ای چيزی در مورد رئيس جمهور ميداند که هيچ کس ديگری بدان آگاه نيست. آيا هست آن موجودی که بر خيزد و خداوند خامنه ای را مورد خطاب قرار دهد و باو نهيب زند که شما از انقلاب و گفتمان انقلابی ای سخن به ميان ميآوريد که از بدو تولد آماده تسليم جان به جان آفرين بوده است، اما با تنفس مصنوعی و پمپاژ اکسيژن قهر و قدرت و خشم و خشونت، آن طفل نا مشروع را زنده نگاه داشته ايد. آيا به خاطر داريد که بيست سال پيش در دوران خداوندی خمينی ، دست بقتل عام فجيع در زندانهای کشور زديد و صدها و هزارها از بهترين جوانان اين ديار را به جرم محاربه و ارتداد بخاک و خون کشيديد تا بنيان حکومت دين را مستحکم سازيد؟ خداوندا، مبادا که بار ديگر به ثبات نظام مشکوک شده ايد که انکار هالوکاست را تاييد و تصديق ميکنيد، که اگر لازم شد خود يکی ديگر را مثل همآن که در بيست سال پيش در زندانهای ايران به وجود آورديد، تکرار کنيد. که خداوندا تاييد و تصديق مداوم احمدی نژاد سر انجام سبب خواهد شد که پرده کنار برود و واسطه و عناصر زينتی نهاد های جمهور در پنهان ساختن شما نا کار آمد شده و موجب آن شود که مردم رفته، رفته شما را در راس نظام در حاليکه خون آن جوانان زندانی از آستين تان ميچکد، مشاهده کنند. و شما را نه احمدی نژاد را مسئول بدانند. خداوندا ، در اشتباهی بس سترگ بسر ميبريد اگر بر آن تصوريد که احمدی نژاد، ميتواند با ژنده پوشی و چرک زيستی، درشت گويی و گستاخی بار ديگر نفسی گرم در جسم بی جان امام و انقلاب بدمد. البته که خداوند خامنه ای بايد بر طبل تاييد و تصديق رئيس کار گزارانش، محکم تر از هميشه بکوبد. چرا که بعيد به نظر ميرسد پيامبر ديگری را بجويد همچون احمدی نژاد، تسليم و مطيع و فرمانبردار. اين نيز يکی از ويژگيهای خداوندی ست که سخت شيفته پيامبرانی ست که بدون چون و چرا منويات او را بمنصه ظهور در ميآورند. خداوند خامنه ای، رئيس کارگزارانش را می ستايد به آن دليل که اجازه نداده است، بر عکس کارگزاران نا لايق گذشته، ايده های اصلاحی، قانون و سکولاريزم به بدنه دولت راه يابد. باين معنا که او مبلغ راستين تسليم و اطاعت بوده است و اسارت و بندگی. محمد عرب نيز چنين پيامبری بوده است برای الله. او نيز مانند احمدی نژاد هر گاه با دشواريها و يا بحران های سياسی و حتی احساسی و خصوصی، رو در روی قرار ميگرفت، خداوند بداد ش ميرسيد و آيه ای را از آسمانها بر سر زبان محمد ميگذارد و همه مسائل حل ميشد. چه زمانيکه راه را بر مشرکين و کافر ين ميبست و اموال آنها را به غنيمت ميگرفت و چه زمانی که با منافقين به پيکار می پرداخت و باو توصيه ميکرد. قتلوا فی سبيل الله. در جنگ احد اين خداوند بود که فرشته های شمشير کش را به ياری پيامبر گسيل داشت و قريشيان را تار و مار ساخت. و گرنه محمد قبل از جنگ به زردی زده بود و از درگيری با نيروی برتر قريشيان دچار ترس و ترديد شده بود. و نيز آن هنگام که شايعه خيانت عايشه محمد را سخت ديوانه و عاجز ساخته بود، آيه های الهی مبنی بر لزوم وجود چهار شاهد برای اثبات خيانت نازل کرد که شفا بخش محمد شد و او را از ذلت و افسردگی نجات داد. خداوند خامنه ای نيز تا زمانيکه پيامبر ش خالصانه منويات او را عملی ميسازد، در هر شرايطی به حمايت از او بر می خيزد و تا کنون نيز بر خاسته است. ريشه گستاخی و قلدری احمدی نژاد را بايد در پشتيبانی بدون قيد و شرط خداوند خامنه ای يافت. اما خداوند خامنه ای بايد يد بداند که احمدی نژاد قبل از آنکه تجسم موسای زمان (لقبی که يارانش باو داده اند) باشد، تبلور خواری و حقارت ملتی که تحت نامشان به فرماندهی رسيده اند. چرا که رئيس جمهور يک ملت که تبلور اراده و غرور ملی ست وقتی همچون کود کی کم خرد و گناهکار در برابر فرد ديگر زانو ميزند، سر تعظيم فرو آورده بوسه بر دستش ميزند، نميتواند چيزی جز يک حيوان اهلی، باشد . خداوندا، آقای احمدی نژاد عليرغم گفتمان تهديد و تحريکش، توپ و تشرها و اربده های مستانه اش، موجودی ست حقير و زبون. وی هر گاه که برای تاييد و تصديق به خدمت شما ميرسد و سر تسليم و اطاعت به آستان شما ميسايد، اين خواری و حقارت را بيشتر بمنصه ظهور در آورد. کيست که در معنی تاييد و تصديق احمدی نژاد شک و ترديد داشته باشد، مگر آنرا ميتوان چيزی جز سيلی محکمی به صورت رقيبان احمدی نژاد ناميد، به صورت آنان که از اصلاح سخن ميرانند و از بسر آمدن سه سال مدارا (نگاه کنيد به آخرين خطبه رفسنجاني) با قوه مجريه خبر ميدهند و يا تو دهنی زدن به اصول گرايان فرصت طلبی تلقی نمود که احساس ميکنند مسير باد در حال تغيير است و دهان خود را به انتقاد گشوده اند؟ خداوند خامنه ای حاضر به پذيرش اين واقعيت نيست که تشديد و تصريح انتقادات از رياست جمهوری، عليرغم حمايت وی، نشانی ست بر افزايش ناراضی های عمومی که مسبب آنرا بايد عدم مديريت در امر اداره امور ملت و مردم دانست. کيست که نداند تورم و گرانی سرسام آور، بيکاری و بی مسکنی، هرج و مرج در نظام توزيع و توليد، به باد دادن سرمايه های ملی، گريز سرمايه های خصوصی، افزايش اعتياد و روسپيگری، و سرانجام افزايش فقر و محنت و تنگدستی، در رابطه مستقيم است با شيوه های فرمانروايی خداوند خامنه ای و سوء مديريت رئيس جمهوری. تاييد و تصديق احمدی نژادی تاييد دولتی است که در تمام ابعاد مديريت کشور از خود چيزی بی کفايتی نشان نداده است و خود البته بيانگر عدم فهم و درک اين رابطه از طرف خداوند خامنه ای ست. اما بفرض آنکه خداوند خامنه ای بخوبی به رابطه تشديد و تصريح انتقادات نه از طرف دشمنان بلکه دوستان با ناخشنودی مردم، آگاه باشد. اما آگاهی باين مسئله لزوما خداوند خامنه ای را وادار به توبيخ و سرزنش، رئيس جمهور و يا حتی بی طرفی نسبت باو، نميکند. چرا که چنين امری نميتواند چيزی جز عقب نشينی در برابر خواست مردم باشد. تاريخ نشان داده است که خداوند ها کافی ست که تنها يک قدم به عقب بر دارند. اما کدام خداوند، يا قلدر و زور گويی بوده است، که بسر عقل آيد. و قبل از آنکه دير شود آن يک قدم را عقب بنشيند؟ چرا که خداوندان بخوبی آگاهند که هيچ قدمی به عقب نيست که به قدم دوم و سومی تبديل نگردد و خداوند را از بيخ آسمانها بزير نکشيده و در منجلاب ذلت و خواری فرو نبرد. اين نيز يکی از خصال بر جسته خداوندان است که از گذاردن قدم به عقب اکراه دارند و بهر قيمتی از آن امتناع کنند. خداوند خامنه ای را بايد زندانی قدرت نامحدود و بدون حد و مرز خود دانست. او نميخواهد زير بار مسئوليت برود. شانه های او توان بار اين مسئوليت را ندارد. چرا که فرو افتی و افول احمدی نژاد، فرو افتی و افول خود او و حکومت دين است. خداوند خامنه ای با سياستهايی که به احمدی نژاد بعنوان رئيس کارگزارانش، ديکته نموده است، خود را به نقطه ای غير قابل بازگشت کشانده است. آيا او ميتواند يک پشتک وارونه زده و بگويد، بهتر آنست که بفکر منافع اين ملت باشم، به آنسوی روی برم که عزت و احترام و رفاه و آسايش ملت را در بر گيرد؟ حق گزينش را به مردم باز گرداند و خود را بجای آنکه به خدا تسليم کند در برابر اراده ملت سر اطاعت فرو آورد؟ اين درست مثل آن است که از خداوند خامنه بخواهی که قبول کند خدا يکی و يکتا نيست و دارای شريک است و شريکی هم زبر دست. آيا او حاضر است که بپذيرد هيچ خدايی بدون شيطان تا کنون پا بعرصه وجود نگذاشته است. مگر خدا بدون شيطان ميتواند وجود داشته باشد؟ اگر شيطان با خدا به مبارزه بر نمی خواست، ديگر کسی به خداوند نيازی نداشت. اين وجود شيطان است که وجود خدا را ضروری ميسازد. بعبارت ديگر، انصراف دادن از غنی سازی اورانيوم و ترک رويای سلطه بر منطقه، در نظر خداوند خامنه ای مثل آن است که آيه های شيطانی را پذيرفته باشد، همان آيه هايی که پيامبر را برای چند صباحی منحرف ساخته بود که به شرک اعتراف نموده و به وجود شريک برای الله رضايت دهد. بعبارت ديگر، در پيروی از محمد عرب، خداوند خامنه ای هرگز وحدت کلمه را موضوع بحث و مذاکره و مصالحه نمی کند. خدا يکی است و همتا ندارد. استقلال و سر بلندی با ساختن پالايشگاه ها، جاده ها، پلها، مسکن سازی، اشتغالزايی با بازگرداندن خود مختاری به مردم ميسر نيست، تنها و تنها از طريق دست يابی به فن آوری غنی سازی است که ميسر ميشود. او در پی اسلحه نهايی ست تا بقول خودش قدرتهای جهانی را به انفعال و پاسخگويی اندازد. آری او در پی سربلندی و سر فرازی در بيرون است و اعتنايی به افزايش فقر و عقب ماندگی و اسارت و بندگی در درون ندارد. خداوند خامنه ای خبر ندارد که قدرتهای جهانی چه آشی برای او پخته اند؛ که آنها پذيرفته اند که ايران روزی اتمی خواهد شد اما با اعمال تحريمات فرساينده اقتصادی، مالی و صنعتی و نيز تهديد های نظامی و روانی، چنان ويرانی هايی در زير بنای اقتصادی کشور به وجود خواهند آورد که وقتی ايران به اسلحه نهايی دست يافت، يکی از ضعيفترين و فقيرترين کشورهای منطقه تبديل شده باشد، چنانکه هرگز نتواند کشور ديگری را به نابودی تهديد کند. بگذريم که تا آنزمان کشورهای منطقه نيز ممکن است خود را مسلح گردانيده باشند. باين معنا قدرت و اعتباری که دست يابی به اسلحه نهايی قرار است برای فرمانروايی خداوند خامنه ای ببار آورد، به ابزاری خنثی و بی اثر تبديل خواهد گرديد. تاييد و تصديق احمدی نژاد، عليرغم هزينه های گرانی که بر دوش ملت تحميل ميکند، نشانی ست بر ترس و وحشت از تعامل با قدرت های غربی بويژه با آمريکا. اين ترس وحشت را خداوند خامنه ای با ادامه ستيزه جويی با غرب می پوشاند. وی در احمدی نژاد ابزار موثری برای پيشبرد اين تدبير بظاهر انقلابی (ستيزه جويی با غرب) اما در اصل انفعالی، يافته است. سپتامبر ۲۰۰۸ مقالات اخير فيروز نجومی در سايت نيلگون رمضان: ضيافت آزادی يا اسارت و بندگی |