اکبر گنجي | اعدام اعدام
فايل پی دی اف برای چاپ


اعدام اعدام

اکبر گنجي



۱- انسان‌ها را نمي‌توان در پای آئين‌ها و ايدئولوژي‌ها قربانی کرد. هيچ ايده و آئينی مقدس نيست. هيچ آئين، ايدئولوژي، دين و... برتر از آدميان نيست. همه‌ی آئين‌ها و ايدئولوژي‌ها برساخته شده‌اند تا خادم انسان‌ها و در خدمت آنها باشند. انسان‌های دو پايی که بر روی کره‌ی خاکی راه مي‌روند، غايت في‌نفسه‌اند، نه ابزار و وسيله‌ی بسط ايدئولوژي‌ها. اديان آمده‌اند تا در خدمت همين آدميان باشند و درد و رنج آنان را کاهش دهند.

۲- به جای انقلاب کل‌گرايانه‌ی کلاسيک ، بايد به طور انقلابی نظريه‌های متعارض با واقعيت و حقوق انسان‌ها را کنار نهاد. به جای قربانی کردن انسان‌ها، بايد ايده‌های ناساز با حقوق بشر را به طور انقلابی کنار نهاد.

۳- مجازات اعدام، گرفتن جان انسان خطا کار (جنايت کار) است. به جای نابودی انسان‌ها، بايد مجازات اعدام را اعدام کرد. رد مجازات اعدام برای جنايت‌کاران يک چيز است، اما اعدام زندانيان سياسي- عقيدتی چيزی ديگر. اعدام زندانيان سياسي- عقيدتي، مطابق قوانين ديوان بين المللی کيفري، يکی از مصاديق جنايت عليه بشريت است.

۴- حوادث سه دهه‌ی گذشته، شکاف‌های عميقی در جامعه‌ی ما ايجاد کرده است. رويدادهای تلخ تاريخ معاصر موجب بدبينی ، کينه، انتقام‌گيري، و برخی ديگر از رذائل اخلاقی شده است. گذشته را بايد به گفت‌وگوی عمومی سپرد تا آن رويدادهای تأسف بار ديگر تکرار نشوند. يکی از عبرت‌های تاريخ سه دهه‌ی گذشته، طرد مجازات اعدام است. محکوميت جمعی مجازات اعدام به وسيله‌ی نخبگان، از تحولی کيفی در ايرانيان خبر حکايت دارد.

۵- اگر مجازات محارب درست باشد، اين مجازات شامل فرد يا گروهی است که با اسلحه ناامنی و رعب ايجاد مي‌کنند. آيت‌الله علی خامنه‌ای با صدور فرمان به گلوله بستن مردم مسالمت جوی معترض به تقلب در انتخابات، بهترين مصداق محارب است. او بود که با اسلحه نه تنها ايجاد رعب کرد، بلکه ده‌ها تن را به شهادت رسانيد، صدها تن را بازداشت کرد، تعدادی از آنها را زير شکنجه به شهادت رساند، تعدادی از آنان را مجبور کرد عليه خود و دوستانشان به جرائم ناکرده اعتراف کنند، و اينک با اعدام تعدادی ديگر در صدد ايجاد رعب در دل مردم مسالمت جو و شريف ايران است.

۶- هدف اصلی مجازات محاربه و اعدام جوان‌های ايران زمين، سرکوب جنبش سبز از راه ايجاد رعب و وحشت است. دستگاه قضايی کشور که دادگاه های فرمايشی مطابق ميل رهبر به راه انداخته است، خود را به دادگاه درباری تقليل داده است، نه نظام فيصله بخش نزاع ها بر مبنای عدالت. آيت‌الله علی خامنه‌ای نگران ظاهر شدن جنبش سبز در ۲۲ بهمن ماه است. وي، بخش قضايی دربار خود را به کار گرفته است تا شاهد نقاب از رخ بر کشيدن جنبش سبز در ۲۲ بهمن نباشد.

۷- دولت نهادی نامقبول است، برای اين که هر دولتی در زندگی افراد دخالت کرده و آزادی آنان را با مداخلات خود کاهش می دهد. اما چه بايد کرد که هيچ گريزی از وجود دولت نيست؟ بايد مداخلات آن را تا حد ممکن کاهش داد. يکی از مهمترين کارکردهای دستگاه قضايی مدرن، دفاع از حقوق شهروندان در برابر قدرت متجاوز دولت است. به همين دليل نظام قضايی بايد مستقل باشد. اما در ايران دستگاه قضايی بخشی از دولت است. به رسميت شناختن استقلال قضايي، موضوعی است که همه ی مدافعان حقوق بشر و دموکراسی خواهان بايد از آن دفاع کنند.

۸- احکام و مجازات های فقهي، همگی متعلق به دوران صدر اسلامند، نه زمان‌های بعد. اگر کسی بر اين باور است که يکی از آنها متعلق به دوران معاصر است، بايد با دليل اثبات کند که آن حکم خاص متعلق به تمامی زمان ها و مکان هاست. ۹۹ درصد مجازات های فقهی را اعراب معاصر پيامبر اسلام برساخته‌اند (احکام امضايي). احکام تأسيسی پيامبر اسلام بسيار اندک است.

۹- اکثريت موارد اجرا شده‌ی مجازات‌های فقهي، حتی با شرايط و ضوابط احکام ياد شده منطبق نيستند. اما حتی اگر صد در صد هم با حکم منطبق شوند، ايجاد نفرت از اسلام (خصوصا در ميان نسل جوان) تنها نتيجه‌ی اجرای مجازات‌هايی چون محارب و مفسد في‌الارض است. گوهر رسالت پيامبر گرامی اسلام دعوت به خداگرايی و آخرت‌انديشی بود يا عمل به رويه‌ها و عرف برساخته‌ی اعراب زمان خود؟ مساله‌ی آيت‌الله خامنه‌ای و دستگاه سرکوب او نه حفظ اسلام در دوران مدرن، که حفظ قدرت مطلقه‌ی خود و استفاده‌ی ابزاری از اسلام برای دوام رژيم جمهوری اسلامی است.

۱۰- نتيجه: بايد همه‌ی افراد و گروه‌ها از اعدام اعدام دفاع کنند و اعدام زندانيان سياسي- عقيدتی را مصداق جنايت عليه بشريت به شمار آورند. سکوت در برابر جنايت، مشارکت اخلاقی در جنايت است. «فهم ستمگري» و «واکنش به ستم»، نمايان‌گر زنده بودن فضائل انسانی در ماست.