فايل پی دی اف برای چاپ


تأثير نظريه‌ی ذهنيت ابتدايی لوسين لوی ـ برول
بر سوررئاليسم و مدرنيسم


يدالله موقن

جيمز کليفورد که تأثير لوی ـ برول را بر نسلی از هنرمندان و نويسندگان مدرنيسم مطالعه کرده است در اين باره می نويسد که ذهنيت ابتدايی در ميان آن موضوعهای پژوهشی بود که برای "سوررئاليسم قوم شناختي" سوخت تهيه می کرد ؛ اما نه مانند آگاهی سطحی نويسندگان قرن نوزدهمی از اقوام بيگانه، بلکه در اينجا واقعيت عميقاً مورد چون و چرا قرار می گرفت . مثلاً آندره برتون در رساله‌ی خود با عنوان دومين بيانيه‌ی سوررئاليسم (۱۹۳۰) با اين نظريه‌ی لوی ـ برول هم رأی است که ذهنيتی که هنوز مقيد به رعايت اصل امتناع تناقض نشده است اموری را که مامتناقض با يکديگر می دانيم ، متناقض تشخيص نمی دهد. برتون در اين باره می نويسد:
«دلايل محکمی در دست اند که ما را متقاعد می کنند که در وضعيتی از ذهن، زندگی و مرگ ، امر واقعی و امر خيالی ، گذشته و آينده ، امر انتقال پذير و امر انتقال ناپذير، بالا و پايين ، ديگر اموری با يکديگر متناقض شناخته نمی شوند» .

رساله‌ی مونرو با عنوان شعر مدرن و امر قدسي، بحث مشروحی درباره‌ی سوررئاليسم در قالب نظريات لوی ـ برول دارد . آندره برتون از اين مقاله در مصاحبه‌ی ۱۹۴۶ خود نام می برد و شباهت ديدگاه سوررئاليست را با ذهنيت ابتدايی تصديق می کند .

تأثير لوی ـ برول بر تی . اس . اليوت۵
اليوت در سال ۱۹۲۳ در مقاله ای که درباره‌ی داستان اوليس جيمز جويس نگاشته است می گويد که َرويه‌ی او و جويس نسبت به علوم انسانی همگرا است؛ اين همگرايی برای رسالت هنر در قرن بيستم پی آمدهای تاريخی مهمی دارد.

اليوت می نويسد:
«روانشناسی (آن چنان که هست و واکنش ما نسبت به آن خواه کُميک باشد خواه جّدي) قوم شناسی و کتاب جيمز فريزر : شاخه‌ی زرين آنچه را، فقط تا چند سال پيش ناممکن می نمودند ، ممکن ساخته اند. من جداً معتقدم که اين وضع، برای در دسترس قرار دادن جهانِ مدرن به هنر گامی به جلو است»۶.

اگرچه در اينجا اليوت  دِين خود را به کتاب: شاخه‌ی زرين فريزر اعلام می کند اما سمت گيری ذهنی او به سوی مکتب فرانسوی و به ويژه معطوف به آثار لوی ـ برول بود. او بخشی از نوشته های لوی ـ برول درباره‌ی ذهنيت ابتدايی را در کريتريون (Criterion) چاپ کرد.

لوی ـ برول دقيقاً آن نوع فيلسوفی بود که دامنه‌ی مطالعاتش بسيار وسيع و نظرياتش  نو و تکان دهنده بودند، از اين رو مورد توجه اليوت قرار گرفت. علاقه‌ی اليوت در آغاز به مباحث شناخت، عرفان و شکل گيريهای سمبليکِ فرهنگهای غيرغربی بود. در حالی که آثاری مانند شاخه‌ی زرين فريزر به منزله‌ی منابع دست اول درباره‌ی اساطير اقوام با ارزش بودند، اما قالب تئوريک برای فهم اين منابع را لوی ـ برول ارائه می داد نه فريزر.

تفسير لوی ـ برول از ذهنيت ابتدايی به اليوت کمک می کرد تا انديشه‌ی خود را درباره‌ی فرايند آفرينش شعر و نيز درباره‌ی فرهنگِ معاصر سامان ببخشد. اليوت خودميان «گردآوری و انباشت منابع» از سوی فريزر و «ساختن اين منابع به شکل يک کاخ» از سوی متفکران خلاقی چون دورکم و لوی ـ برول تمايز قائل می شود. (Rev. of Growth , ۴۸۹)

اليوت آثار لوی ـ برول را در سال ۱۹۱۳ خواند يعنی هنگامی که در سمينار جوزيا رويس (Josiah Royce’s Seminar) در دانشگاه هاروارد دانشجو بود. او در آنجا مقاله ای نوشت با عنوان: «تفسير مناسک ابتدايي» که در آن ، نظريات لوی ـ برول ، دورکم، فريزر و جين هاريسون را با يکديگر مقابله و مقايسه کرد. دراين مقاله دلمشغولی اليوت به منشاهای مناسک ابتدايی و قصور نظريه‌ی انسان شناختی در يافتن اين منشاها است.

او به پيروی از لوی ـ برول مکتب انسان شناسی انگليسی را مورد انتقاد قرار می دهد که به «يکسانی ذهن» اعتقاد دارد؛ ذهنی که بر پايه‌ی منطق مدرن کار می کند و برای همه‌ی انسانها در همه‌ی زمانها و مکانها يکی است.

اليوت می گويد: «هر نظريه ای که تکوين انديشه‌ی دينی را بر اثر عمل استدلال منطقی بداند » نابسنده است. در دومين مقاله ای که اليوت در ترم بهار سال ۱۹۱۴ ارائه داد، قانون آميختگی را ، که لوی ـ برول برای تفسير کارکردهای ذهنيت ابتدايی عرضه کرده بود، به منزله‌ی زمينه ای وحدت بخش برای درکِ« فهمِ» انسان معرفی کرد و افزود که فهم انسان فقط در مراحل اخير است که با «ساختارهای صوري» مانند علت و معلول و تصميم و اراده از« قانون آميختگي» عدول کرده ا ست. اليوت تأکيد می کند که ميان ذهنيت ابتدايی با برداشتهايی که از زندگی معاصر [در ادبيات آوان گارد] وجود دارند تفاوتی اساسی موجود نيست. اليوت حتی در همين دوره‌ی دانشجويی خود درگير برنامه‌ی مدرنيسم است؛ يعنی جستجوی منشايی اسطوره ای که آن را به منزله‌ی عنصر سرکوب شده‌ی آگاهی مدرن قلمداد کند، و نيز تصديق اين موضوع که احيای اين منشأ کار دشواری است.

اليوت در سال ۱۹۱۶ در نقدی طولانی که بر کتاب: کارکردهای ذهنی در جوامع عقب مانده نوشت مستقيماً با لوی ـ برول روبرو شد . اليوت در اين نقد، بيشتر به اعضای قبيله‌ی بورورو علاقه نشان می دهد. توتم اين قبيله طوطی است. اعضای قبيله‌ی بورورو نه تنها طوطی را به منزله‌ی نيای اسطوره ای خود پذيرفته اند و هر عضو قبيله، خود را طوطی می داند بلکه هر عضو قبيله‌ی بورورو حالت ذهنی يی دارد که او را قادر می سازد که بپنداردکه طوطی است و در عين حال معتقد باشد که انسان است. به نظر اليوت، ذهن غربی اين توانايی را که متعلق به ذهنيت پيش – منطقی است از دست داده يا آن را سرکوب کرده است. اليوت می نويسد:
«به سخن ديگر، ذهنيت عرفاني، گرچه در سطح پايين تری است تا ]ذهنيت منطقي، با اين وصف[ نقش عظيم تری در زندگی روزانه‌ی انسان وحشی دارد تا در زندگی انسان متمدن. مسيو لوی ـ برول به حق بر جنبه ای از ذهنيت ابتدايی تاکيد می کند که انسان شناسان نسل گذشته ، مانند فريزر ، ناديده گرفته بودند، لوی ـ برول نظريه ای ارائه می دهد که وجوه مشترکی با تحليلهای اسطوره شناسی يی دارد که جديداً پيروان فرويد ارائه داده اند ». (Rev. of Group Theories ,۱۱۶)

شايد منظور اليوت از پيروان فرويد ، کارل گوستاو يونگ باشد که ترجمه‌ی انگليسی اثر او در اين خصوص با عنوان روانشناسی ضمير ناخودآگاه در همان سال، يعنی ۱۹۱۶، به چاپ رسيده بود. در پس زمينه‌ی بحث يونگ، اثر خود فرويد به نام: توتم و تابو (۱۹۱۳) قرار دارد که در آنجا فرويد می کوشد تا ميان انسان شناسی و روانکاوی پلی بزند و نشان دهد که بقايای ذهنيت «وحشي» را می توان در بعضی بيماريهای عصبی (نوروتيک) مشاهده کرد. باري، آثار لوی ـ برول برای اليوت انگيزه ای می شوند تا ميان ذهنيتِ «عرفاني» انسان ابتدايی با ضمير ناخودآگاه انسان مدرن شباهتی ببيند، و اين دو در نوشته های اليوت نقش برجسته ای ايفا می کنند. تحليل های او از فرايند خلاق، تأکيد را بر نقش اساسی ضمير ناخودآگاه در آفرينش زبانِ شعری می گذارد در حالی که نقد او از فرهنگ معاصر بر آگاهی عرفانی انسان ابتدايی به منزله‌ی عنصری اساسی در نظم اجتماعی تأکيد می کند.

اليوت در اثر خود سرزمين هرز، مناسک ابتدايی را نه به منزله‌ی فرار از نظم و معنا بلکه به منزله‌ی منشا آن دو ارائه می دهد. انتظام پيشين مراسم باروری و کشت و زرع را می توان احيا کرد به اين شرط که آنها رااز روی نظم و ترتيبِ پيشين اشعار بازسازی کنند ؛آن چنان که اين بازسازی بتواند بر بيهودگی و هرج و مرج کامل تاريخ معاصر، معنايی را تحميل کند. مهم نيست که اين معنا، معنايی منفی باشد، زيرا که بينش حاکم بر شاعر دقيقاً بينش بی نظمی است، قدرت نجات بخشی اسطوره خارج از محدوده‌ی تاريخ همچنان دست نخورده بر جای مانده ا ست؛ اما در عين حال اسطوره های آدونيس، آتيس و اوسيريس -که در شاخه‌ی زرين فريزر آمده اند- موجب پيوستن اروپا با شرق می شوند. اليوت در جای ديگری دِين خود را به لوی ـ برول بيان می کند و موضوع را اين طور خلاصه می کند: «ذهنيت پيش – منطقی در انسان متمدن نيز تداوم دارد، اما اين ذهنيت فقط در شاعر يا از طريق او در دسترس قرار می گيرد» (The Use of Poetry and the Use of Criticism)۱۹۳۳) ,۱۴۸)

 بنابراين از نظر اليوت منشأ شعر همزمان در دوره‌ی پيش – تاريخی و  در فرهنگ ابتدايی و در آگاهی ابتدايي، که آن را با تصورات ضمير ناخودآگاه انسان معاصر يکی می داند، قرار دارد.

جوامع ابتدايی مدل خامی هستند که اليوت بينش او تو پيايی خود را بر پايه‌ی آنها بنا می نهد. او در اثر خود: ايده‌ی جامعه ای مسيحی (۱۹۴۰)  ادعا می کند که در «زندگی انسان وحشی (. . . ) عمل اجتماعی – دينی – هنری درهم ادغام اند و ما بايد با اين عمل مدغم در سطح عالی تری رقابت کنيم» , ۴۹  (Christianity). علاوه بر اين که انسان وحشی ارتباط محکمش را با طبيعت و فوق طبيعت حس می کند، اليوت در زندگی انسان ابتدايی آن چيزی را می ستايد که او ساختار ارگانيک خالص و مدغم جوامع ابتدايی می نامد. پی آمدهای ايده آلی کردن جوامع ابتدايی در اثر او با عنوان :" در پی خدايان بيگانه "که براساس درس گفتارهای او در دانشگاه ويرجينيا در سال ۱۹۳۳ نوشته شده مشهود است. در اين اثر، ايده¬آل اليوت از يک جامعه‌ی سنتی اين است که بر پايه‌ی وحدت ارگانيک شکل گرفته باشد و به شکل خالص خويشاوندی خونی باشد ونيز در مکانی واحد ريشه داشته باشد و اعضای آن  به تابوهای مشترکی اعتقاد داشته باشند.

تأثير لوی ـ برول بر جيمز جويس
نظريات لوی ـ برول ، جويس را، نيز مانند اليوت ، مجذوب خود می کنند؛ به ويژه «آگاهی ابتدايي»، به منزله‌ی قلمروی مهم که در آن اسطوره با تاريخ، رؤيا با واقعيت، آگاهی با ناآگاهي، زمان حال با زمان گذشته، به آن شيوه هايی در هم می آميزند که آن شيوه ها از نظر عصر خردگرا و ماترياليست ما مردود شناخته می شوند.

در کتاب اوليس و به ويژه در کتاب شب زنده داری فينگانها، شاهد ناپديدشدن عليت هستيم ، سوژه با ابژه در هم می آميزند ، يک موجود همزمان در جاهای مختلف حضور دارد ، زمان به مکان وابسته نيست ، بازنمايی های اسطوره ای وجود دارند که هيچ ما به ازايی در واقعيت عينی ندارند. در کتاب اوليس نماينده‌ی اصلی انسان شناسی مردی انگليسی به نام هين (Haine) است. برنامه‌ی معرفی هين، نخستين برنامه از يک رشته پارودی (parody)کردن های دانش قوم شناختی است که در سراسر متن اوليس پراکنده اند.

لوی ـ برول در شب زنده داری فينگانها
در ديداری که جويس در سال ۱۹۳۶ از کپنهاگ داشت در آنجا با لوی ـ برول ملاقات کرد و جويس پی برد که لوی ـ برول اوليس او را تحسين می کند.

 در اين ديدار لوی ـ برول نيز دو کتاب از آثار خود را به جويس هديه می کند. جويس لوی ـ برول را شخصيتی بسيار مهم می دانست و سه سال بعد مقاله ای برای او درباره‌ی شب زنده داری فينگانها فرستاد که لوی ـ برول آن را در نوول روو فرانسه (Novelle revue francaise) به چاپ رساند.

لوی ـ برول برای علاقه‌ی خود به شب زنده داری فينگانها دليل داشت؛ زيرا جويس در آن کتاب در قالب شخصيتهای مختلف او را آورده بود. حتی نام لوی ـ برول به صورت پروفسور , Loewy – Brueller Levi-Brullo يا پروفسور Llewellys ap Bryllars در شب زنده داری فينگانها به کرات آمده است؛ مثلاً در صفحات ۱۵۰ سطر ۲۷ ، و ۱۵۱ از سطر ۱۷ تا ۳۶ . لوی ـ برول در قالب شخصيتهای چون لوئيس (Wyndham Lewis) و هين در صفحات آغازين اوليس نيز عرضه شده است.

در حالی که اليوت تاريخ را اسطوره ای می کند، جويس به نظر می رسد که اسطوره را تاريخی می کند؛ و سرانجام هر دوی آنها را در ماديت راديکالِ زبان از ميان می برد. شيوه های اسطوره ای و تاريخی بازنمايی ها، عناصری می شوند در متنی که ترکيبات بيشماری دارد که تمايز ميان بازنمايی را با موضوعی که بازنمايی می شود محو می کند. برای اليوت اين تمايز باقی می ماند يعنی محدوديت زبان، بازنمايی را متمايز از موضوع شناختِ عرفانی و ايمان می کند،و در مرحله ای از سير روح، زبان را بايد مردود دانست و رها کرد، اما جويس اين محدوديت را نمی پذيرد و جهانِ زبانش را فراسوی هر مرزی که تاکنون تعريف شده است گسترش می دهد.۷
البته ياد آوری اين موضوع ضروری است که گرچه از آثار لوي-برول می توان به نسبيت منطقی و فرهنگی رسيد؛ ولی او خود مطلق گرا بود نه نسبی گرا. معيار او برای سنجش شيوه های انديشه ، علم وعقلانيت غربی بود.

۱- James Clifford , The Predicament of Culture : Twentieth – Century
 Ethnography, Literature and Art. Cambridge: Harvard UP, 1988, P. 120.
۲- Andre Breton , Second manifeste du Surrealisme, Paris , Gallimard , 1973 , PP. 65 – 150.,
۳- Jules Monnerot , La poesie moderne et le sacre, Paris , Gallimard , 1945 , PP. 97 – 120.
۴- Andre Breton , Entertiens 1913 – 1952 , Paris , Gallimard , 1969 , PP. 244 – 45.
۵-برای آگاهی از نظرات اليوت و به طور کلی ژانر ادبی مدرنيسم بنگريد به اين مقاله‌ی از نويسنده : «لوکاچ ومدرنيسم» در کتاب :زبان ، انديشه و فرهنگ  ( تهران ،انتشارات هرمس ،چاپ اول۱۳۷۸) صفحات ۷۸-۶۷.
۶-Eliot, Selected Prose ,P.178.
 
۷ - نگارنده تأثير لوی ـ برول بر اليوت و جويس را از طريق مطالعه‌ی مقاله‌ی زير دريافت:
David Spurr , Myths of Anthropology : Eliot , Joyce , Levy – Bruhl , in : Modern Language Association , (PMLA) , vol. 109 , No. 2 (Mar , 1944) , PP. 266 – 280.
خواننده‌ی علاقمند می تواند برای آگاهی از جزييات بيشتر و اسناد مربوطه به مقاله‌ی فوق رجوع کند.


مقالات اخير يدالله موقن در سايت نيلگون

ارنست کاسیرر: فیلسوف فرهنگ
مبانی فلسفهء روشنگری ـ مصاحبه
ایمانوئل کانت: در پاسخ به پرسش: روشنگری چيست؟
تفاوت تمدنهای شرق و غرب از ديد ماکس وبر
لوکاچ در کوه جادو
مباني فلسفي نظرات لوكاچ 
لوكاچ و ژانر ادبي مدرنيسم 
لوکاچ و حماسه
نظريه لوسين لوی ـ برول 
در باره ذهنيت ابتدايی 

فاشيسم چيست؟
زبان ، انديشه ، و فرهنگ ـ پل هنله
لوسين لوی برول و مسألهء ذهنيت ها
مارکسيسم و ديالکتيک ـ لوچو کولتی
تاريخچهء مفهوم استبداد شرقی
درک نادرست از جامعهء سکولار غربی
و نشناختن سرشت اسطوره ای انديشهء شرقی

شعرحماسی ـ از مجموعه درسهای هگل
نقدی بر مارکسيسم
اغتشاش در زبان و اغتشاش در تفکر
عقلانيت غربی در از ديدگاه ماکس وبر
جامعه شناسی حقوق ماکس وبر
فورم انديشهء اسطوره ای
دين اقوام سامی ـ روبرتسون سميت
سلطهء کاريزمايی از نظر ماکس وبر

Nilgoon Image: Yadollah Moughen