ماركسيسم و ديالكتيك

 

لوچوكولتي

ترجمهء  يدالله موقن

 

يادداشت مترجم

با فروريزي كمونيسم در اروپاي خاوري و شوروي پيشين بعضي بر اين تصورند كه عصر ماركسيسم ـ لنينيسم به سر آمده است. اما از ياد نبايد برد كه ماركس نمونهء  اعلاي يك مرتجع ـ انقلابي است؛ ومانند روسو و هگل،  هم پدر توتاليتاريسم چپ است و هم توتاليتاريسم راست. موسوليني او را «فيلسوف بزرگ خشونت طبقه كارگر» مي‏ناميد. و استالين و مائو،  هيتلر،  وموسوليني و ديگر ديكتاتورهاي چپ و راست،  چه مستقيم و چه غير مستقيم،  از ماركسيسم ـ لنينيسم درسهاي بسياري آموختند و به كار گرفتند. وحشتناكترين ارمغان ماركسيسم ـ لنينيسم تقديس آدمكشي بود. نه تنها گروههاي چپ افراطي بلكه گروههاي راست افراطي نيز،  هم از لحاظ ايدئولوژي وهم در تبليغات و سازماندهي،  ماركسيسم ـ لنينيسم را الگو و سرمشق كار خود قرار داده‏اند،  زيرا با عقايد سنتي و كهن نمي‏توان توده‏ها را تحريك كرد و به جنبش درآورد. تكنيكهاي نو اسطوره‏سازي و تحريك تخيل توده‏ها و همراه با آن،  سازمان دادن آنها از ابزارهاي لازم براي ايجاد جنبشهاي توده‏اي مانند كمونيسم و ارتجاع فاشيسم در قرن بيستم بوده‏اند. تاريخ تروريسم از لنين  تا بن لادن سر گذشتي شگفت انگيز دارد. بايد منتظر ماند وديد که تروريسم پس از بن لادن چه تحفه اي از آستين بيرون خواهدآورد.   ما اكنون در سطح جهاني شاهد نضج گرفتن دوبارهء  ايدئولوژيهاي راست افراطي هستيم. به همين دليل،  شناختن انديشهء  پدران توتاليتاريسم(روسو، هگل و ماركس) لازم است.

 

مقالهء  زير به قلم لوچوكولتي يكي از برجسته‏ترين فيلسوفان ماركسيست است. او رسالهء  دكتراي فلسفهء  خود را به سال ۱۹۴۹ دربارهء  منطق كروچه نوشت. سپس در سال ۱۹۵۰ به حزب كمونيست ايتاليا پيوست. در سال ۱۹۵۸ به همراه فيلسوف ايتاليايي دلاولپه، عضو هيئت تحريريهء  مجلهء  سوچيته (Societe)  ،  ارگان فلسفي حزب كمونيست ايتاليا شد. رهبري حزب،  مجلهء  مذكور را در سال ۱۹۶۲ تعطيل كرد و كولتي نيز در سال ۱۹۶۴ حزب كمونيست را ترك گفت. كولتي چند سال پيش در گذشت. كولتي استاد كرسي فلسفه در دانشگاه رم بود. تخصص كولتي در مورد ارتباط انديشهء  ماركس با هگل و روسو است. او كتابها و مقاله‏هاي بسياري نوشته است. دو كتاب زير از او به انگليسي ترجمه شده اند:

۱. از روسو تالنين (لندن ۱۹۷۲)

۲. ماركسيسم و هگل (لندن۱۹۷۳)

 

كولتي مقاله‏ي«ماركسيسم و ديالكتيك» را پس از آثار فوق نگاشته و چكيده‏ي مطالعات اوست. كولتي با قدرت تحليلي انديشه‏اش كه در ميان ماركسيست‏ها كم‏نظير است در اين مقاله،  در واقع، جوانب مختلف انديشه‏ي ماركس را به طور سيستماتيك بررسي كرده است،  و بي‏اغراق مي‏توان گفت بهترين و موجزترين مقاله‏اي است كه تاكنون دربارهء  ديالكتيك و ارتباط آن با نظريه‏هاي«باخود بيگانگي» (اليناسيون)،  «بت‏شدگي» (فتيشيسم)،  «ارزش» و«ارزش اضافي» نوشته شده است.


PDF for Print
Font Download
Install font

ترجمهء  فارسي اين مقاله از روي ترجمهء  انگليسي آن صورت گرفته كه در مجلهء  نيولفت ري‏ويو،  شماره ۹۳ (سپتامبر ـ اكتبر۱۹۷۵،  ص۲۹-۳) چاپ شده است. كولتي در اين مقاله،  نخست فرق ميان تقابلِ واقعي و تناقضِ ديالكتيكي را شرح مي‏دهد،  سپس اثبات مي‏كند كه در كتاب سرمايه،  تقابلها از نوع تناقضهايِ ديالكتيكي‏اند. به همين دليل،  ماركسيسم بر خلاف علم،  پايبند اصل امتناع تناقض نيست ونمي‏تواند علم باشد.

 

مترجم فارسي،  در مقاله هر جا ارجاعهايي به آثار كانت،  هگل،  ماركس وكاسيرر وجود داشت،  ترجمهء  انگليسي را با متن اصلي آلمانيِ آثار فيلسوفانِ فوق (تاآنجا كه در دسترسش بود) مقابله كرده و از ترجمه‏هاي انگليسي آثار هگل و ماركس،  جز آنچه مترجم انگليسي به كار برده،  سود جسته است؛ و چنانچه لغزشي در متن مشاهده نموده اصلاح كرده است. عبارات داخل كروشه‏ها و پانويسهايي كه با علامت م. مشخص شده‏اند همه از مترجم فارسي مقاله اند.