|
Lucio Colletti: Marxism
and Dialectics
در
اين مقاله
ميكوشم تا
مسئلهاي را
روشن كنم كه
قبلاً در
مصاحبه خود با
مجلهي
نيولفت ري
ويو۱ مطرح كرده
بودم. بررسي
اجمالي فرق
ميان«تقابلِ
واقعي» (real opposition) و
«تناقضِ
ديالكتيكي» dialectical contradiction بسيار
دشوار است. هر
دو،
موردي از
تقابلاند؛
اما نوع آنها
كاملاً
متمايز از
يكديگرست.
تقابلِ واقعي(يا
تقابلهايِ
سازشناپذير)، تقابلِ«بيتناقض»
است واصل اين
هماني و
اصل(امتناع)
تناقض را نقض
نميكند؛ و به
همين دليل با
منطق صوري (formal logic)
سازگار است.
اما برعكس شكل
ديگر تقابل در
بردارندهء «تناقض»
است و ازاين
رو به تقابلِ
ديالكتيكي (dialectical opposition)
ميانجامد.
همچنان كه
خواهيم ديد، ماركسيستها
هرگز
انديشهء روشني
دربارهء اين
موضوع
نداشتهاند و
در اغلب موارد
گمان
نميبردهاندكه
دو نوع تقابل
وجود دارند كه
داراي سرشتي
كاملاً
متفاوتاند.
در موارد
نادري هم كه
ماركسيستها
اين موضوع را دريافتهاند
پي به اهميت
آن نبردهاند
و «تقابلِ
واقعي» را نيز
به منزلهء موردي
از تقابلِ ديالكتيكي
دانستهاند؛
گرچه تقابلِ
واقعي، «تناقضي»
در بر نداشته
از اين رو
تقابلِ غير
ديالكتيكي
است. پس نخست
به اختصار چند
كلمهاي دربارهي
ساخت اين
دونوع تقابل
بگوييم.
تقابلِ
متناقض يا
تقابلِ
ديالكتيكي
معمول
است كه اين
تقابل را با
فرمول«A، نه-A»
[«هست،
نيست»] بيان
كنند. اين
تقابل موردي
است كه در آن
هيچ تقابلي
نميتواند
بدون ديگري
برقرار
بماند(تقابلها
متقابلاً
همديگر را جذب
ميكنند). نه-A،
نفيA
است. نه-A
در خود و براي
خود هيچ است؛
فقط نفيِ
ديگري است، ونه چيز
ديگري.
بنابراين اگر
بخواهيم براي
نه ـ A
مدلولي قائل
شويم،
بايد در همان
حال بدانيم A چيست كه نه-A،
نفيِ آن است.
اما A نيز
منفي است.
همان گونه كه
نه ـ A ، نفيِ A است،
A نيز نفيِ
نه-A است.
چون به جاي A ميتوان
نه ـ نه ـ A
گفت. پس براي
اينكه A
مدلولي داشته
باشد بايد به
عنصري رجوع
كند كه نفي آن
است.
بنابراين، هيچ يك
از اين دو عنصر
چيزي در خود و
براي خودنيست.
بلكه هر يك از
آنها عنصري
منفي است. به
علاوه هر يك
از آن دو، نسبتي
منفي است. در
واقع اگر
بخواهيم بدانيم
كه يكي از اين
دو عنصر چيست
بايد در همان
حال بدانيم كه
عنصر ديگر
چيست كه عنصر
اولي نفي آن
است. بنابراين
براي اينكه هر
يك از اين دو
عنصر وجود
داشته باشد
مستلزم نسبتي
با عنصر ديگر
است؛ نتيجه وحدتِ
آنهاست(وحدتِ
تقابلها)، فقط در قالب
همين وحدت، هر يك از
آنها نفي ديگري
است.
|