سه پرسش و سه پاسخ کوتاه از ريچارد رورتي

(هابرماس/هايدگر/سارتر/سيدني هوک)

مترجم: عبدی کلانتری

 


س: [وقتي که در جهتِ رسيدن به همبستگيِ اجتماعي، تئوري پردازي را مفيد نمي دانيد و در عوض ادبيات و رُمان را توصيه مي کنيد،] در اين رابطه کار يورگن هابرماس را چطور مي سنجيد؟ غالب اوقات به نظر مي رسد از فکرِ او سود مي بريد اما پروژهء او [برخلافِ شما] هدف اش آن است که براي تعهد در قبالِ همبستگيِ اجتماعي، يک پايه و بنيادِ فلسفي بيابد.

 

رورتي: صد در صد، او و من هميشه داريم سرِ اين نکته جرّ و بحث مي کنيم.  او خيال مي کند من يک جور نسبي گرا (رلاتيويست) هستم، من هم خيال مي کنم او يک جور استعلايي (ترانسانداليست) است.

 

س: هابرماس در مجادلات بر سر نازيزمِ مارتين هايدگر خيلي فعال بوده و نظرش اين است که يک رابطهء عميق ميان فاشيزمِ هايدِگر و فلسفه اش وجود دارد. عده اي ديگر مثل ژاک دريدا اين رابطه را زياد جدّي نمي گيرند. نظرِ شما چيست؟

 

رورتي: فلسفهء هايدگر و سياست او را مي توان با عطفِ توجه به واقعيت هاي زندگي نامهء او توضيح داد. اما من فکر نمي کنم سياستِ او فلسفه اش را آلوده باشد. [به همين شيوه] استالينيزم ژان پُل سارتر را هم مي توان با رجوع به همان واقعيت هاي زندگي نامه اي توضيح داد که باعث به وجود آمدنِ «هستي و نيستي» شد، اما فکر نمي کنم اين کتاب به استالينزم آلوده باشد.

 

س: با مرگِ سيدني هوک، فصلي از تاريخچهء پراگماتيزمِ آمريکايي به پايان مي رسد. سيدني هوک خودش را وارثِ فلسفي و سياسيِ جان ديويي مي دانست، در حاليکه از جنگِ سرد هم دفاع مي کرد و هرگز از فجايعي که آمريکا در  ويتنام و آمريکاي لاتين به بار آورد هيچ انتقادي نکرد. او که زماني يک مارکسيست انقلابي مهم محسوب مي شد، در نهايت حاميِ رانالد ريگان و توجيه کنندهء قدَرـ قدرتيِ آمريکا شد. آيا شما فکر مي کنيد او پروژهء سياسيِ جان ديويي را مؤمنانه تا به آخر دنبال کرد؟

 

رورتي: بله، گرچه در مورد ويتنام من با او مخالف بودم. من به دمکراتها رأي مي دادم، او به جمهوري خواه ها. اختلافِ ما بر سر تاکتيک هاي سياسي بود، اما سرِ استراتژيِ سراسري هم نظر بوديم. [توضيح مترجم: پدر و مادر ريچارد روتي مارکسيست ـ تروتسکست بودند و او کودکي و نوجواني اش را در خانه اي سپري کرد که محل رفت و آمد و مناقشاتِ روشنفکرانِ چپ و فعالانِ جنبشِ کارگري بود. سيدني هوک دوستِ خانوادگيِ آنها بود. در دورانِ «جنگ سرد» ميان آمريکاـ پيمانِ ناتو و شوروي ـ پيمانِ ورشو، رورتي به عنوان يک روشنفکر بورژواـ ليبرال (به گفتهء خودش) از اردوي آمريکا دفاع مي کرد. ]

 

منبع: بخشی از يک مصاحبهء بلندتر در سال ۱۹۸۹، تجديد چاپ در کتابِ زير:

Take Care of Freedom and Truth Will Take care of Itself

Interviews with Richard Rorty

Published by Stanford University Press, 2006