۱۱ سپتامبر ۲۰۰۶

پنجمين سالگرد کشتار بزرگ يازدهم سپتامبر

 

در پنجمين سالگرد کشتار يازدهم سپتامبر در شهر نيويورک، اين اتفاق نظر وجود دارد که آن رويداد تاريخ آمريکا را دگرگون کرد. از آن روز تاکنون دو واقعيت در افکار عمومي آمريکا وضوح بيشتري يافته است. اول اينکه نقشي که آمريکا در جهان بازي مي کند و بعضي از سياست هاي خارجي آن مي توانند واکنشي برانگيزند که آمريکاييان در خاک کشورخودشان آنرا تجربه کنند. ديگر اينکه در آن سوي اقيانوس هايي که اطراف آمريکا را گرفته ، مردم و نظامهاي اعتقادي اي وجود دارند که موجوديت آمريکا و ارزش هاي فرهنگي و تمدني آن را به رسميت نمي شناسند و با آن سرجهاد دارند.

 

در فرهنگ سياسي آمريکا به جاي واژگاني چون «تهديد سرخ» و «امپراتوري شرّ» که در دوران جنگ سرد با کمونيسم مرسوم بود، کارزار تبليغاتي با عبارات «تروريسم جهادي» ، «محور شرارت» و «رژيم هاي شرور» جلو مي رود. منظور از رژيم هاي شرور به طور عمده رژيم هاي اسلاميِ ضد آمريکايي است که از سازمان ها و جنبش هاي اسلام سياسي در دنيا حمايت مادي يا معنوي به عمل مي آورند و آنها را عليه منافع آمريکا و اسرائيل تجهيز مي کنند. همچنين براي نخستين بار دولت آمريکا يکي از هدف هاي خود را استقرار دموکراسي در خاورميانه يا «تحول دموکراتيک» در آن منطقه اعلام کرد.

 

در پنجمين سالگرد کشتار بزرگ نيويورک، ضديت با مسلمانان در آمريکا افزايش پيدا نکرده و موارد چشمگيري ازتبعيض عليه آنها گزارش نشده است، اما نوعي تشديدِ حساسيتِ پنهان در اماکن عمومي، فرودگاهها و ايستگاههاي مرزي در قبال اسامي و چهره هاي عرب يا مسلمان بيشتر احساس مي شود. اين حساسيت ها در مواقع حساس يا زماني که احساس ناامني ايجاد شود مي تواند شکل نژادگرايانه به خود بگيرد.

 

آگاهي از شرايط قربانيان سياست هاي آمريکا در ساير نقاط جهان و همدردي با آنها هنوز جاي مهمي را در آگاهيِ اجتماعي شهروندان آمريکايي بازي نمي کند. البته، از هر ده آمريکايي شش نفر مخالف جنگ عراق و عملکرد بوش در اين کشور است. مخالفت قانوني با کابينهء بوش که مي خواهد زير عنوان امنيت ملي و پيشگيري از تروريسم آزادي هاي مدني را محدود کند نيز به قوت خود باقي است. اما اين مخالفت هاي داخلي تنها از زاويه منافع خود مردم آمريکا و امنيت و آزادي آنان صورت مي گيرد.

 

در سطح فرهنگ عوام و سرگرمي هاي توده پسند، در داستانها و فيلم هاي سينمايي و تلويزيوني براي نقش هاي منفي و توطئه گران ضددموکراسي، به جاي چهره هاي چيني و ويتنامي و لهجه هاي روسي و آلماني و ريشوهاي کوبائي، ما اکنون چهره هاي عرب و اسامي اسلامي و لهجه هاي خاورميانه اي را داريم. سياست رسميِ اعلام شده از سوي دولت يعني «جنگ با ترور» انعکاس خودش را در فيلم ها و رمانها و سريالهاي ماجرائي پيدا مي کند که در آنها قهرمانان مثبت اعضاي سازمانهاي امنيتي آمريکا و سلاحهاي مدرن و تکنولوژي هاي کامپيوتريِ جذاب آنها است. 

 

مقامات امنيتي تأکيد دارند که جنگ با ترور نه تنها حاوي عمليات پليسي، نظامي و جنگي است بلکه همزمان جنگ ايدئولوژيک براي تسخير قلب ها و ذهن ها در کشورهاي جهان سوم نيز هست. ظرف پنج سال اخير شبکهء کامپيوتري اينترنت يکي از جبهه هاي اصلي اين نبرد ايدئولوژيک بوده است. در سطح عمليات پليسي مسألهء بازجويي و شکنجهء مظنونان به ترور در کشورهاي دموکراتيک از يکسو و مسالهء گردن زدن گروگانها (از جمله خبرنگاران غربي) و ترور انتحاري از سوي ديگر جنبه هاي اخلاقي تازه اي را در اين نبرد مطرح کرده است.

 

دو تن از کساني که گزارش رسميِ کميسيون تحقيق از رويداد يازدهم سپتامبر را فراهم کردند در روزنامهء «نيويورک تايمز» (دهم سپتامبر) نوشتند: «مسألهء دراز مدت در برابر آمريکا آن است که جلوي راديکاليزه شدن جوانان مسلمان ـ از جاکارتا گرفته تا لندن ـ را بگيرد و اين کار را با فراهم کردن امکانات انجام دهد نه آنکه در عوض يأس و سرخوردگي را باعث شود. جوانهاي مسلمان بي شماري در دنيا هستند که نه شغلي مي توانند پيدا کنند و نه اميدي براي شان باقي مانده؛ آنها نسبت به حکومت هاي خودشان، يا نسبت به اوضاع عراق و سياست خارجي آمريکا لبريز از خشم اند.» 

 

باوجود تمام پيشگيري هاي امنيتي، بيشتر آمريکاييان در شهرهاي بزرگ، وقوع فاجعه اي نظير يازدهم سپتامبر را در آينده محتمل مي شمارند.

 

عبدي کلانتري ـ دويچه وله