حضور اسامه بن لادن در «سپهرِ همگاني» ـ يا تأثير بر افکار عمومي

 

عبدي کلانتري

 

همه مي دانند که نبرد ميان «تروريزم» و «ضد تروريزم» (اصطلاحاتي نسبي و حامل بارِ


PDF for Print
Font Download
Install font

ايدئولوژيک)، يا نبرد ميان اسلامِ سياسيِ غرب ستيز و تمدنِ غربي، نه تنها يک جنگ «گرم» به معني رايجِ آن است، بلکه همچنين نبرد واژه ها و تبليغات، يا نبردِ «ديسکورس» هاي سياسي نيز هست؛ اينکه کدام حريف بتواند در ميدان تبليغ و ترويج مخاطبان (افکار عمومي) را بيشتر مجاب و ترغيب کند و به سمتِ خود بکشاند.  توضيح علت ها و معلول ها و ريشه هاي تاريخيِ پديده ها، انگيزهء افرادِ در گير در دو سوي اين نبرد و به طور کلي، تصويرِ عامي که رهبران و ايدئولوگ هاي دو اردوگاه ترسيم مي کنند با يکديگر تفاوت بنيادي دارد و «همان واقعيت» را با دو طرح يا دو نقاشي متفاوت جلوي چشمِ ما مي گذارند. مردم کدام صدا را مي شنوند، کدام را باور مي کنند، تجربهء زيستيِ خودشان چه نقشي در اين باورکردن ها دارد؟

امروزه، در «سپهرِ مجازيِ همگاني» که همان رسانه ها و «اينترنت» باشد، رهبران سياسي، ايدئولوگ ها و انواعِ روشنفکران، همه در کار «تفسير جهان» هستند که اگر در ميان افکارعمومي گوش شنوايي بيابد به تغيير جهان نيز چه بسا بينجامد. کدام يک از اين دو گفتار سياسي (دو ديسکورس) براي شما مجاب کننده تر است: جورج بوش و دموکراسيِ او براي خاورميانه يا اسلام سياسي و «عدالت خواهي» اش براي حفظِ حرمت و هويتِ مسلمانِ توهين شده و محروم از سودِ منابع سرزمينِ اش؟

 

 هفتهء پيش اسامه بن لادن به مردم آمريکا پيام داد که: «اين جنگ يا به نفع ما تمام خواهد شد يا به نفع شما. در حالت اول، براي شما خُسران و شرمِ هميشگي خواهد آورد، اما اگر ما ببازيم، آنوقت به تاريخ نگاه کنيد! ما مردمي هستيم که بي عدالتي را برنمي تابيم و جان مان را برسر انتقام خواهيم گذاشت. شب و روزي نخواهد بود که ما به خواست خدا انتقام مان را مثل يازده سپتامبر از شما نگيريم.  اذهان تان برآشفته خواهد ماند و زندگي هاتان تلخ خواهد شد. اما ما چيزي نداريم که از دست بدهيم. شناگرِ دريا از باران نمي ترسد. شما سرزمين ما را تصرف کرديد، حرمت و شأن انساني ما را زير پا له کرديد، خون ما را زمين ريختيد و پول ما را دزديديد، خانه هاي ما را خراب کرديد و امينت ما را از ميان برديد. ما نيز با شما همان رفتار را خواهيم کرد. شما نگذاشتيد که ما يک زندگيِ شريف داشته باشيم اما هرگز نخواهيد توانست از مرگِ شريف ما جلوگيري کنيد. اگر جهاد نکنيم طبق دين مان گناهکاريم. بهترين مردن براي ما در سايهء شمشير است. خيال نکنيد قدرت و تسليحاتِ مُدرن تان ما را خام مي کند. با اين تسليحات شايد يکي دو نبرد را برنده شويد اما جنگ را خواهيد باخت...»

 

 نخستين واکنش آمريکايي ها به پيامِ اسامه بن لادن، بالارفتن بي سابقهء فروش کتابي بود که بن لادن خواندن اش را به همه توصيه کرد. هنگامي که پيام اسامه بن لادن خطاب به مردم آمريکا، در جهان پخش شد و طيِ آن، او گفت براي جلوگيري از وقوع يک يازدهمِ سپتامبرِ ديگر، حاضر است به طورِ دراز مدت به دولت بوش آتش بس بدهد به شرطي که بوش هم نيروهايش را از عراق و افغانستان بيرون ببرد، او همچنين اضافه کرد که، «اگر جورج بوش خيال اين را داشته باشد که به دروغ هايش ادامه بدهد، براي شما سودمند خواهد بود که کتاب «دولتِ دغلکار» را بخوانيد. اين کتاب مي گويد، اگر من جاي رييس جمهور مي بودم براي جلوگيري از حملاتِ بيشتر عليه آمريکا، اول از بيوه ها و بچه هاي يتيم و شکنجه شده هايي که همه، قرباني آمريکا بوده اند طلب پوزش مي کردم، بعد اعلام مي کردم که از حالا به بعد، همهء مداخلاتِ آمريکا در امورِ ساير کشورها براي هميشه خاتمه پيدا خواهدکرد.»


اين گفتهء اسامه بن لادن باعث شد که کتاب «دولت دغلکار» (Rogue State) نوشتهء ويليام بلام (William Blum) به فاصلهء کوتاهي به فروشي سرسام آور برسد.   ويليام بلام که اکنون ۷۱ سال دارد در مصاحبه اي با شبکهء خبري  CNNگفت، «من و اسامه بن لادن از قضاي روزگار وجه مشترکي داريم و آن تنفر از بعضي جنبه هاي سياستِ خارجيِ ايالات متحده است. امپراتوريِ آمريکا پيش از آنکه دوباره آدم بکشد، بمباران کند و شکنجه بدهد بايد سرجايش نشانده شود.   اگر سفارش بن لادن باعث شود که پيامِ من به مردمِ بيشتري برسد، چرا شکايت کنم؟ »

 

کتاب «دولت دغلکار» شرحِ مستندِ جزييات مداخلات آمريکا در کشورهاي جهان ، از جمله کودتاهاي بي شمار، تشکيل جوخه هاي مرگ و آموزش کادرها و فراهم کردنِ بودجهء اين تشکل هاي شبه نظامي، و روي کارآوردنِ ديکتاتورهاي سرسپرده در کشورهاي جهان سوم است. نويسندهء کتاب تا سال ۱۹۶۷ کارمند وزارت امورخارجهء آمريکا بود. آقاي بلام در سال ۱۹۶۷ به نشانهء اعتراض به جنگ ويتنام کارش را ترک کرد. در سالهاي ۱۹۷۲-۷۳ به کشورِ شيلي رفت و تجربهء دولت ملي و سوسياليستيِ سالوادور آيِنده را قبل از کودتاي آمريکايي ژنرال پينوشه مستند کرد.  او سپس سالها  در لندن با جاسوس سابق  و معروف ديگري به نام فيليپ ايجي همکاري کرد تا فعاليت هاي مخفي «سيا» را افشا کند. در دههء هشتاد ميلادي در لوس آنجلس مدتي با اليور ستون فيلمسازِ چپگراي آمريکايي روي چند پروژه کار کرد.

 

براساس آماري که ماه گذشته يکي از پژوهشگرانِ دانشگاه مريلند به نام آقاي شبلي تلِهامي منتشر کرده (به اتفاق شرکت نظرپرسيِ «زويگبي اينترنشنال»)، در يک نظرخواهي در چندين کشورِ مسلمان در پاسخ به اين پرسش که با چه جنبه اي از سازمان القاعده سمپاتي داريد، ۳۹%  مردم گفتند به خاطر آنکه القاعده در مقابل آمريکا ايستادگي کرده است. بيست درصد ( ۲۰% ) ديگر گفتند حمايت شان به خاطر آن است که  القاعده از اهدافِ اسلام دفاع مي کند. 

 

بسياري از مفسرانِ آمريکايي پيشنهاد آتش بسِ بن لادن را حمل بر ضعف او کردند اما يکي از نويسندگان روزنامهء نيويورک تايمز عقيده دارد آمريکا در جنگ با تروريزم پيشرفتي نداشته، زيرا هيچ نشانه اي از رشدِ دموکراسي و جامعهء مدني در کشورهاي عرب و مسلمان ديده نمي شود. نيويورک تايمز (۲۵ ژانويه)مي نويسد، دولت هاي نظامي و امنيتي کماکان بر زندگيِ سياسيِ کشورهاي عرب و مسلمان چنگ انداخته اند و هر روز که مي گذرد بزرگتر و قوي تر و ثروت مندتر مي شوند آنهم به مدد دلارهاي نفتي. در باغي که با نفت آبياري شود، گل دموکراسي نخواهد روييد. 

 

Abdee Kalantari

۲۷ ژانويهء ۲۰۰۶