|
۲۲ فوريه
۲۰۰۷
توني
بلر: مبارزه
براي ارزش هاي
جهاني
توني
بلر نخست وزير
بريتانيا در
مقاله اي که به
تازگي منتشر
کرده
ديدگاههاي
خود را در
بارهء ريشه
هاي خشونت
ديني، نحوهء
مقابله با آن
و چگونگي
کارزار براي
جلب افکار
عمومي در کشورهاي
مسلمان ابراز
کرده است. او وظيفهء
اصلي سياست
خارجي
کشورهاي
پيشرفتهء غربي
را مبارزه
براي استقرار
ارزش هاي
جهاني
مدرنيته مي داند.
توني
بلر اعتقاد
دارد (فارن
افرز ـ ژانويه
و فوريهء ۲۰۰۷)
که موج کنوني
تروريسم
جهاني معلولِ
احساس بيگانه
شدگي، قرباني
بودن، و سرکوب
سياسيِ دهه هاي
اخير در کشورهاي
عرب و مسلمان
بوده است. به
عقيدهء توني
بلر، کتاب
مقدس
مسلمانان، کتابي
مترقي است که
به رفورم و اصلاحات
نظر دارد. قرآن
براي همه کس
است و همه را
دربرمي گيرد،
دانش و علم را
تشويق و
خرافات را
تقبيح مي کند؛
قرآن کتابي
است براي
ملاحظات عملي
که در رابطه
با مسايلي چون
زنان،
ازدواج، و
حکومت سياسي،
از زمان خود
جلوتر بوده
است. در قرون
وسطا، سرزمين
هاي مسلمان به
مراتب بيشتر
از خطه هاي
مسيحي،
روادار و اهل
مدارا بوده
اند.
به
عقيدهء تونی
بلر، پس از
دوران نوزائي (رنسانس)
، اصلاحات
ديني مسيحي (رفورماسيون)
و عصر روشنگري
در اروپا،
جهان اسلام در
موقعيت
تدافعي قرار گرفت. بعضي
از کشورهاي
مسلمان، مثل
ترکيه، با
تلاشي جدي به
سوي
سکولاريسم
حرکت کردند؛
اما کشورهاي
ديگر در
موقعيت هاي استعماري،
ناسيوناليسم
رو به اوج،
استبداد سياسي،
و راديکاليسم
ديني گرفتار
شدند. در چنين
شرايطي، تندروهاي
سياسي به
تندروهاي
ديني ، و
تندروهاي ديني
نيز به
افراطيان
سياسي تبديل
شدند. حاکمان
اين کشورها در
ابتدا سعي
کردند بعضي از
جنبه هاي اين
ايدئولوژي ها
را بپذيرند،
اما نتيجه
فاجعه بار بود.
از يک سو،
ايدئولوژي
ديني را ارج
نهادند و از سوي
ديگر شاخهء
سياسيِ آن را
به شدت سرکوب
کردند؛ در
حاليکه در ذهن
طرفداران
آنها، اين
هردو يکي
بودند. در
نتيجه، اسلام
گرائي
راديکال
همراه شد با سياست
هاي
پوپوليستي،
که دشمن خود
را جهان «غرب» (و
رهبراني که
مدافع غرب
بودند) معرفي
مي کرد.
نخست
وزير
بريتانيا می
نويسد، هرچند
کادرهاي فعال
جنبش هاي
اسلامگرا يک
اقليت را
تشکيل مي
دهند، اما
آنها از احساس
بيگانه شدگي و
يأس در جهان
عرب و کشورهاي
مسلمان به نفع
خود بهره مي
گيرند. اعمال
تروريستي،
حرکت هاي
منفرد و
پراکنده نيستند
بلکه بخشي از
يک جنبش بزرگ
را شکل مي
دهند. طبق
ايدئولوژي
اين جنبش، در
حال حاضر
مسلمانان
توسط دخالت
غرب و فرهنگ
غربي از صراط
راست منحرف
شده اند و
رهبران آنها
نيز مسلمانان
خودفروخته اي
بيش نيستند. اين
جنبش داراي يک
جهان بيني و
يک ايدئولوژي
است که با
اراده و از
روي اعتقادات
عميق قلبي هواداران
اش را وادار
به عمل مي کند.
اما
جدال غرب با
اين جنبش،
نبرد ميان
تمدن ها نيست،
بلکه نبرد
براي تمدن است.
اين همان
کارزار
هميشگي ميان
پيشرفت و
ارتجاع است،
ميان کساني که
جهان مدرن و
متجدد را مي پذيرند
و کساني که
موجوديت آن را
مردود مي شمارند.
جهادگرايان
نمي خواهند
کشورهاي
مسلمان مُدرنيزه
باشند. آنها
حکومتي مبتني
بر سلسله
مراتب شبهه
فئودالي و
ديني را براي
سرزمين هاي
مسلمان تجويز
مي کنند. بايد
به مسلمانان
نشان داد که
اين جهان
بيني، و دشمني
آن با آمريکا،
متأثر از
مفاهيم و ارزش
هاي پيش ـ
فئودالي است؛
همانطور که
مواضع آنها در
مورد زنان و
ساير اديان
ارتجاعي است. نه
تنها بايد
اعمال خشن
آنها و حسّ
کاذب شهيد نمائي
عليه غرب را
افشا کرد،
بلکه بايد اين
ادعا که
مسوليت
خشونتي که از
آنها سرمي زند
با خودشان
نيست بلکه با
غرب است، نيز
مردود اعلام شود.
تونی
بلر معتقد است
مردم
خاورميانه
ديکتاتوري
نمي خواهند، نه
ديکتاتوري
ديني ، نه
ديکتاتوري
سکولار. آنها
خواهان جامعه
اي هستند که
در آن همهء
فرهنگ ها و
اعتقادات
ديني گوناگون
در کنار يکديگر،
در صلح و صفا
زندگي کنند. مخالفان
دموکراسي در
عراق،
جهادگرايان و
صدامي هاي
سابق هستند و
در
افغانستان،
سردمداران تجارت
ترياک و نيروهاي
طالبان و
القاعده. اما
انواع تئوري
هاي توطئه
اشاعه مي يابد
تا ثابت کند
که غرب مخالف
استقرار
دموکراسي است
و تنها هدف اش
غارت نفت اين
مناطق است.
به
عقيدهء تونی
بلر، دخالت
غرب در عراق و
افغانستان
تنها براي
تغيير رژيم
نبود، بلکه
براي تغيير
نظامِ ارزش هاي
سياسي و
حکومتي هم بود.
«تغيير ارزش
ها» نه تغيير
رژيم! اين
نبرد، در
نهايت نبرد
برسر مدرنيته
است. گوشه اي
از اين نبرد
در داخل خود
اسلام صورت مي
گيرد. غرب
بايد نيروهاي
مسلمانِ
مُدرن و ميانه
رو را در جهان
اسلام تقويت
کند تا آنها
بتوانند بر
دشمنان مرتجع
خود پيروز
شوند. غرب
بايد نشان دهد
که ارزش هاي
آن فقط ارزش
هاي غربي يا
ارزش هاي
آمريکائي
نيست بلکه
ارزش هائي
متعلق به
تمامي بشريت
است، ارزش
هائي جهانشمول
که حق هر
شهروند جهاني
است.
در
جبههء مخالف،
عده اي به
دلايل مختلف
هميشه از غرب
و آمريکا نفرت
خواهند داشت. اما
جدا از آنها،
اکثر مخالفان
غرب کساني
هستند که از
اروپا و
آمريکا متنفر
نيستند، بلکه
به انگيزه هاي
دولت هاي
آنها، به
انصاف و بي
طرفي و صداقت
آنها شک دارند.
اين ها کساني
هستند که ارزش
هاي جهانشمول
را مي پذيرند
اما معتقدند خود
غرب اين ارزش
ها را به طور
گزينشي و از
روي مصلحت، در
جائي حمايت مي
کند و در جائي
ديگر حمايت
نمي کند. هدف
بايد متقاعد
کردن اين گروه
به انصاف و
عدالت از سوي
غرب باشد.
به
عقيدهء نخست
وزير
بريتانيا، در
پاسخ به تروريسم،
بايد از
ارزش هاي
جهاني دفاع کرد.
همين دفاع،
پاسخ به فقر و
بي عدالتي در
جهان نيز هست. نبرد
براي ارزش هاي
جهاني بايد بي
طرفانه و معطوف
به همهء جهان
باشد. صلح
ميان
فلسطينيان و
اسرائيل نه
تنها براي پايان
دادن به ظلم
عليه مردم
فلسطين، بلکه
براي سرنوشتِ کارزار
درون اسلام و
مسايل وسيع تر
خاورميانه،
داراي اهميت
است. غرب بايد
با آسيب هاي
ناشي از فقر،
قحطي، بيماري،
و جنگ، به
ويژه در
آفريقا
مبارزه کند و
کمک هاي خود
را به
قربانيان
آنها افزايش
دهد. تعهد به
تجارت جهاني بايد
همراه باشد با
تعهد در قبال
توسعهء فقيرترين
کشورها و
دسترسي آنها
به بازارهاي
جهاني و
امکانات
تجارت
منصفانه.
تونی
بلر می پرسد:چطور
ممکن است
هرروز در دنيا
سي هزار کودک
بميرند، در
حاليکه مي شد
از مرگ آنها
جلوگيري کرد؟
نمي توان به
اوضاع محيط
زيست روي کرهء
زمين بي
اعتنا بود. نمي
توان در سياست
هاي تجارت
جهاني، به
تجارت نابرابر
و ناعادلانه
گردن گذاشت. بدون
حل مسألهء فلسطين
و اسرائيل،
نمي توان در
خاورميانه
صلح برقرار
کرد.
به
همين جهت، به
عقيدهء نخست
وزير
بريتانيا، کشورهاي
غربي نبايد به
طور انحصاري
به منافع ملي
خودشان
بپردازند،
بلکه تعهد به
ارزش هاي جهاني
نيز آزموني
است که در آن
غرب بايد نشان
دهد حقيقتاً
به عدالت
اعتقاد دارد. هرکجا
که مردمي در
ترس زندگي مي
کنند، غرب بايد
جانب آنها را
بگيرد.
عبدي
کلانتري ـ
براي بخش
فارسي صداي
آلمان
|