۱۵ مه ۲۰۰۷

مذاکرات مستقيم آمريکا و ايران در عراق از ديد استراتژيک

 

مذاکره ميان سفيران ايران و آمريکا در عراق بر سر چگونگي رسيدن به ثبات و امنيت در اين کشور ، در لحظهء کنوني ممکن است نتايج ملموسي به بار نياورد. اين عقيدهء يکي از کارشناسان ارشد مطالعات استراتژيک در حوزهء خاورميانه است.

 

آنتوني کوردزمن کارشناس ارشد در مرکز مطالعات بين المللي و استراتژيک در واشنگتن ، که خود سالهايي را پيش از انقلاب بهمن در ايران خدمت کرده ، ديروز به خبرنگار نشريهء «فارن افرز» گفت مذاکرات مستقيم ميان ايران و آمريکا در لحظهء حاضر چندان نتيجه بخش نخواهد بود ، هرچند ممکن است زمينهء مناسبي را براي تماس ها و فهم بهتر طرفين از يکديگر در آينده فراهم کند.

 

مشکلات آمريکا در عراق چنان متعدد شده و عدم اعتماد ميان ايران و آمريکا آنقدر عمق پيدا کرده است که واقع بينانه نيست انتظار نتيجهء فوري از مذاکرات مستقيم دو کشور داشته باشيم. با اين همه ، گذار از ديپلماسيِ غيرمستقيم همراه با تهديدات نظامي به سمت ديالوگ رسمي ، خود قدمي به جلو است.

 

انتظارات ايالات متحده از ايران در اين مذاکرات آن است که از حمايت نيروهاي شبه نظامي شيعه در عراق و دادن تسليحات به آنها خودداري کند. ايران نبايد به اين نيروها تعليمات نظامي بدهد. واحدهاي نيروي قدس يا ساير نيروهاي نظامي و امنيتي ايران نبايد در مقام مشاور يا تعليم دهنده ، به شبه نظاميان عراقي ياري برسانند. ايران بايد سعي کند از ائتلاف اعراب شيعي با اعراب سني حمايت به عمل آورد. پرسش آن است که آيا حکومت ايران انگيزه اي قوي براي دادن اين تعهدات دارد يا ندارد؟

 

طي دو سه سال اول اشغال عراق ، به هنگامي که زالماي خليلزاد سفير آمريکا در عراق بود، اين کشور چندان رغبتي به مذاکره با ايران از خود نشان نداد ، زيرا احساس مي کرد از موقعيت برتري برخوردار است و نيازي به ايران ندارد. کابينهء بوش در گذشته ، به خاطر حمايت ايران از حزب الله لبنان و جهاد اسلامي در فلسطين ، ترجيح مي داد رفتار مقابله جويانه و انعطاف ناپديري داشته باشد و سياست تغيير رژيم را دنبال کند.

 

آنتوني کوردزمن عقيده دارد در ايران نيز ميان جناحهاي حاکم ، بر سر فوائد مذاکرهء مستقيم ، توافق وجود ندارد. سفراي دو کشور ، در زمرهء سياست مداران خبره و حرفه اي هاي صحنهء ديپلماسي هستند. سياستمداران کارکشته و واقعگرا به طور معمول در جهت تثبيت اوضاع و اجتناب از جنگ عمل مي کنند. ولي نقش تعصبات ايدئولوژيک را در ميان هيأت حاکمهء ايران نبايد دست کم گرفت. برخي از اصولگرايان و اقتدارطلبان در بسياري از موارد ايدئولوژي را بر عقلانيت سياسي و واقع بيني استراتژيک ترجيح مي دهند. 

                                                                                                                                                                                                            عبدی کلانتری ــ دويچه وله