جيمزباند عاشق در کازينو رويال

نوشتة عبدي کلانتري

 

برای بخش فارسی راديو آلمان

۱۸ نوامبر ۲۰۰۶

 

 

چند ساعت پس از ديدن کازينو رويال ، به جاي صحنه هاي چشم گير انفجار و تعقيب و گلوله هاي آتش ، تصويري که هنوز به طور زنده در ذهن بيننده خانه کرده چهرة جدي و زخم خوردة دانيل کريگ است که اينجا براي نخستين باز نقش جيمزباند را بازي مي کند. جيمزباندي که آسيب پذير است ، اشتباه مي کند ، و حتا عاشق مي شود. نه تنها عاشق مي شود بلکه صادقانه در چشم هاي زني که دوست دارد چشم مي دوزد و عبارات عاشقانه را هم به زبان مي آورد.


البته پيش از اين در فيلمي که تيموتي دالتون در آن براي بار اول نقش جيمزباند را داشت ، او نيز عاشق شد و ازدواج هم کرد. اما آن عشق و ازدواج سريع ، تنها تمهيدي براي طرح داستانيِ فيلم و انتقام جوئي جيمزباند بود و همان اندازه تصنعي مي نمود که صحنه هاي بعدي آن فيلم. در مقايسه با فيلم هاي پيشين جيمز باند ، تأکيد کازينورويال بر روي آدم ها و شخصيت ها به مراتب بيشتر از آکسيون ها و انفجارها و جيمزباندبازي هاست! حتا شخصيت منفي فيلم که لاشيفره نام دارد هم موجودي شيطاني و عظمت طلب نيست که مي خواهد دنيا را بگيرد. او هم نقطه ضعف هائي دارد که کاراکترش را قابل قبول تر مي کند.

 

همراه با آن جنبة رمانتيک ، دانيل کريگ جنبة وحشي و خشن و حتا ساديک جيمزباند را هم (که به متن کتابهای ايان فلمينگ نزديک تر است) بهتر نشان مي دهد. هم در حالت نگاه و چهره اش و هم در فيزيک بدنش. بدن جيمزباند و فيزيکاليتة اين بدن (در ازاي تحرک ماشين آلات و ابزار نبرد) در فيلم کازينو رويال نقش مهمي دارد. از همان صحنة هيجان آور اول فيلم که تعقيب نه توسط اتوموبيل ، قايق يا هواپيما ، بلکه فقط توسط دو دونده و سرعت و فورم و آکروباتيک بدن ها انجام مي گيرد ، تا صحنة زيباي شکنجه ميان جيمزباند و لاشيفره که در آن جيمز باند بطور کامل برهنه است و به راستي ترس و اشک را در چشم ها و صورتش مي بينيم ، اين ويژگي به چشم مي خورد.

 

جيمزباندي که دانيل کريگ نقش او را بازي مي کند يک کاراکتر است ، نه يک سوپرمنِ يک بعدي که عمليات خارق العاده اش در زمين و آسمان و زير دريا سرگرم کننده بود اما لحظه اي از آن را نمي شد باور کرد. به همان نسبت نيز عناصر تيپيک فيلم هاي جيمزباند در اينجا غايب است که مهمترين آن سکس و فضاي سکسي اطراف جيمز باند است.

 

چيزي که فيلم هاي جيمزباند (و فيلم هاي جيمزباندي) را براي بيننده ها ، به ويژه مردهاي جوان ، هميشه دوست داشتني مي کرد زنهاي زيبا و سکسي و خطرناک به تعداد فراوان ، اتوموبيل هاي سريع و شيک ، سيگار و مشروب درجة يک و شيک ترين هتل ها و کازينوها و زيباترين استراحتگاههاي بين المللي بود. در کازينو رويال اين عناصر وجود دارند اما به حداقل رسيده اند. مکان هاي فيلم ، چشم اندازها و صحنه های زيبای باهاماس ، پراگ و ايتاليا هستند.

 

در نخستين صحنة عشق بازي که زني اغواگرانه روي زمين مي غلطد و در گوش جيمزباند زمزمه مي کند تو با زن هاي شوهردار بهتر حال مي کني! ، پيش از آنکه زن حتا نخستين قطعة لباسش را در آورد ، جيمزباند از در هتل ناپديد شده تا به تعقيب شوهر او بپردازد. برخلاف تمام فيلم هاي پيشين جيمزباند ، در کازينو رويال حتا يک زن نيمه برهنه هم ظاهر نمي شود. به جبران اين کمبود جدي ، ما زورآزمائي پشت ميز پوکر را داريم که منطبق با کاراکتر اصلي رمانهاي ايان فلمينگ ، به عنوان سکانس مرکزي فيلم ، به راستي هيجان آور است و همراه با نگاههائي که مستقيم ميان جيمزباند و لاشيفره رد و بدل مي شود جذابيتِ خشونت آميز آن زيباتر مي شود.

 

در طراحيِ تيتراژ ، روي آهنگ اصلي فيلم ، اسلحه و نبرد و منهدم شدن را داريم اما ، با کمال تأسف ، از سيلوئت ها ي زنان ، يا طرح هاي سايه وارِ زنان برهنه و مسلح ، با لبها و سينه هاي مرگبار که گلوله و هوس شليک مي کنند خبري نيست! صداي خسته و غمزدهء کريس کورنل (از گروه آديو سليو و پيش از آن ساندگاردن) آهنگي زيبا را مي خواند که مضمون آن هشداري است به آن کس که جان مي گيرد: روزي نوبت خود او هم خواهد رسيد: من فرشته ها ديده ام که از بلندي ها فرو افتاده اند؛ تو هم آسماني نيستي ؛ نفر بعدي در صف ، خود توئي.