گزارش
سياسی از
آمريکا
واکنش
ها در برابرِ
تغيير موضع
دولت بوش
دوّم
ژوئن ۲۰۰۶ ـ
پس از آنکه
کاندوليزا
رايس اعلام
کرد آمريکا
حاضر به
مذاکرهء
مستقيم با ايران
است، رسانه
هاي محافظه
کار تغيير
موضعِ بوش را
حمل بر به
رسميت شناختن
رژيم ايران
کردند و
نوشتند ايران
بدون هيچ
مصالحه اي به
خواسته اش
رسيد. «وال
ستريت جورنال»
در سرمقاله اش
نوشت با عقب
نشينيِ
آمريکا، «باري
که اکنون روي
دوش خانم رايس
است اين است
که ثابت کند ملاها
حاضر به سازش
خواهند شد.»
«واشنگتن پست»
موضع جديد را
«بزرگ ترين
تحول در سياست
خارجي دولت
آمريکا طي
سالهاي رياست
جمهوري بوش» شمرد.
يک
روز پس از
آنکه وزير
امور خارجهء
آمريکا اعلام
کرد: «مردم
ايران
معتقدند
انرژي هسته
ايِ غير نظامي
حق آنهاست. ما
اين حق را به
رسميت مي شناسيم»،
صداي اعتراضِ
«وال ستريت
جورنال» بلند
شد که در
سرمقاله اش
نوشت: «مأيوس
کننده ترين بخش
سياستِ جديد،
پيامي است که
به اپوزيسيون
داخلي ايران
مي رساند. رژيم
ايران در ميان
مردم
محبوبيتي
ندارد اما با
استفاده از
اين سياست که
مبتني بر به
رسميت شناختنِ
تلويحي از سوي
آمريکاست،
ادعا خواهد
کرد که در
دنيا احترام
تازه اي کسب
کرده است. اين
رژيم سپس از
آمريکا خواهد
خواست حمايت
اش را از
دموکرات هاي
داخل کشور
متوقف کند.»
محمد
البرادعي
رئيس سازمان
بين المللي
انرژي اتمي
طيِ تماسي
تلفني با علي
لاريجاني
سفارش کرده که
«ايران
پيشنهاد
آمريکا را جدي
بگيرد و وارد
مذاکره با
واشنگتن شود.»
(نيويورک تايمز،
۲ ژوئن) در
مذاکرات
احتماليِ
مستقيم،
آمريکا حاضر
است بعضي از
تحريم هاي
اقتصادي
موجود عليه
ايران را لغو
کند اما هنوز
صحبتي از دادن
ضمانت ِ
امنيتي به
ايران را
نکرده است.
محافظه کاران
آمريکا
برآنند که
مذاکرهء مستقيم
تنها به شرطي
مي تواند مفيد
باشد که ايران
نيز همانند
ليبي حاضر شود
تأسيسات اتمي
اش را
بربچيند. اما
کابينهء بوش
در موقعيتي نيست
که بتواند
چنين خواستي
را به ايران
ديکته کند.
کابينهء
بوش در شرايطي
تن به سياست
تازه داد که
از بسياري
جهات در موضع
ضعف قرار
داشت. ميزان
محبوبيت جورج
بوش در همه
پرسي ها، به
ويژه در قياس
با روساي
جمهور پيشين،
از هميشه کمتر
است. بهاي نفت
و بنزين در
آمريکا بالا
رفته که از
ديد مردم
نتيجهء
مقابله جويي
با ايران است.
خانم رايس در
سفرش به اروپا
متوجه شد که
افکار عمومي
بيشتر از آنکه
نگرانِ تهديدِ
اتمي ايران
باشد، نگران
اقداماتِ جنگ طلبانهء
آمريکااست. او
شگفتي اش را
از اين نکته
بارها در گفته
هايش خاطر
نشان کرده است.
مشاور
سابق وزارت
دفاع آمريکا
«مايکل روبين»
که اکنون براي
ستادِ فکريِ
«انستيتوي
آمريکن انترپرايز»
کار مي کند،
سياست جديد
کابينهء بوش
را محکوم مي
کند. او در
مصاحبه اي گفت
«ما با اين کار
به مردم ايران
فهمانديم که
ديگر در کنار
آنها نيستيم.»
به عقيدهء اين
تحليلگر، با
اين گام ديگر
براي کابينهء
بوش امکان
پذير نخواهد
بود که از
سازش بيشتر
عقب نشيني
کند. او
کماکان اصرار
دارد که
آمريکا بايد
در شروط
مذاکرات اش
حمايت از
مطبوعات آزاد
و اتحاديه هاي
مستقل کارگري
را بگنجاند.
آقاي روبين از
طراحان اصليِ
حمله به عراق
بود.
بعضي
از منتقدان
دولت بوش
اظهار مي کنند
محافظه
کاراني که
حاضر نيستند
در خود آمريکا
از اتحاديه
هاي کارگري
دفاع کنند و
غالب آنها خود
از سرمايه
داران بزرگ
شرکت هاتي
نفتي اند چگونه
است که به
ناگهان مدافع
حقوق کارگران
ايراني شده
اند. به گفتهء
اين منتقدان،
دليل واقعيِ
مخالفت
محافظه
کارانِ نزديک
به کابينهء
بوش و
نيز تعدادي از
چهره هاي اپوزيسيون
ايراني با
تغيير موضع
آمريکا اين است
که هدف «تغيير
رژيم» تا
اندازهء
زيادي به نفع
«به رسميت
شناختن رژيم»
به کنار
گذاشته شده است
و اگر ايران
موفق شود
ضمانت امنيتي
نيز بگيرد،
اين براي رژيم
اسلامي يک
پيروزيِ بزرگ
ديپلماتيک
محسوب مي شود.
فشار
به دولت بوش
براي مذاکره
مستقيم بازهم
افزايش مي
يابد
۳۰ مه
۲۰۰۶ ـ در
حاليکه کاخ
سفيد هنوز
اصرار دارد
حاضر به
مذاکرهء
مستقيم با
دولت محمود احمدي
نژاد نيست،
فشار از داخل
حزبِ حاکمِ
جمهوري خواه
به کابينهء
بوش براي
مذاکرهء
رويارو بيشتر
مي شود.
چهارشنبهء
گذشته «توني
اسنو» سخنگوي
مطبوعاتي کاخ
سفيد گفت دست
کم تا زماني
که ايران
فعاليت غني
سازي
اورانيوم را
متوقف نکرده،
مذاکره با
ايران منتفي
است. گروهي از
تحليل گرانِ
نزديک به
کابينهء بوش
دليل واقعي را
اين مي دانند
که مذاکرهء
مستقيم به
معني به رسميت
شناختن
مشروعيت رژيم
ايران است و
اين همان چيزي
است که محافظه
کاران داخل
کابينه نمي
خواهند
بپذيرند. اما
اکنون بخشي از
حزب حاکم به
خاطر مشکلات
نظاميِ
آمريکا در منطقه
و نفوذ
روز افزون
ايران در
عراق، و افزايش
وِجههء محمود
احمدي نژاد در
کشورهاي اسلامي،
منفعت آمريکا
را در گروِ
مذاکرات مستقيم
دو کشور مي
بينند.
اکنون
مدت زيادي است
که اعضاي
سرشناس حزب
دموکراتيک،
که حزب مخالف
کابينهء بوش
است، هم صدا
با کساني نظير
کوفي عنان و
محمد
البرادعي
رئيس سازمان
بين المللي
انرژي اتمي
اصرار دارند
که مذاکرهء
مستقيم با
ايران به سود
تنش زدايي و
امنيت است.
حال،
از داخل خودِ
حزبِ جورج بوش
نيز فشارها بر
او براي همين
منظور بيشتر
مي شود. علاوه
بر جمهوري
خواهان
سرشناسي چون
هنري کيسيجر،
سناتور
ريچارد لوگر
رئيس کميتهء
روابط خارجي
در سنا،
وسناتور چاک
هگل، بنا به
نوشتهء
روزنامهء «لوس
آنجلس تايمز»
(۲۷ مه)، تلاش
هاي محرمانهء
ديگري نيز
توسط سران حزب
جمهوري خواه
آغاز شده که
پشت پرده سعي
دارند سياست
کاخ سفيد را در
قبال ايران از
حالت بحراني
به در آورند.
در
روزهاي اخير
خانم
کانداليزا
رايس وزير امور
خارجهء
آمريکا و
«اليوت
ابرامز»
سرپرست سياست
ايران در
«شوراي امنيت
ملي» ملاقات
هايي پشت پرده
با رهبران حزب
خودشان داشته
اند تا ديپلماسي
با ايران را
مورد بحث قرار
دهند. يکي از چهره
هاي مهم سياست
خارجي در حزب جمهوري
خواه به لوس
آنجلس تايمز
گفته است: «دولت
بوش به تدريج
و با اکراه
دارد به سمت
سياست درست
[مذاکره]حرکت
مي کند.»
روزنامهء
مهم ديگر
آمريکا
«فيلادلفيا
انکوايرر» نيز
مي نويسد (۲۸
مه)، «مذاکرات
مستقيم ايران
ـ آمريکا حتا
اگر ثمري هم
ندهد بي شک به
امتحان اش مي
ارزد.»
خبرنگار اين
روزنامه که در
ايران به سر
مي برد به نقل
از آقاي جواد
وعيدي، معاون
اموربين
الملل شوراي
عالي امنيت
ملي ايران، مي
نويسد اگر
آمريکا ايران
را به عنوان
يک «نيروي
منطقه اي» به
رسميت
بشناسد،
ايران نيز در
مورد امنيت
عراق،
افغانستان،
لبنان و سوريه
مي تواند به
آمريکا کمک
کند. آقاي
جواد وعيدي
پيشنهاد مي
کند همانطور
که ريچارد
نيکسون به چين
سفر کرد و اين
دشمن آمريکا
را به عنوان
«نيروي منطقه
اي» به رسميت
شناخت و در
نتيجه
آن سياست به
نفع آمريکا
تمام شد، هم
اکنون نيز
ضمانت هاي
دوجانبهء
امنيتي همراه
با پذيرش نقش
محوري ايران
در خاورميانه مي
تواند به سودِ
منافع آمريکا
باشد.
روزنامهء
«نيويورک
تايمز» نيز
اين هفته در
گزارش تحليلي
ويژه اي در
صفحهء اول خود
(۲۸ مه)
تصوير مثبتي
از محمود
احمدي نژاد
ترسيم کرد و
نوشت براي
نخستين بار در
تاريخ بيست و
هفت سالهء جمهوري
اسلامي، رئيس
جمهور در داخل
و خارج تصويري
مقتدر از خود
ارائه داده که
حتا مقام
رهبري را نيز
در سياست
جهاني تحت
الشعاع خود
قرارداده است.
بنا به تحليل
نيويورک
تايمز، در يک
سيستم
تئوکراتيک،
براي نخستين
بار زير رهبري
آقاي احمدي
نژاد يک طبقهء
برگزيدهء
سياسي جديد
براي رهبري
آيندهء ايران
در حال شکل
گيري است که
روحانيان در
آن کمتر نقش
دارند.
روزنامه
نگار ايراني
آقاي محمود
شمس الواعظين
به خبرنگار
نيويورک
تايمز در
تهران گفته است
با وجود آنکه
آقاي احمدي
نژاد خود به
شدت مذهبي است
اما «دولت او
سکولارترين
دولت از زمان
انقلاب تا
اکنون است.»
تايمز
مي نويسد اگر
آمريکا در
زمان رياست
جمهوري محمد
خاتمي با
ايران مذاکره
مي کرد تضميني
براي موفقيت
آن وجود نداشت
زيرا دولت
خاتمي ضعيف
بود، اما دولت
محمود احمدي
نژاد قوي و يک
پارچه است و
حمايت کامل
مقام رهبري را
نيز دارد.
چهره
هاي
اپوزيسيون در
آمريکا نسبت
به مذاکرات مستقيم
آمريکا و
ايران نظر
مساعدي
ندارند. روزنامهء
«لوس آنجلس
تايمز» به نقل
از يکي از
رهبران
سرشناس
اپوزيسيونِ
رژيم ايران
آقاي محسن سازگارا
مي نويسد(۲۷
مه): «آمريکا
بايد بسيار صريح
و با موضع
روشن به ايران
بفهماند که حاضر
به مذاکره
نيست مگر
اينکه پيش شرط
هايي از سوي
رژيم ايران
پذيرفته شود،
از جمله آزادي
بيان،
انتخابات
آزاد،
سنديکاهاي
آزاد کارگري و
شرايطي ديگري
از اين زمره.» يکي از
اعضاي حزب
جمهوري خواه
به اين
روزنامه گفته
است چنانچه ما
مذاکرات را
شروع کنيم،
اين کار را نخست
بدون سرو صدا
و از کانالهاي
غير رسمي و بدون
اعلامِ
مطبوعاتي
آغاز خواهيم
کرد.
وال
ستريت جورنال:
مجاهدين خلق
مي خواهند رابطهء
محکم تري با
آمريکا داشته
باشند
۲۳ مه
۲۰۰۶ ـ
روزنامهء «وال
ستريت جورنال»
ديروز نوشت،
در حاليکه تنش
ميان آمريکا و
ايران شدّت
بيشتري مي
گيرد، گروه
تبعيديِ
مجاهدين خلق
که به طور
رسمي از سوي
دولت آمريکا
در فهرست
سازمانهاي
تروريستي جاي
گرفته، به
تلاش هاي خود
در ميان محافل
بانفوذ
آمريکايي
افزوده است تا
نقش مهم تري
را در مبارزه
با رژيم ايران
بازي کند. بنا
به نوشتهء وال
ستريت
جورنال، مجاهدين
در تلاش خود
براي کسب
حمايت کنگرهء
آمريکا تا
اندازه اي
موفق شده اند.
بنا
به گزارش «وال
استريت
جورنال» (۲۲ مه)
مجاهدين براي
جلب حمايت
آمريکا مدعي
اند که پيشترفته
ترين شبکهء
اطلاعاتي را
در داخل ايران
و ناظر بر
رهبريِ ايران
به وجود آورده
اند و مي توانند
دقيق ترين
اطلاعات را از
فعاليت هاي
هسته اي ايران
به چنگ آورند.
مجاهدين
همچنين مدعي
اند که شبکه
هاي آنها در
داخل ايران
قادرند
تبليغات مربوط
به دموکراسي و
ضرورت
سرنگوني
روحانيانِ
حاکم را به
سهولت در ميان
مردم
بگسترانند. وال
ستريت جورنال
مي نويسد،
مجاهدين با چهارهزار
رزمنده
قادرند ايران
را از طريق
مرز عراق هدف
قرار دهند.
سخنگوي
مجاهدين محمد
محدسيان مي
گويد مجاهدين
انتظار هيچ
کمک مالي از
آمريکا
ندارند و سهمي
از بودجه کاخ
سفيد براي
مخالفان
ايران را طلب
نمي کنند.
آقاي محدسيان
که مقيم پاريس
است مي گويد:
«درخواست ما
از آمريکا نه
شامل اسلحه و
مهمات مي شود
و نه شامل
پول، بلکه فقط
مي خواهيم حقِ
مشروع مان در
مبارزه با
استبداد به
رسميت شناخته
شود.»
بنا
به گزارش وال
ستريت
جورنال،
خواست مجاهدين
آن است که نام
شان از فهرست
سازمانهاي
تروريستيِ
کاخ سفيد حذف
شود تا آنها
بتوانند به
طور قانوني به
جمع آوريِ پول
و اعانه بپردازند.
آنها همچنين
درخواست کرده
اند که محدويت
هاي موجود
عليه رزمنده
هاي مجاهد در
عراق برداشته
شود. در سال
۲۰۰۲،
صدوپنجاه عضو
کنگرهء
آمريکا نامه
اي را امضا
کردند که در
آن درخواست
شده بود اسم
مجاهدين از
فهرست تروريزم
حذف شود. در
هفته هاي اخير
نيز تعدادي از
اين
قانونگذاران،
اعضاي وزارت
امور خارجهء دولت
بوش را تحت
فشار قرار
داده اند که
مجاهدين را به
رسميت
بشناسند. آقاي
«براد شرمن»
نمايندهء حزب
دموکرات از
ايالت
کاليفرنيا مي
گويد: «اين
تنها سازماني
است که اسم اش
در ليست
تروريست هاست
اما بيشترين
کمک را به
آمريکا کرده و
بيشترين
خسارت را به
دشمنان ما
وارد آورده
است. همين
سازمان نقش
مهمي داشت در
دادن اطلاعات
در مورد
تأسيسات هسته
اي نطنز. ما مي
توانيم به طور
روشن به آنها
بفهمانيم که
چه انتظاري از
آنها داريم تا
در عوض اسم
شان را از
فهرست
تروريسم
برداريم.»
وال
ستريت جورنال
مي نويسد: «بيش
از يک دهه است که
سازمان
مجاهدين
همچون توپ
فوتبال در
بازيِ سياسي
ميان آمريکا و
ايران به کار
گرفته شده.»
دولت کلينتون
که قصد کنار
آمدن با
رهبرانِ ميانه
رو در درون
رژيم
تئوکراتيک را
داشت، در ازاي
رابطهء بهتر
با تهران حاضر
شد مجاهدين را
در ليست سياه
نگه دارد. در
سال ۲۰۰۳ نيز
دولت بوش براي
تثبيت اوضاع
عراق سعي کرد
معامله اي با
ايران صورت
دهد که طبق آن
قرار بود
اعضاي القاعده
در ايران با
اعضاي
مجاهدين در
عراق معاوضه شوند.
اما به دليل
مداخلات
بيشتر ايران
در عراق، آن
معامله
سرنگرفت. با
تلاش بيشتر
آمريکا در
مسير تغيير
رژيم در
ايران، بار
ديگر در هفته
هاي اخير نقشي
که مجاهدين مي
توانند در اين
استراتژي
بازي کنند
مورد بررسي
قرار گرفته
است.
وال
ستريت جورنال:
بدون شليک يک
گلوله مي توان
ايران را
متوقف کرد!
۱۹ مه
۲۰۰۶ ـ
روزنامهء
محافظه کار و
بسيار بانفوذ «وال
ستريت جورنال»
در آمريکا، در
تفسيري نوشت
از چهار طريق
مي توان تلاش
هاي ايران را
براي کسب
نيروي هسته اي
به ناکامي
کشاند:
استفاده از
ديپلماسي
براي عميق تر
کردن شکاف هاي
داخليِ رژيم؛
هدف قرار دادن
منابع و
منافعِ ماليِ
ايران در
خارج؛ حمايت
از جنبش
مستقلِ کارگريِ
داخل کشور؛ و
تهديد به قطع
کردن شريان نفتِ
تصفيه شده اي
که ايران براي
مصرف خود وارد
مي کند.
مفسرِ
«وال ستريت
جورنال» (۱۶
مه)مي نويسد،
ظرف سه سال
گذشته دولت
بوش به نادرست
جبههء ديپلماسي
را به اروپا و
سازمان ملل
وانهاده و
نتيجه آن شده
که هفت دولت
مهمّ اسلامي،
از جمله
پاکستان و
اندونزي، به
جبههء ايران
پيوسته اند و
چين و روسيه
نيز تلاش هاي
سازمان ملل را
در متوقف کردن
ايران بي ثمر گذاشته
اند. حال،
جامعهء بين
الملل بيشتر
از آنکه نگران
برنامهء هسته
اي ايران
باشد، نگران
اقداماتِ
دولت بوش عليه
آن برنامهء هسته
اي است!
وال
ستريت جورنال
از يک روزنامه
نگارِ متخصص ايران
و اسلام که در
«انستيتوي
واشنگتن براي
مطالعات
خاورميانه»
سِمَت محققِ
مهمان را دارد،
چنين نقل مي
کند: «کشورهاي
غربي بايد
تضاد هاي
داخليِ
حکومتِ ايران
را تشديد
کنند.» اين
روزنامه
نگار، آقاي
مهدي خلجي،
سفارش مي کند
که جورج بوش
بايد نامه اي
خطاب به رهبر،
آيت الله
خامنه اي،
بنويسد که از
يک سو، با
ناديده گرفتن
محمود احمدي
نژاد او را حقير
سازد و از سوي
ديگر شرايط
آمريکا را
براي مذاکره
به روشني نام
ببرد: اگر
ايران غني
سازي را کنار
بگذارد،
تعداد مشخصي
از زندانيان
سياسي را که
نام شان مي
آيد آزاد کند،
از دخالت در
امور عراق
پاپس بکشد،
آنگاه بوش حاضر
به مذاکرهء
مستقيم خواهد
شد.
طبق
نوشتهء وال
ستريت
جورنال،آقاي
خلجي همچنين
سفارش مي کند
که دولت
آمريکا
محتواي يکي از
راديوي هاي
فارسي زبان اش
را نيز سراسر
عوض کند. بنا
به گفتهء او،
برنامه
ريزانِ اين
راديو تصور درستي
از نسلِ جوانِ
ايران
ندارند، اين
نسلي است
سياسي و جدّي
که خواهان
محتوايِ
راديويي جدي
نيز هست.
آقاي
افشين مولوي،
روزنامه نگار
ديگري که مؤلف
کتاب «زيارت
هاي ايراني»
است، به وال
ستريت جورنال
گفته است، سي
تا پنجاه درصد
از اقتصاد
ايران زير
کنترلِ بنياد
مستضعفين و
بنيادهاي
انقلابي ديگر
است که تنها
به آيت الله
خامنه اي و
آيت الله يزدي
پاسخگو هستند.
از زمانِ
رياست جمهوري
آقاي احمدي نژاد،
صاحبانِ اين
سرمايه هاي
کلان، پول هايشان
را به بانک
هاي امارات
عربي منتقل
کرده اند. اين
بانکها، در
آمريکا نيز
داراي بانکهاي
شريک هستند که
مي توانند
شامل قوانين
ضدِ فعاليت
هاي ماليِ
مرتبط با
تروريسم در آمريکا
قرار گيرند.
بنا به نوشتهء
وال ستريت جورنال،
خروج سرمايه
از ايران در
سال گذشته بالغ
بر دويست
ميليارد دلار
بوده.
وال
ستريت جورنال
مي نويسد در
مورد اعتصاب
هاي کارگري در
ايران نيز
بايد همان مدل
«همبستگي» در
لهستان را (در
سالهاي هشتاد
ميلادي) به
کار گرفت.
علاوه بر اين،
ايران چهل
درصد از نفت
مصرفي اش را
بايد وارد کند
و بيش از شصت
درصد از اين
واردات را
کمپاني
«ويتول» (Vitol)
واقع در شهر
رُتردام
تحويل مي دهد
که در امارات
عربي صاحب
پالايشگاه و
مخازن نفتي
است. يکي از
نمايندگان
ايالت
نيوجرسي در
کنگرهء آمريکا
به نام «راب
اندروز» لايحه
اي به مجلس
برده که
چنانچه شوراي
امنيتِ
سازمان ملل
رأي به محکوميت
ايران بدهد،
اين لايحه به
آمريکا حق مي
دهد هرنوع نفت
وارداتي به
ايران را در
قرنطينه قرار
دهد.
***
نتايج
تبليغاتي
نامهء احمدي
نژاد در
آمريکا
۱۶ مه
۲۰۰۶ ـ غالب
تفسيرهايي که
تاکنون در رسانه
هاي آمريکا از
نامهء رئيس
جمهور ايران
به جورج بوش
شده حاکي از
آن است که
اقدام محمود
احمدي نژاد به
عنوان يک حربهء
تبليغي در جلب
افکار عمومي،
تا حدود زيادي
موفق بوده
است. کابينهء
بوش نه تنها
از سوي نمايندگان
ليبرال در
کنگرهء
آمريکا و
تعدادي از اعضاي
سرشناس
کابينهء بيل
کلينتون، به
خاطر امتناع
از مذاکرهء
مستقيم، مورد
انتقاد واقع
شد، بلکه
بسياري از
تفسيرگران
جرايد و رسانه
ها نيز تأکيد
کردند براي
پيروزي راه حل
غير نظامي،
آمريکا بايد
با ايران بر
سر ميز مذاکره
بنشيند.
مجلهء
«تايم» اين
هفته (۱۴ مه)
نوشت پاسخ
جورج بوش به
احمدي نژاد
تعيين خواهد
کرد که آيا
درگيري با
ايران کاهش مي
يابد يا اينکه
به مقابلهء
تمام عيار
منجر خواهد
شد. تايم مي
نويسد تعداد
متخصصان
سياست خارجي
که به بوش
براي مذاکره
با ايران فشار
مي آورند رو
به افزوني
گذاشته است.
سناتورِ
جمهوري خواه
«چاک هگل» گفته
است «من نمي
فهمم چرا ما
هنوز همهء
گزينه هاي
ديپلماتيک
مان را به کار
نگرفته ايم.
ديپلماسي
يعني مذاکره و
صحبت.»
تايم
مي نويسد، در
گذشته،
کابينه هاي
رانالد ريگان
(براي آزادي
گروگان هاي
سفارت آمريکا)
و بيل کلينتون
به طور رو در
رو با ايران
مذاکره کرده
بودند. حتّا کابينهء
اول جورج بوش
پس از يازدهم
سپتامبر، براي
سرنگوني
طالبان در
افغانستان
مذاکراتي را
با دولت وقت
ايران به
انجام رسانده
بود. آن همکاريِ
موقت پس از
سخنراني
معروف «محور
شرارت» به
سردي گراييد
اما پس از
اشغال عراق
توسط آمريکا،
بار ديگر بر
سر امکان
معاوضهء اعضاي
سازمان
مجاهدين خلق
با اعضاي
دستگير شدهء القاعده
در ايران،
مذاکرات
محدودي ميان
آمريکا و
ايران صورت
گرفت. طبق
نوشتهء «تايم»
محافظه
کارانِ «شوراي
امنيت ملي» در
دولت بوش موفق
شدند در آن
مذاکرات
کارشکني
کنند، زيرا
برنامهء آنها
اين بود که در
آينده از
سازمان مجاهدين
خلق به عنوان
يک نيروي
پيشقراولِ
احتمالي براي
سرنگوني رژيم
اسلاميِ
تهران بهره بگيرند.
هم
اکنون
مهمترين
مخالفان
مذاکرهء
مستقيم خارج
از کابينه،
ايدئولوگ هاي
محافظه کار در
ستادهاي فکري
اند که اعتقاد
دارند
مذاکرهء رويارو،
با سياستِ
«تغيير رژيم»
خوانا نيست.
براي مثال
آقاي «مايکل
روبين» از
متخصصانِ ايران
در ستاد فکريِ
«انستيتوي
آمريکن اِنترپرايز»
اعتقاد دارد
«صِرفِ نشستن
بر سر يک ميز به
معني به رسميت
شناختن رژيمِ
آنهاست.»
از
سوي ديگر يک
متخصص سياست
خارجي در
«بنياد کارنِگي
براي صلح بين
المللي»
اعتقاد دارد
چنانچه
آمريکا به طور
جدي طرحِ
نابودي مراکز هسته
اي ايران را
داشته باشد،
بهتر است پاي
ميز مذاکره
برود تا به
متحدان
اروپايي و عرب
خودش ثابت کند
از همهء
امکانات
ديپلماتيک
پيش از حملهء
نظامي بهره
گرفته است.
آنگاه، پس از
حملهء نظامي،
شانس حمايت از
سوي متحدان آمريکا
بيشتر خواهد
شد.
يکي
از استادان
دانشگاه
مريلند به نام
«شبلي تلهامي»
که کارشناس
ارشدِ يک مرکز
تحقيقي محافظه
کار به نام
«انستيتوي
بروکينگز»
است، در يک نظرخواهي
وسيع در اکتبر
گذشته
درکشورهاي مصر،
عربستان
سعودي،
مراکش، اردن،
لبنان و امارات
متحده، نتيجه
گرفت که اکثر
عرب ها اعتقاد
دارند ايران
مشغول ساختن
سلاحهاي اتمي
است، با
اينهمه آنها
مخالف
فشارهاي بين
المللي عليه
ايران بودند.
در اين
نظرخواهي،
تنها چهار در
صد مردمِ عرب
نگران نقش
ايران در عراق
و منطقه
بودند. آنها
بيشترين
تهديد را از
جانب آمريکا و
اسرائيل مي
ديدند. آقاي
تلهامي دو روز
پيش در مقاله
اي در
روزنامهء
«بالتيمور
سان» (۱۴ مه)
نوشت نامهء احمدي
نژاد به بوش
در جهان عرب
انعکاس مثبتي
داشته و باعث
محبوبيت او در
کشورهاي
مسلمان شده است.
با
آنکه اکثر
کشورهاي عرب
در جنگ ايران
ـ عراق جانب
صدام را
گرفتند و با وجود
آنکه قدرت
گرفتن ايران
در منطقه تهديدي
براي امنيت
داخلي و
منافعِ
اقتصاديِ آنها
محسوب مي شود،
با اينهمه بنا
به مقالهء بالتيمور
سان، در يک
همه پرسي توسط
تلويزيون الجزيره،
از ميان ۳۶۰۰۰
(سي و شش هزار)
نفر ساکنان
عرب زبانِ
منطقه که به
همه پرسي پاسخ
دادند، ۷۳
درصد معتقد
بودند
برنامهء هسته
اي ايران خطري
براي همسايه
هاي آن در بر
ندارد. بسياري
از رسانه هاي
عربي، واکنش
سريعِ
کابينهء بوش در
ناديده
گرفتنِ نامهء
محمود احمدي
نژاد را نکوهش
کرده اند.
***
فشار
ميانهروها
بر کابينه بوش
براى گفتگوى
مستقيم با ايران
۱۲ مه
۲۰۰۶ ـ ظرف دو
سه روز گذشته،
به دنبال اقدام
غيرمتعارف
رئيس جمهور
ايران در
نوشتن نامهاى
هجده صفحهاى
به رئيس جمهور
آمريکا،
کابينهی بوش
به خاطر اينکه
حاضر نمىشود
با ايران به
طور مستقيم
مذاکره کند،
بيش از پيش
مورد انتقاد
قرار گرفته
است. در
آمريکا،
کسانى که خط
ميانه را در
سياست خارجى
دنبال مىکنند،
طى مقالات و
سخنرانىهايى
از واکنش
کابينهی بوش
در قبال نامه
محمود احمدى
نژاد انتقاد کردهاند.
با وجود آنکه نامهی محمود احمدى نژاد به جورج بوش به طور مشخص به نزاع هستهاى نپرداخته بود، بسيارى از تفسيرگران سياست خارجى در آمريکا آن را نشانهاى ا