يرواند آبراهاميان: نابخردي درکابينهء بوش سرانجام به جنگ منجر خواهد شد

اقداماتِ آيندهء آمريکا براي فشار آوردن به ايران

سناريوهاي جنگي عليه ايران

آيا جورج بوش تهديداتِ خود را عملي خواهد کرد؟

انتشارِ خاطراتِ شيرين عبادي در آمريکا

تايم و نيويورک تايمز: آمريکا بايد به ايران ضمانت امنيتي بدهد

ماهواره ايران: تحقيقات فضايي يا هدف هاي نظامي


Abdee Kalantari

يرواند آبراهاميان: نابخردي درکابينهء بوش سرانجام به جنگ منجر خواهد شد.

۲۸ آوريل ۲۰۰۶ـ چهارشنبهء اين هفته در جلسه اي که از سوي فعالان ضد جنگ، با حضور نزديک به چهارصد نفر در شهر نيويورک برگزار شد، يرواند آبراهاميان تاريخنگار و استاد دانشگاه به همراه دوتن ديگر، آقايان کاوه احساني سردبير نشريهء «گفتگو» و تيموتي ميچل استاد علوم سياسي و مطالعات خاورميانه در دانشگاه نيويورک، در مورد احتمالِ شروع جنگ عليه ايران از سوي کابينهء بوش سخنراني کردند. سخنان هشدار دهندهء يرواند آبراهاميان بيشترين توجه را برانگيخت. آقاي آبراهاميان تاکنون چند کتابِ تاريخي مهم راجع به ايران منتشر کرده است، از جمله: «ايران ميان دو انقلاب»، «خُمينيسم»، «مجاهدين ايران» و «اعترافاتِ زير شکنجه».


PDF for Print
Font Download
Install font

يرواند آبراهاميان در سخنراني اي که اين هفته (۲۶ آوريل) در دانشگاه نيويورک ايراد کردگفت:  سياست هاي کابينهء بوش نسبت به ايران در حال حاضر شباهت بسياري دارد با سياست هاي آن در قبال عراق پيش از حملهء نظامي به آن کشور. مهمترين شباهت، نابخرديِ امپراتورمنشانه است يعني خود محوري و تکبّر بي حصر که خيال مي کند مي تواند واقعيت را به هرنحو که بخواهد، به نفع خودش عوض کند.

 

از آنجا که آمريکا سالانه حدود ۵۵۰ ميليارد دلار خرج نيروي نظامي اش مي کند، بر اين باور است که مي تواند نقشه جهان را عوض کند. اگر شما گفته هاي بعضي از نظريه پردازان کابينهء کنوني در آمريکا را خوانده باشيد متوجه علاقهء آنها به «قدرت» مي شويد و اعتقاد آنها به استفاده از زور براي حل مشکلات. مي توان گفته هايي از آنها نقل کرد که از سال هاي ۱۹۳۰ [در آلمان هيتلري] تاکنون هرگز در انديشهء سياسيِ غرب شنيده نشده بود. از آنها مي شنويم که جنگ امري طبيعي است. جنگ شخصيت را قوام مي بخشد، حال آنکه صلح حالتي زنانه و مبتني بر ضعف است. کساني چون رامسفلد (وزير دفاع) و ديک چيني (معاون رييس جمهور) چنين مي انديشند که آمريکايي ها جنگ را دوست دارند، فقط دوست ندارند در جنگ بازنده باشند؛ و يکي از مهمترين تاريخ پردازانِ چنين نظريه اي، که ايدئولوگِ کابينهء کنوني براي جنگ در خاورميانه هم بوده، «برنارد لوئيس» است  که گاه از «کاليگولا» [امپراتور خونخوارِ روم] نقل قول مي کند که «در سياست مهم نيست که مردم از شما تنفُر داشته باشند، فقط بايد مطمئن شد که از شما مي هراسند و از ترس به شما احترام مي گذارند.»

 

درست پيش از حمله به عراق، باور آمريکا اين بود که داراي چنان قدرتي است که به محض ورود به عراق مي تواند هرچه را که بخواهد عوض کند و دوباره به خواست خودش بسازد. ژنرال گاردنر به مشاورانش اطمينان داد که آمريکا فقط سه ماه در عراق خواهد ماند و ظرف آن سه ماه شخصي مانند احمد چلبي را روي کار مي آورند و او دولتي سرسپردهء آمريکا برپا مي کند، صنعت نفت خصوصي شده و عراق وارد بازار آزاد اقتصادي خواهد شد و کمپاني هاي آمريکايي کنترل اوضاع را به دست خواهند گرفت. آمريکايي ها حتا يک قانون اساسي هم براي عراق نوشته بودند که در همين جا (دانشگاه نيويورک ـ NYU) تدوين شده بود. 

 

همان زمان کساني نظير ژنرال زيني هشدار مي دادند که چنين برنامه هايي خيالي و متعلق به يک سيارهء ديگر است! نظريه پردازانِ دولت بوش را  به طور معمول «نو محافظه کار» خوانده اند، من آنها را «نو مجنون» مي نامم! دو هفته پس از اشغال عراق، شيعيان تظاهراتي باشرکت دوميليون نفر به راه انداختند و نشان دادند که چه کسي زورِ واقعي را در اختيار دارد. به استثناي مناطق کرد نشين، آمريکا هيچ قدرت و اعتباري در عراق ندارد.

 

حال همان سناريو در مورد ايران دارد تکرار مي شود. کابينهء بوش خيال مي کند با تهديد و دادن اخطار و اولتيماتوم، ايران را مي ترساند و به زانو در مي آورد. مسألهء آنها سلاح هسته اي نيست بلکه هرنوع برنامه و نيروي هسته اي در ايران است. تصور مي کنند چون قدرت و زورشان زياد است، ايران را «سر عقل» مي آورند. اما آنها هيچ چيز از تاريخ ايران نمي دانند. ظرف صد سال گذشته، قدرت هاي امپرياليستي از اين اولتيماتوم ها به ايران زياد داده اند. در تاريخ نگاريِ ايران، کساني قهرمان تلقي مي شوند که همهء اين اخطار ها را ناديده مي گيرند. کساني خائن شمرده مي شوند که به اين اخطار ها تسليم مي شوند.

 

دولت آمريکا هميشه تهديد مي کند که اگر اين اولتيماتوم ها مؤثر واقع نشد، آنها از زور استفاده خواهند کرد و دست به بمباران ايران خواهند زد. آنها همزمان ادعا مي کنند اين کار نه تنها احتمال اتمي شدن ايران را منتفي مي کند بلکه به «تغيير رژيم» هم مي انجامد! براي آنها حل «بحران اتمي ايران» در گرو «تغيير رژيم» است. برداشت آنها اين است که بعد از بمباران هوايي، مردم ايران هم قيام مي کنند و رژيم اسلامي از قدرت ساقط مي شود. دوباره فرض بر اين است که کاراکترهايي شبيه احمد چلبي زمامِ امور را در ايران به دست خواهند گرفت. بازهم ژنرال زيني و نظامياني نظير او هشدار داده اند که چنين خيالاتي متعلق به يک سيّارهء ديگر است! (اپوزيسيونِ دولت بوش ليبرال ها نيستند بلکه ژنرال هاي ارتشي اند که خودشان از نزديک با اوضاع آشنا هستند!)

 

اما عواقب بمباران چه خواهد بود؟ رژيم اسلامي اعلامِ وضع اضطراري خواهد کرد. هرشکلي از نارضايتي به شدّت سرکوب خواهد شد. جنبش اصلاحات دست کم براي يک نسل يا دو نسل عقب رانده خواهد شد. هر کسي در راه دموکراسي و حقوق بشر در ايران مبارزه مي کند بايد اين را تشخيص بدهد که اقداماتِ آمريکا براي هدف آنها نتيجهء معکوس خواهد داد و هرگز به هيچ شکلي از آزادسازي (ليبراليزه شدن) نخواهد انجاميد.  اقدامات آمريکا به خودکامگي بيشتر و سرکوبِ بازهم بيشتر در ايران منجر خواهد شد. ارتجاع در ايران از هميشه پابرجاتر شده،  و به دنبال آن، عراق نيز به يک فاجعه، يک جهنم واقعي براي آمريکا تبديل خواهد شد. 

 


 

اقداماتِ آيندهء آمريکا براي فشار آوردن به ايران

۲۵ آوريل ۲۰۰۶ ـ «نيويورک تايمز» امروز (۲۵ آوريل) گزارش داد که دولت ايران به سازمان بين المللي انرژي اتمي گفته است حاضر نيست به سوآلات اين سازمان در مورد دومين برنامهء غني کردن اورانيوم يعني برنامهء چرخه هاي اتمي «پي ـ دو» (P-2) پاسخ بدهد. اين برنامه اي محرمانه است که از وجود آن براي نخستين بار خود رييس جمهور ايران پرده برداشت.  منبع خبر نيويورک تايمز ديپلمات هاي اروپايي و آمريکايي اند.

 

ديپلمات هاي اروپايي به «نيويورک تايمز» گفته اند ايران حاضر نيست در مورد بخش هاي ديگري از برنامهء هسته ايِ کنونی اش، که سازمان انرژي اتمي در موردشان حساسيت نشان داده،  و مي تواند در توليد سلاحهاي هسته اي به کار روند، پاسخگو باشد. سرسختي رژيم ايران بنا به نوشتهء تايمز به معني آن است که ايران مصمم است به رويارويي اش با غرب ادامه دهد. گزارشي که قرار است هفتهء آينده دکتر محمد البرادعي به شوراي امنيت بدهد به احتمال زياد نسبت به ايران انتقاد آميز خواهد بود و براي ايران تأثيراتِ منفي در بر خواهد داشت.

 

گزارش هاي سازمان انرژي اتمي همچنين نشان مي دهند که ابهاماتي در مورد برنامهء غني کردن پلوتونيوم و پروژه اي به نام «پروژهء نمک سبز» (Green Salt Project) وجود دارد که از ديد مقامات سازمان بين المللي انرژي اتمي نشان مي دهد ارتباطاتي ميان سه بخش تدارک اورانيوم، مواد منفجرهء بسيار پيشرفته، و برنامهء طراحي هاي موشکي ايران وجود دارد.

 

چنانچه ايران همچنان از پاسخگويی طفره رود، احتمال اينکه شوراي امنيت با بکار گرفتن اصل هفت ِ منشور سازمان ملل تحريمات اقتصادي عليه ايران را تصويب کند بيشتر خواهد شد.

 

يکي از تحليل گران امور خاورميانه، آقاي مهرزاد بروجردي، به خبرنگار روزنامهء «اينترناشنال هرالد تريبيون» (۲۵ آوريل) گفته است تا همين چند روز پيش ايران حاضر شده بود به طور مستقيم با آمريکا مذاکره کند و براي اين کار سفير مخصوصي نيز در عراق تعيين کرده بود.  اما به گفتهء آقاي بروجردي، که مدير بخش مطالعات خاورميانه در دانشگاه سيراکيوز (ايالت نيويورک) است، پس از آنکه آمريکا نسبت به مذاکرات مستقيم کمي ترديد نشان داد، ايران نيز خود را عقب کشيد تا احساسات ناسيوناليستي داخلي را همچنان پشت سر خود داشته باشد و به نظر نرسد براي مذاکرات به استيصال افتاده است.

 

هفته نامهء «تايم» مي نويسد ايران تعدادي از حساب هاي بانکي اش را از اروپا به کشورهاي حوزهء خليج فارس منتقل کرده است. از همين رو، معاون وزير امور خارجهء آمريکا آقاي رابرت جوزف به هفت کشورِ خاورميانه سفر کرده تا اين کشور ها را متقاعد کند که هيچ سهولتي براي  ايران در کسب دانش و تکنولوژي هسته اي فراهم نکنند. وزارت امور خارجهء آمريکا يک گروه مشاور استخدام کرده است تا در مورد کمپاني هاي اروپايي اي که در ايران سرمايه گذاري کرده اند تحقيق کند.

 

روزنامهء محافظه کار «وال ستريت جورنال» در سرمقاله اي نوشته است (۲۱ آوريل) که با افشاي برنامهء جديد غني سازي، اين گفته که ايران تا ساختن بمب اتم هنوز ده سال فاصله دارد ديگر حالت خيالبافي دارد. بحران ايران بحراني براي کابينهء کنوني آمريکا است نه کابينه هاي آينده، و جورج بوش فقط ۳۳ ماه ديگر وقت دارد که براي اين «خطر حاضر و واضح» در لحظهء کنوني چاره اي بينديشد. اين روزنامه نتيجه مي گيرد هرچند نبايد هنوز راههاي ديپلماسي را کنار گذاشت، به ديپلماسي به تنهايي نيز نبايد اميد زيادي بست.

 


 

سناريوهاي جنگي عليه ايران

۱۸ آوريل ۲۰۰۶ ـ در گزارشي از چند و چونِ طرح هاي جنگيِ پنتاگون براي ايران که اين هفته در روزنامهء «واشنگتن پُست» به چاپ رسيد، خبرنگار اين روزنامه مي نويسد: «برنامه هاي اضطراريِ جنگ تمام عيار، يا حتا يک حملهء ضربتيِ ناگهاني عليه ايران، در لحظهء حاضر ممکن است باورکردني به نظر نرسد. اما در دنياي محرمانهء  فرماندهيِ نظامي و برنامه ريزان جنگي، وجود چنين طرح هايي يک واقعيت روزمره است.»  واشنگتن پست از پيش نويسِ سناريوهايي گزارش مي دهد که همهء جنبه هاي يک جنگ سراسري را در بر مي گيرد،  از جمله «استقرار نيروها و عمليات تثبتِ اوضاع در پايانِ جنگ و پس از تغيير رژيم.»

 

هفتهء گذشته جورج بوش و وزير دفاع کابينه اش دانالد رامزفلد، هريک جداگانه، انکار کردند که دولت آمريکا به طور جدي بررسيِ طرح هاي نظامي عليه ايران را آغاز کرده. آقاي رامزفلد گفت، گزارش هاي رسانه ها در اين مورد به «دنياي خيالات» مربوط است و صحبت از برنامه هاي اضطراري «کار سودمندي نيست». اما «ويليام آرکين» خبرنگار روزنامهء «واشنگتن پست» که اکنون بيش از بيست سال است که از برنامه ريزي هاي جنگي آمريکا گزارش تهيه مي کند و به گفتهء خودش «در دنياي دربستهء نظاميان رابط ها و دوستاني براي خود دست و پا کرده»، دو روز پيش (۱۶ آوريل ۲۰۰۶) نوشت: «وزير دفاع اشتباه مي کند.»

 

خبرنگار روزنامهء واشنگتن پست اعتقاد دارد بحث درمورد طرح هاي جدي و واقعيِ جنگي عليه ايران، اهميت زياد دارد و حتا به بهبود مذاکرات ديپلماتيک هم کمک مي کند؛ زيرا اگر رژيم ايران درک کند که آمريکا، براي جلوگيري از دستيابيِ ايران به سلاح اتمي، حاضر است به طور جدي وارد جنگ شود، شايد از پافشاري دست بردارد.

 

همزمان با تدارک اشغال نظاميِ عراق، ارتش آمريکا بررسي و تحليل يک جنگ تمام عيار عليه ايران را نيز آغاز کرد. اين طرح طبق گزارش واشنگتن پست «تيرانت» نام دارد که مخففِ عبارت  «صحنهء تئاترِ ايران در زمان نزديک» (TIRANNT - Theater Iran Near Term) است.  در اصطلاحاتِ ارتش آمريکا، مرحلهء صحنهء تئاتر (theater-level) به معني جنگ تمام عيار است. طرح «تيرانت» شامل تهاجمِ نيروي دريايی آمريکا و نابوديِ نمونه هاي بدليِ نيروي موشکي ايران است. اين طرح از سه سال پيش تا کنون بارها مورد بازبيني قرار گرفته تا درس هاي اشغال عراق نيز در آن ادغام شود.

 

در طرح «تيرانت» نيروي هوايي آمريکا روي مُدلِ حمله به مراکز دفاع هوايي ايران  تمرين مي کند و نيروي دريايی آمريکا بر روي کنترلِ تنگهء هرمز در خليج فارس. طرح عملياتيِ ديگري،  چگونگي پياده کردن قواي دريايي از کشتي به ساحل را تحليل مي کند در يک کشورِ نفتيِ فرضي که توسط انقلابيان مذهبي و گاردهاي انقلابي اداره مي شود. 

 

واشنگتن پست از دو طرح ديگر به نامهاي «ايران ـ دفاع موشک هاي باليستيکي» (BMD-I) و «کان پلان ۸۰۲۲» (CONPLAN 8022) نام مي برد. اولي، ارزيابيِ تعداد موشکهايي است که از سوي ايران مي تواند به طور بالقوه  از ديوار دفاعي آمريکا عبور کند؛ و دومي، شروع يک جنگِ تمام عيار به فاصلهء دوازده ساعت از صدور فرمانِ رييس جمهورِ آمريکا. در طرح دوم، احتمالِ اينکه استفاده از نيروي تاکتيکيِ هسته اي هم ضروري شود، پيش بيني شده است.

 

روزنامهء واشنگتن پست هشدار مي دهد آنچه وضعيت را به طور بالقوه خطرناک تر مي کند ضرورت واکنش سريع است که هرنوع اتفاق پيش بيني نشده اي، مثل سقوط يک هواپيماي جاسوسي در خاک ايران يا به دام افتادن اعضاي تيم عمليات «سيا» در ايران، يا هر مقابلهء نظاميِ اتفاقيِ ديگری،  مي تواند جرقهء آن را بزند و حريقِ جنگ را بگستراند.

       


 

آيا جورج بوش تهديداتِ خود را عملي خواهد کرد؟

۱۴ آوريل ۲۰۰۶ ـ در حاليکه بيشتر روزنامه هاي آمريکا و همچنين سازمان هاي امنيتي اين کشور به صراحت گزارش داده اند ايران تا چند سال ديگر قادر نيست به تسليحات اتمي دست پيدا کند، احتمال حملهء نظامي آمريکا به ايران در رسانه هاي اين کشور با جديت بيشتري مطرح مي شود. بعضي از مفسران مي پرسند شدت گرفتن لحن جورج بوش و کاندوليزا رايس در روزهاي اخير آيا فقط به منظور تهديد است يا خبر از نياتِ واقعي دولت آمريکا براي رويارويي با ايران مي دهد.

 

طبقِ تازه ترين نظرخواهي در آمريکا که توسط روزنامهء لوس آنجلس تايمز و شرکت بلومبرگ انجام گرفته نيمي از مردم اين کشور نگراني روزافزون شان را از يک رژيم اتمي در ايران ابراز کردند. در اين نظرخواهي پرسيده شده است که: «اگر ايران کماکان به توليد موادي ادامه دهدکه بتواند در توليد سلاح اتمي به کار رود، آيا شما از اقدام نظامي [عليه اين کشور] حمايت مي کنيد؟» چهل و هشت درصد پاسخ مثبت و چهل درصد پاسخ منفي داده اند. اکنون از هر ده آمريکايي، شش نفر اعتقاد دارد که کسب سلاح اتمي از سوي ايران به واقعيتي اجتناب ناپذير تبديل شده.

 

در عين حال، در همين نظرخواهي مردم آمريکا اعتماد کمتري نسبت به رهبري کشورشان نشان داده اند و درستيِ تصميم احتمالي جورج بوش را براي يک جنگ ديگر مورد ترديد قرار داده اند.  (نيوزدي، ۱۳ آوريل)

 

اين در حالي است که رسانه هاي ليبرال آمريکا بر آن اند که ايران تا چندين سال قادر نخواهد بود به تسليحات اتمي دست پيدا کند. روزنامهء نيويورک تايمز  (۱۳ آوريل) در صفحهء اول اش به نقل از سه کارشناس در دو مؤسسهء «انستيتوي علوم و امنيت ملي» و «مرکز مطالعات استراتژيک و بين المللي» که هردو در شهر واشنگتن قرار دارند، مي نويسد ادعاهاي اخير دولت ايران اغراق شده است و بيشتر حاکي از «ژست هاي توخالي سياسي» است. اين کارشناسان اعتقاد دارند ايران در حال حاضر فقط داراي قطعات کافي براي حداکثر هزار تا دو هزار چرخهء غني سازيِ جديد است، و توليد اورانيوم غني شده براي ايران تا سال ها امکان پذير نخواهد بود.  

 

مفسر روزنامهء «کريستيان ساينس مانيتور» امروز (۱۴ آوريل)نوشت به شهادت گفته ها و عملکرد جورج بوش در گذشته، وقتي که بوش ادعا مي کند اجازه نخواهد داد ايران سلاح اتمي کسب کند، او گفته اش را عملي خواهد کرد. خطر رژيم اتميِ اسلامي متفاوت است از خطر دولت هاي ديگري که از سلاح هسته اي به عنوان وسيله اي براي معامله و چانه زني و نيز به طور تدافعي به عنوان وسيلهء پيشگيري (deterrence پيشگيري از  حملهء دشمن) استفاده مي کنند. 

 

مفسرکريستين ساينس مانيتور مي نويسد: «نگراني در مورد ايران دو جانبه است. يکي اينکه ايران مي توان سلاحي هسته اي را در اختيار شبکهء ترور قرار بدهد بدون آنکه بتوان آن را ردگيري کرد و در نتيجه آمريکا نمي تواند مقابله به مثل کند. ديگر اينکه کيش شهادت در اسلام شيعي و نيز در ايدئولوژي دولت ايران به نحوي است که نظريهء پيشگيري را بي معني مي کند.»

 

جورج بوش گفته است يکي از درس هاي يازدهم سپتامبر اين است که «ما بايد تهديدات را پيش از آنکه صدمه اش وارد شود جواب بدهيم.» علاوه بر اين، اهميت کشور اسراييل براي آمريکا به مراتب بيشتر از اهميت اين کشور براي اروپا است و رژيم اتميِ اسلامي، خطر نابودي اسراييل را در بردارد.

 

معاون امنيت ملي در دولت آمريکا آقاي توماس فينگر به روزنامهء نيويورک تايمز گفته است که «سازمان هاي امنيتي ما اتفاق نظر دارند که ايران نمي تواند دستکم تا پيش از سال ۲۰۱۰ به سلاح هاي اتمي دست پيدا کند.» با اين همه، نتايج همه پرسيِ اخير نشان مي دهد که تبليغات کابينهء بوش عليه ايران و نيز تحريکاتِ رهبري ايران احساس ناامنيِ مردم آمريکا را فزوني بخشيده است.

 


 

انتشارِ خاطراتِ شيرين عبادي در آمريکا

۱۱ آوريل ۲۰۰۶ ـ ماه آينده، انتشارات معروف راندوم هاوس خاطرات شيرين عبادي را به زبان انگليسي در ايالات متحدهء آمريکا منتشر خواهد کرد. شهرت خانم عبادي به عنوان معروف ترين حقوق دان و فعال حقوق بشر در ايران و برندهء جايزهء صلح نوبل (۲۰۰۳) به احتمال زياد توجه منتقدان و روشنفکران آمريکايي را به کتاب او جلب خواهد کرد. اين هفته، روزنامهء نيويورک تايمز در مجلهء ضميمه اش (۹ آوريل) بخش کوتاهي از اين خاطرات را به چاپ رساند که در آن خانم عبادي از قتل هاي زنجيره اي ياد مي کند.

 

در پاييز سال دوهزار ميلادي، شيرين عبادي پس از ده سال کار مستمر در دفاع از قربانياني چون کودکان و زنان آزار ديده و زندانيان سياسي در دادگاه هاي ايران، با دردناک ترين روزهاي دوران اشتغال اش رويا رو مي شود. رژيم ايران، حاضر مي شود پروندهء روشنفکراني را که به دست مأموران وزارت اطلاعات به طرز فجيعي به قتل رسيده بودند در اختيار او بگذارد تا به وکالت از سوي خانوادهء قربانيان، اقدام به دادخواهي کند.

 

پرونده اي شامل هزاران صفحه اطلاعات از مدارک و اقرارات متهمان، در مهلتي فقط به مدت ده روز، در اتاقي برهنه در محل دادگاه در اختيار او و همکاران اش قرار مي گيرد تا در فضايي مضطرب، حقايق  قتلِ دهشتناکِ زن و شوهري سالخورده را به دست مؤمنانِ دشنه به دست بيرون بکشند. در کنار خانم عبادي، زن جوان ديگري نيز در سکوت صفحاتِ اين پرونده را ورق می زند؛ نام او پرستو فروهر است. 

 

خانم عبادي مي نويسد: «نورآفتاب از پشت شيشه هاي چرک گرفتهء اتاق بالا مي آمد و ما همچنان در سکوت روي ميزِ پرونده قوز کرده بوديم و به جز خش خشِ کاغذ صدايي شنيده نمي شد. بخش هاي مهم پرونده، يعني گفته هاي متهمان، در ميان صفحات بي شماري از زياده گويي هاي بوروکراتيک دفن شده بود؛ اما همان اقرارها، توصيفِ تاريکِ قتل هاي دهشتبار بود ـ يکي از قاتلان با هر ضربهء کارد که برتن قرباني اش فرو مي نشاند فرياد مي زد يا زهرا، يا زهرا، به نشانهء تکريمِ دختر پيامبر.»         

 

در سکوت، مطالعه پرونده ادامه مي يابد تا حوالي ظهر که ناگهان چشمان خانم عبادي بر جمله اي مي افتد که او را در جا ميخکوب مي کند. جمله اي که يکي از اعضاي جوخهء آدم کشان به سرکرده اش که وزير دولت است مي گويد. جمله اي که گلوي اين حقوق دان کوچک اندام را منقبض و  ديدگان اش را تار مي کند: «نفر بعدي که بايد کشته شود شيرين عبادي است.»

 

آدم کشِ مؤمن از وزير مي خواهد حکم قتل را صادر کند و وزيرِ دولت اسلامي مي گويد اجراي اين فريضه را بايد تا پايان ماه مبارک رمضان عقب بيندازيم.

 

خانم عبادي مي انديشد که در ميان مصطلحات کساني که اسلام را اين گونه تعبير مي کنند، ريختن خون عده اي، از جمله خود او، «حلال» خوانده مي شود، يعني خدا آن را مجاز شمرده است.

 

شيرين عبادي مي نويسد، در پايانِ آن روز، «در ميان سر و صداي ترافيک تهران و اتوموبيل هاي قديميِ پرسر و صدا پا به خيابان گذاشتم و تاکسي گرفتم که مرا به خانه ببرد. با شتاب خودم را به داخل رساندم، لباس از تن در آوردم و ساعتي تمام زير قطرات آب حمام نشستم تا چرک و پلشتي آن پرونده ها را از وجودم پاک کنم؛ و فقط پس از آن بود که، به دنبال صرف شام و بعد از آنکه دخترانم به خواب رفتند، توانستم قصه ام را براي همسرم بازگو کنم.»     

 

مسببان قتل هاي زنجيره اي هرگز تسليم عدالت نشدند.

 


 

تايم و نيويورک تايمز: آمريکا بايد به ايران ضمانت امنيتي بدهد

۷ آوريل ۲۰۰۶ ـ پس از آنکه جواد ظريف، سفير ايران در سازمان ملل متحد، اعلام کرد ايران براي مذاکرات مستقيم با آمريکا آمادگي دارد، رسانه هاي ليبرال آمريکا بار ديگر تأکيد کردند که کابينهء بوش بايد هرچه زودتر به مذاکرهء مستقيم با ايران پرداخته و به اين کشور ضمانت هاي امنيتي بدهد که به خاک آن حمله نخواهد کرد. بنا به نوشتهء فاينانشال تايمز، يک مقام عالي رتبهء ايراني به طور غير رسمي به واشنگتن آمده تا مقدمات گفتگوي مستقيم با آمريکا را تدارک ببيند.

 

پنج شنبهء گذشته جواد ظريف سفير ايران در سازمان ملل در ستون سرمقاله هاي روزنامهء نيويورک تايمز طي مقاله اي نوشت: «فشار و تهديد به حل مسايل کمکي نمي کند. يافتن راه حل مستلزم ارادهء سياسي و تمايل به مذاکرهء جدي است. ايران آمادهء چنين کاري است. » آقاي ظريف بار ديگر و به طور رسمي به کابينهء بوش و مردم آمريکا اعلام کرد که دولت ايران آمادهء گفتگوی مستقيم با آمر¡