|
اغتشاش
در زبان ،
اغتشاش در
تفکر
موقن يدالله با گفتوگو
علوم دانشكده در سال دو مدت به .آمد دنيا به اصفهان در سال
۱۳۲۷ در موقن يدالله
از و رفت انگلستان به و كرد تحصيل ترك اما پرداخت
، فيزيك تحصيل به اصفهان دانشگاه
(Leeds) ليدز دانشگاه به آن از پسگرفت ليسانس نظري فيزيك رشتهي در (Hull) هال دانشگاه
گروه در ايران به بازگشت با .گرفت ليسانس فوق علم فلسفه و تاريخ رشته در و رفت
به هم او استخدام فرهنگي انقلاب با همزمان اما شد ،
تدريس مشغول اصفهان دانشگاه فلسفه
بحثهايي منشا اغلب ماركسيسم و ماركس درباره موقن خاص ديدگاههاي .درآمد تعليق حالت
كاسيرر
، ارنست روشنگري
، فلسفه:است قرار بدين او شده منتشر آثار برخي فهرست .است بوده
زبان
، ;هرمس
، ۱۳۷۷ انتشارات كاسيرر
، ارنست دولت
، اسطوره ; نيلوفر
، ۱۳۷۰ انتشارات
صورتهاي فلسفه" دوم جلد) اسطورهاي انديشهي ; هرمس
، ۱۳۷۸ انتشارات فرهنگ
، و انديشه
در ذهني كاركردهاي" كتاب ترجمه موقنهرمس ،
۱۳۷۸ انتشارات كاسيرر
، ارنست ،"سمبليك
.دارد انجام دست در را (برول - لوي لوسين) "مانده واپس جامعههاي
يوسفي حامد
جايگاه .بودهايد زبان فارسي خوانندگان به كاسيرر ارنست معرفي پيشگام شما ;موقن آقاي *
است؟ چگونه معاصر انديشه در كاسيرر
.نشده شناخته شايد و بايد كه چنان آن قدرش هنوز كه است متفكري كاسيرر ارنست من بهنظر
كه را تاثيري فلسفهاش اما دانستهاند
، هگل و كانت همتراز را او محققان بعضي گرچه
ميشود وضع اين براي چندي دلايل البته .نگذاشته جاي بر داشته
، فلسفي تفكر بر كانت مثلا
زبانشناسي
، مثل برميگيرد
، در را علمي رشته چندين كاسيرر فلسفه كه اين يكي .برشمرد
يا فيلسوف كمتر فوقتخصص عصر در امروزه كه ;علم و هنر دينشناسي
، اسطورهشناسي
،
برميگردد احتمالا ديگر دليل .باشد داشته احاطه علمي رشته چندين به ميتواند دانشمندي
و اروپا اجتماعي سامان نابه اوضاع بهخاطر جنگ
، از پس .دوم جهاني جنگ از بعد وضعيت به
ماركسيسم مثل ايدئولوژيهايي و اگزيستانسياليسم مثل غيرعقلاني فلسفههاي رواني
، فشارهاي
كه باشد اين ديگر دليل شايد .علمي و عقلاني فلسفههاي تا گرفتند قرار توجه مورد بيشتر
او آثار ميتوانند حرفهاي مورخان و فيلسوفان فقط و است دشوار نسبت به كاسيرر آثار درك
;است رسا و شيوا خيلي كاسيرر نثر البته .كنند درك را مطالب پيچيدگيهاي و بخوانند را
مطرح كه مباحثي و مطالب اما ندارد
، كلامي پيچيدگي آثارش هايدگر و هگل برعكس كاسيرر
.فهماند دشوار ميكند
اين البته .آكادميكاند او آثار همه .ننوشت فهم عامه آثار راسل برتراند برخلاف كاسيرر
توجه اخير دهه دو يكي در و درآمده به فراموشي بوته از كمكم كاسيرر كه بگويم هم را
.شدهاند چاپ تجديد كتاب صورت به و شدهاند جمعآوري مقالاتش .شده او آثار به بيشتري
منتشر دستنوشتههاي است قرار حتي ;شده چاپ و كردهاند ويرايش را او دستنوشتههاي بعضي
مورخان و فيلسوفان بر كاسيرر اين
، از غير .برسند چاپ به مجلد بيست در هم نشدهاش
خاورشناسان راهنماي اش"اسطورهاي انديشه" كتاب .گذاشته توجهي قابل تاثيرهاي هم حرفهاي
هم اواخر اين .قديم اسرائيليان و بابليان و مصريان انديشه فهم براي شد برجستهاي
بهنظرم .شدهاند نوشته انديشههايش و كاسيرر درباره مختلف زبانهاي به زيادي كتابهاي
يا .است هجدهم قرن انديشه زمينه در اثر سيستماتيكترين و مهمترين "روشنگري فلسفه" كتاب
.است رنسانس فلسفه خصوص در كتابها بهترين از "رنسانس فلسفه در كيهان و فرد" كتاب
مثل بزرگي روانشناس يا پيترگي
، مثل برجستهاي مورخ به بايد هم كاسيرر تاثيرات درباره
كه هم ميرچاالياده مثل برجستهاي اسطورهشناس بر كاسيرر تاثير .كرد اشاره پياژه ژان
تاثير كاسيرر از هم مدرنيسم پست سردمداران ديگر و دريدا ژاك و فوكو ميشل .است مشهود
و كنند احيا را اسطورهاي آگاهي ميخواهند مدرنيستها پست كه تفاوت اين با ;پذيرفتهاند
آنها عكس بر اما .كنند كرنش برابرش در و بدانند برتر علمي آگاهي از و ببخشند تفوق را آن
خلاف بر كاسيررميداند رياضي فيزيك بهويژه علم
، را بشر خرد دستاورد بزرگترين كاسيرر
را غيرعقلاني امر آنها مثل و نميكند تحقير را عقل و علم مدرنيستها پست يا و هايدگر
.ميكند بررسي و ميسنجد عقلي معيارهاي با هم را عقلاني امر عكس
، بر .نميپرستد
با را دين ميخواست او ."عقل فقط محدوده در دين" نام به نوشت كتابي كانت كه ميدانيد
.بگذارد كنار ميگيرد قرار عقل محدوده از بيرون دين در كه را هرچه و بسنجد خرد ابزارهاي
.شد او دردسر باعث و كرد پا به زيادي صداي و سر داشت كه محدوديتهايي بهرغم كانت كتاب
" نظري خرد نقد" يعني مهماش
، اثر سه پايه به علمي - فلسفي ارزش لحاظ از كتابش اين البته
ميخواست او كه را كاري من بهنظر اما .نميرسد "داوري قوه نقد" و "عملي خرد نقد" ،
فلسفه" دوم جلد) "اسطورهاي انديشه" نوشتن با كاسيرر نداشت
، را توانش و دهد انجام
را غيرعقلاني امر و اسطوره كتاب اين در كاسيرر .رساند انجام به ("سمبليك صورتهاي
واقع در .ميكند بررسي عقلي ابزارهاي با را آنها و ميدهد قرار عقل محدوده در و ميآورد
.است سترگي بسيار دستاورد من نظر به اين و نميداند كار اين انجام از ناتوان را عقل
ممكن اگركردهايد ترجمه را "سمبليك فرمهاي فلسفه" مجموعه از دوم جلد همين فقط شما *
.بدهيد توضيحاتي هم آن نشده ترجمه جلدهاي و مجموعه اين كلي انديشههاي درباره است
خيلي ميكند بررسي كه موضوعهايي دامنه خاطر همين به .است فرهنگ فيلسوف و مورخ كاسيرر
جهان
، درك براي انسان او اعتقاد به .ميداند سمبلساز جانور را انسان او .است وسيع
زبان
، .ميشوند حائل واقعيت و او بين سمبليك جهانهاي اين كه ميآفريند سمبليك جهانهاي
هم سمبليك جهانهاي اين ساخت اما .هستند سمبليكي جهانهاي چنين علم و هنر دين
، اسطوره
،
اول را "سمبليك صورتهاي فلسفه" دوم جلد بنده .تفاوتهايي هم دارد
، هم با شباهتهايي
و مقابله علمي انديشه ساختار با اسطورهاي انديشه ساختار مجلد اين در چون كردم ترجمه
مرحوم بازرگان
، مرحوم آثار كه ميدهد نشان مثلا مجلد
، اين دقيق مطالعه .ميشود مقايسه
تفكر ساختار از درستي درك نه مرحومان اين .علمياند ارزش فاقد احمد آل جلال يا و شريعتي
و مبحث خلط جز آثارشان واقع در ; علمي انديشه ساختار از درستي درك نه و داشتهاند ديني
به است بوده پاسخي واقع در جلد اين ترجمه هم من براي .نيست ديگري چيز فكري آشفتگي
فيزيك در تحصيلاتي هم بنده خود اگر كه بگويم بايد البته ايران روشنفكري آشفتهانديشي
همين براي .كنم ترجمه بخواهم كه رسد چه تا كنم
، درك را كتاب مباحث نميتوانستم نداشتم
،
باشد داشته مطالعاتي ديني و اسطورهاي علمي
، مباحث در بايد هم كتاب خواننده ميكنم فكر
فلسفه" مجموعه جلدهاي مباحث .شما سوال سر برگرديم اما .كند دنبال را بحث بتواند تا
دوم جلد دارد
، اختصاص زبان فلسفه به مباحثش يكم جلد .همديگرند از مستقل "سمبليك فرمهاي
را دوم جلد مباحث خوانندهاي اگر همين براي .علم فلسفه به سوم جلد و دين و اسطوره به
اين البته . نمیباشدا نخست جلد ترجمه به خاطر
نداشتن
نكند ، درك راحت
به پاسخ در و هستند
، هم از جداي و مستقل موضوع
، لحاظ از فلسفيشان وحدت رغم به مجلدات
با ميكنم فكر نكردم
، ترجمه ابتدا را يكم جلد چرا ميگيرند ايراد كه خوانندگان بعضي
يكم جلد ترجمه كه بگويم هم را اين .كنم قانع را آنها باشم توانسته دادم كه توضيحاتي
فارسي زبان در .است زبانشناختي مباحث با مترجم آشنايي مستلزم "سمبليك فرمهاي فلسفه"
;ندارد وجود زبانشناختي مباحث براي افتادهاي جا و دقيق اصطلاحات حاضر حال در كه ،
هم
مطالبش حجم هم ،
سوم جلد مورد در .ميگيرد بيشتري وقت يكم جلد ترجمه خاطر همين به
و اول جلد ترجمه از بيشتر زماني ترجمهاش طبعا كه است
، ديگر جلدهاي برابر دو تقريبا
فيزيك
، رياضيات
، فلسفه مثلا ;دارد اختصاص علم فلسفه به سوم جلد بهعلاوه .ميگيرد دوم
فني و تخصصي اصطلاحات با و علوم اين همه با آشنايي كه پزشكي و روانشناسي زيستشناسي
،
ولي اول
، نمود آسان عشق" كه ميبينيم .است دقيق فلسفي - علمي تربيت داشتن مستلزم آنها
بيهيچ را تخصصي آثار ميخواهد كه زباني فارسي خواننده شرايط
، اين با !"مشكلها افتاد
"سمبليك فرمهاي فلسفه" چهارم جلد مورد در .است نشدني اين بفهمد
، و بخواند فكري تلاش
نقد به شده
، بازآفريني كاسيرر نوشتههاي دست روي از اخيرا كه جلد اين كه بگويم بايد هم
دائرالمعارف يك "سمبليك صورت فلسفه" جلد چهار حقيقت در .دارد اختصاص وجودي فلسفههاي
.ميدهند تشكيل را فلسفي
دست در را برول - لوي لوسين از كتابي ترجمه شما گويا بگذريم كه كاسيرر از ;موقن آقاي *
خواهدكرد؟ اضافه زبان فارسي خوانندگان به اطلاعاتي چه كتاب اين .داريد انجام
ترجمه براي كتابهايي سراغ به بنده كردهايد توجه هم خودتان احتمالا كه طور همان
بين از اما .بودهاند برخوردار توجهي قابل علمي اعتبار از هم و تخصصياند هم كه ميروم
- پيش بعضي با تقابل در كتاب اينباشد پرآوازهتر همه از برول - لوي كتاب شايد اينها
نوع دو ميگويد كتاب اينداشته سلطه غرب متفكران ذهن بر قرنها طي كه است داوريهايي
است
، حاكم برش خلط اصل منطقي - پيش ذهنيت .منطقي يكي منطقي
، - پيش يكي:دارد وجود ذهنيت
.است خرافي ذهنيت ذهنيت
، اين واقع درميآميزد درهم را چيز همه و ندارد تحليل توانايي
فلسفه و آفريده را علم كه است ذهنيت همين .ميكند تحليل را امور منطقي ذهنيت مقابل
، در
است
، علمي - منطقي ذهنيت همين هم پيشرفته صنعتي كشورهاي بر حاكم ذهنيت .است كرده خلق را
.هست هم خرافي ذهنيتي كه است منطقي - پيش ذهنيت مانده
، واپس كشورهاي غالب ذهنيت اما
مشهور
، روانشناس پياژه ژان .شده گفته زيادي حرفهاي برول - لوي آثار درباره حال هر به
حتي .بودهاند او الهامبخش تحقيقاتش در هميشه برول - لوي آثار كه ميكند اعتراف
ويگوتسكي و پياژه ژان نظرات منشا شدهاند مدعي كه رفتهاند پيش آنجا تا بعضيها
برول - لوي تاثير تحت عمر پايان تا هم كاسيرر .هستند برول - لوي آثار (روسي زبانشناس)
دارم
، ترجمه دست در بنده كه كتابي همين به "سمبليك فرمهاي فلسفه" چهارم جلد در او .بوده
كه كساني به بشود شايدميكند استناد ،"واپسمانده جامعههاي در ذهني كاركردهاي"
برول - لوي كتاب اين كرد توصيه هستند "سمبليك فرمهاي فلسفه" يكم جلد فارسي ترجمه منتظر
كه ميكند پيگيري را مباحثي همان اما است
، ديگر ديدگاهي از كه اين با چون ;بخوانند را
.است كرده بررسي كتاب آن دوم و اول جلدهاي در كاسيرر
."فرهنگ و انديشه زبان
، ":هست اسمش كه كردهام ترجمه هنله پل از مهمي مقاله قبلا بنده
و زبان يك واژگان ميان ارتباط از آن در و است ورف زبانشناختي نظريه درباره مقاله اين
بايد البته .ميشود صحبت زبان آن گويندگان فرهنگ و انديشه ساخت با آن گرامري ساختار
هم شايد .نوشته كاسيرر و برول - لوي از بعد را زبان درباره مقالههايش ورف كه كرد توجه
و برول - لوي آثار از پذيرفته تاثير (آلماني زبانشناس) هومبولت آثار از كه همانطور
.باشد پذيرفته تاثير هم كاسيرر
با مانده واپس جامعههاي انسانهاي تفكر ساخت مقايسه از غير كتاب اين در برول - لوي
اختصاص مانده واپس اقوام زبانهاي مطالعه به هم را فصل يك غرب ،
منطقي - علمي انديشه
لاك
، جان !ببينيد .كشيده بحث به اقوام اين تفكر با را زبانها اين بين ارتباط و داده
درباره غربي ديگر متفكر صدها شايد و دهها و ولف كانت
، نيتس
، لايب باركلي
، هيوم
، ديويد
كتاب علم متدلوژي و انديشيدن درست روش معرفت
، حصول چگونگي شناخت
، به مربوط مسايل
انسانشناختي پژوهشهاي به اتكا با را معرفت يا شناخت بحث برول - لوي اما .نوشتهاند
دست در او از قبل متفكران كه دارد دست در يافتههايي او واقع در يعني ;ميكند آغاز
انسان ذهن ساخت با متفاوت را مانده واپس جامعههاي انسان ذهن ساخت اساسا او .نداشتند
با متفاوت مانده واپس جامعههاي انسانهاي ذهن جهتگيري ميگويد .ميداند فرهيخته
است علتي با متفاوت ابتدايي انسان براي رويدادها علت است
، فرهيخته انسان ذهن جهتگيري
و مرموز نيروهاي به است
، خرافي ابتدايي انسان ذهن است
، جستوجويش در دانشمند كه
.ندارد اعتقادي موهومات به و است سكولار غربي دانشمند ذهن اما دارد
، اعتقاد اسرارآميز
دانشمند ذهن در حتي كه كرد ذكر را نكته اين بايد البتهاست برول - لوي بحثهاي اينها
غربي دانشمند و فيلسوف كه بسا چه .دارد وجود ابتدايي ذهنيت آن بقاياي هم غربي فيلسوف و
در چون .بگيرد قرار ابتدايي ذهنيت بقاياي تاثير تحت خودش اعتقادات در خصوصا ناآگاهانه
،
به هم منطقي - پيش ذهنيت آن علمي
، ذهنيت كنار در نيست
، علمي صد در صد بشري هيچ ذهن واقع
مطرح معرفتشناسي در را تازهاي بحث برول - لوي كتاب حال هر به .ميدهد ادامه خودش حيات
.ميكند
درباره كاسيرر نظريه و ابتدايي ذهنيت درباره برول - لوي نظريات و بحثها اگر من بهنظر
ساخت در را سوم جهان كشورهاي عقبماندگي علت بايد وقت آن باشند
، درست اسطورهاي ذهنيت
ذهن اين چون .امپرياليستها و استعمارگران توطئه در نه كرد ،
جستوجو آنها ذهن خرافي
دارم اطلاع من كه هم جا آن تا .است عقبماندگياش باعث كه است سومي جهان انسان وهمآلود
شما
، سوال به پاسخ جمعبندي براي حال هر به نكرده مطرح ايران در نظريهايمانند
اين حالا تا كسي
ما به ،"سمبليك صورتهاي فلسفه" دوم ، جلد همينطور و برول
، - لوي كتاب ميكنم فكر من
ابنخلدون
، مقدمه فردوسي
، شاهنامه اوديسه
، و ايلياد مثل كلاسيكي آثار تا ميكند كمك
را آلاحمد جلال يا بازرگان
، مهدي شريعتي
، علي آثار يا و طبري جرير تاريخ الذهب
، مروج
.كنيم درك بهتر
مطرح زيادي صحبتهاي هم وبر ماكس درباره شما برول - لوي و كاسيرر از غير ! موقن آقاي *
انديشه عمر از سالي صد حالاكه بپرسم ميخواستم وبر ،
به علاقهتان به توجه با .كردهايد
و آثار ميكنيد فكر و ميدانيد چه را او دستاورد شما ميگذرد
، كلاسيك جامعهشناس اين
بكند؟ ميتواند ما به كمكي چه انديشهاش
همانطور هم ،
وبر ماكس آثار .دارند جاودانه حياتي فلسفه و اجتماعي علوم در كلاسيك آثار
ماكس ذهن مهمي موضوع ميكنم فكر منجامعهشناسياند كلاسيك آثار جزو كرديد
، اشاره كه
وبر يافت؟ ظهور امكان غرب در فقط صنعتي سرمايهداري چرا:بود كرده مشغول خود به را وبر
كه رسيد نتيجه اين به همين براي .ميدانست هم مشابه را هندو و چين جامعههاي مادي شرايط
.آفريدهاند متفاوت و مختلف فرهنگهاي مختلف
، دينهاي يعني .است دين فرهنگها تفاوت علت
هر كه تصوري يعني .ميسازد را قوم آن تاريخ قوم
، هر اساطير كه است شلينگ گفته همان اين
اعتقاد وبر .كرده مشخص قبل از را او سرنوشت و قوم آن تاريخ دارد
، خودش خدايان از قوم
شرايط ديني هر يعني .نيست مساعد صنعتي سرمايهداري روابط رشد براي ديني هر كرد پيدا
مذهب فقط غرب در وبر نظر به .نميكند فراهم را تفكر و قضا سياست
، حوزههاي شدن عقلاني
.كند ايجاد جامعه مختلف حوزههاي شدن عقلاني براي مناسبي شرايط توانست كه بود پروتستان
سكولار جامعه يك ايجاد شرايط توانست پروتستان مذهب خصوصا مسيحيت
، فقط كه اين سادهترش
و ;است لائيك يا سكولار حكومت سكولارند
، قوانين آن در كه جامعهاي يعني .كند فراهم را
سكولار جامعه كه است مسيحي جامعه دل از .است كرده پيدا سكولار سرشتي انديشه كلي طور به
.داد انطباق را خودش سكولار يا مدني جامعه اين با هم مسيحيت شد ، زائيده مدني جامعه يا
كنفوسيوسي يا بودايي جامعه دل از مثلا ; نگرفته شكل روندي چنين ديگر جوامع در اما
سكولاريسم و غرب تمدن از چين اخيرا و ژاپن البته .نيامد بيرون سكولار يا مدني جامعه
حكومتي نظام حتي ژاپن در .كردهاند اقتباس را صنعت و علم جمله از چيزها
، خيلي غرب
كتاب آن در كاسيرر بحثهاي با نامربوط مسايل
، اين كه غربي دموكراسيهاي از است تقليدي
حتي ;ميكند بررسي را انديشه شدن سكولار روند كتاب اين در او .نيست "روشنفكري فلسفه"
اسطورهزدايي منظورمان ميزنيم
، حرف روشنگري از وقتي ما چون .را ديني انديشه شدن سكولار
شدن سكولار روند كاسيرر .انديشه شدن لائيك يا سكولار ميشود نتيجهاش كه است امور از
كه لوتر
، يا و كالون جاي به خاطر همين به .ميداند فيزيك علم پيشرفت اثر بر را انديشه
اوج و ميپردازد دكارت و كپلر گاليله
، ستايش به كاسيرر هستند
، پروتستانيسم بنيانگذاران
.ميداند نيوتن را فرايند اين
در تحقيق روش يعني ميكند
، نفوذ دين حتي رشتهها بقيه به فيزيك از سكولار انديشه بعد
وآ فرانسوي
، برجسته مورخ كه را كتابهايي اگر مثلا .ميشود فيزيك الگوي مطابق آنها
است ممكن اول وهله در كنيد
، مطالعه نوشته يهودي نهادهاي و يهوديت تاريخ درباره (Vaux)
وآ كه ميبريد پي وقتي اما نوشته
، معتقد غير يك يا شكاك يك را كتابها اين كنيد فكر
كه كتابهايي كشيشها و خاخامها حتي امروزه .ميكنيد حيرت بوده اورشليم كليساي سراسقف
شخصي امر يك وآ بودن كشيش واقع در .است سكولار ديدگاه از مينويسند دين تاريخ درباره
بگويم
، البتهباشد داشته سكولار يا علمي ديدگاه كه است ناگزير مورخ مقام در او ;است
را جامعه شدن سكولار طبيعي علوم .است غيرديني معناي به نيست
، ديني ضد معني به سكولار
روند همين حاصل "است كرده افسونزدايي جهان از علم" كه وبر مشهور حرف اين .بخشيدند شتاب
حوزهها بقيه به فيزيك از روند اين .است غربي جامعه در انديشه شدن سكولار يا شدن عقلاني
نياز قانون وضع .است كرده پيدا تسري سياست و حقوق جامعهشناسي
، زيستشناسي
، مثلا يعني
.است نيز شهروندان تكتك خرد در ;نيست قهرمانان در فقط كاريزما اين امادارد كاريزما به
وبر .بزند قانونگذاري به دست نميتواند نباشد كاريزمايي چنين داراي بشر عقل اگر
دست از را خود اعتبار باشند
، كشيشان كه آن مجريان و مسيحي شرع قوانين وقتي ميگويد
بر ميشود صحبت آنها از كه هم شهروند و بشر حقوق .شد آنها جايگزين خرد كاريزماي دادند
،
اول كه گفت سخن ميشود شهروند و بشر حقوق از جايي در يعني .است استوار كاريزما همين
و قوا تقسيم .است سكولار جامعه مخصوص فقط معيارها اين چون .باشد گرفته شكل مدني جامعه
جامعه يا مدني جامعه در فقط (مقننه و قضائيه مجريه
، قوه استقلال يعني) قوا استقلال
لائيك جامعه يك در را آن داد ،
ارائه را نظريه اين وقتي مونتسكيو خود .دارد معنا سكولار
.ميدانست شدن پياده قابل
بعضي اخيرا كه اين آن و بگويم
، كه ميرسد نظرم به هم ديگري نكته يك جا اين من حالا
لائيك
، روشنفكران همان منظورشان البته كه مينامند
، عرفي روشنفكران را خودشان روشنفكران
در "عرفي قانون" مثلا .دارد ايرادي يك معادلگذاري اين اما .است غيرمذهبي معناي به
به كه Secular law واژه با كه ميگيرد قرار Traditional law ياcommon law واژه برابر
و ماهوي قانوني عرفي قانون چون .دارد فرق آسمان تا زمين از است سكولار قانون معناي
ترتيب همين به .است عقلاني و شكلي كه است وضعي قانوني سكولار قانون ولي ;است غيرعقلاني
غيرديني روشنفكر يعني لائيك روشنفكر با كه معمولي و سنتي روشنفكر يعني عرفي روشنفكر
لائيك يا سكولار معناي به وجه هيچ به عرفي واژه واقع در يعني .دارد اساسي تفاوت
.نيست
.كنم مطرح همينباره در هم سوالي ميخواستم من رسيد
، خودمان كشور به بحث كه حالا *
است؟ بوده چگونه ايران در اسطورهاي انديشههاي حيات اخير ساله صد اين طي شما بهنظر
هم گسستي و بوده اسطورهاي امروز همين پيشتا سال هزار چند از ما انديشه ساخت اساسا
خاطر به اما شده
، بيشتر غرب فرهنگ با ما آشنايي سال صد اين طي البته .نيامده پديد آن در
مشروطه انقلاب مثلا .بودهايم ناتوان غرب لائيك فرهنگ درك از ذهنمان اسطورهاي ساخت
نوشته مشروطيت درباره زيادي كتابهاي . . .بوده غربي اروپاي فرهنگ با ما برخورد حاصل كه
تعريفي آدميت فريدون آقاي كتابهاي در مثلا ميآورم
، ياد به بنده كه جا آن تا اما شده
،
تئوكراتيك جامعهاي را مشروطيت عصر ايران جامعه وبر ماكس .نشده ارائه مشروطيت از
وظيفهاش كه پارلمان تئوكراتيك جامعه يك در كه ميشود مطرح اساسي پرسش اين پس .ميداند
داشت؟ سكولار قوانين ميشود تئوكراتيك جامعه يك در چگونه دارد؟ معنايي چه استسکولار قوانين وضع
;نميدانم !ندادهاند پاسخي اساسي پرسش اين به مورخان ديگر نه و آدميت آقاي نه متاسفانه
چنين كه نميكنم تصور اصلا!بوده پرسشي چنين طرح از ناتوان اسطورهايشان ذهن شايد
درباره بحث جاي به آدميت آقاي البته .باشد بوده مطرح مشروطه انقلاب رهبران براي سوالي
سپهسالار و ميزند سازي اسطوره به دست آنها لائيك اساس و قانونگذاري فلسفه مدني
، جامعه
و فحاشي به آورده كم علم از هم كجا هر .ميرساند كبريايي مقام به را اميركبير و
كه ميبرد پي و ميخواند را ولتر و بل آثار نوشتن
، از قبل كاش اي .آورده روي ناسزاگويي
از اين .كند قهرمانپرستي و بزند اسطورهسازي به دست و كند فحاشي آثارش در نبايد مورخ
واژهها كارگيري به در را خودش تفكرمان در اغتشاش همين .ماست مورخان اسطورهاي ذهن صفات
به موردشان غير در دارند لائيك بار كه را واژههايي ما يعني .ميدهد نشان هم اصطلاحات و
دموكرات و ليبرال را او و ميسازيم اسطوره مصدق محمد مرحوم درباره مثلا .ميبريم كار
و ليبرال اصطلاحات واقع در اما .ميشناسيم ليبرال را بازرگان مرحوم يا ميخوانيم
،
.لائيك جامعه يك برپايي طرفدار يا باشند لائيك كه ميرود كار به اشخاصي مورد در دموكرات
!وجه هيچ به دانست؟ ليبرال ميشود را بازرگان مرحوم يا مصدق مرحوم مثل پرستاني سنت آيا
.نميكنيم درك را آنها اجتماعي - فرهنگي بستر و فرنگي واژههاي واقعي معناي متاسفانه ما
وجود امروز تا غرب با برخوردمان آغاز همان از مدرنيته و مدرن جامعه فهم در اغتشاش اين
نام به نوشته رسالهاي مستشارالدوله
، به ملقب تبريزي
، يوسفخان ميرزا مثلا .داشته
هم كلمه يك از منظورش و ميزند حرف قانون از رساله اين در ."كلمه يك به موسومه رساله"
مرج و هرج كه است خاطر اين به فرانسه و انگلستان آباداني كه ميگويد .است "قانون" همان
آنجا ميگويد .ميكند اطاعت آنها از كس همه و مدوناند قوانين نيست
، قانون اجراي در
از نه كه پيداست ميزند حرف قانون اين سرشت درباره وقتي اما نيست
، تعطيلبردار قانون
و را پارلمان وجودي فلسفه نه و فرانسه
، انقلاب هدفهاي از نه ميداند
، چيزي روشنگري عصر
شرعاند
، قوانين همان فرانسه
، در جاري قوانين كه است مدعي . اوميكند درك را آن سکولار
اساس
.ميكنند
سکولارند وضع كه قوانيني فرانسه و انگليس پارلمان كه ميدانيم اما .شدهاند مدون فقط
وضع
شده
شکلی قانون يعني .هستند عادي افرادي میزنند قانون وضع به دست كه پارلمان نمايندگان چون
مشكل مدرنيته و مدرن جامعه فهم در ابتدا همان از ما كه عنی
قانونی
سکولار است .ميبينيداست ء عقلاني و
.داريم هم هنوز داشتهايم
و
سوالي ميخواستم من .دانستيد تفكر در اغتشاش نشانه را زباني اغتشاش موقن
، آقاي شما ،
*
دريابندري نجف آقاي شما از غير را "دولت اسطوره" كتاب .كنم مطرح واژهها ترجمه درباره
نام به كتابي ايشان هم اخيرا ."دولت افسانه" عنوان با منتهي كردهاند
، ترجمه هم
است؟ افسانه همان اسطوره آيا شما نظر به .كردهاند منتشر "اسطوره افسانه"
يكي منزل در را آن .نكردهام مطالعه كامل طور به را دريابندري آقاي كتاب بنده حقيقتش
است مدعي دريابندري آقاي شدم متوجه كه آنجا تا .كردم تورقي سرپايي و ديدم دوستان از
از يكي ايشان باشد مانده خاطرم به درست اگر اما .است انگليسي (Myth) ميت معادل "افسانه"
را داستاني هر":كه كردهاند ترجمه طور اين كتاب
، همان در را ، ميرچاالياده عبارات
افسانه ميت
، جاي به عبارت اين در چرا است ميت معادل افسانه اگر " .دانست ميت نميتوان
"!نيست افسانه داستاني هر":كه درميآمد شكل اين به جمله وقت آن چون نگذاشتهاند؟
اصطلاح به بار چندين "اسطورهاي انديشه" و "دولت اسطوره" كتابهاي ترجمه در خودم بنده
داستانهاي" كه اين حالااسطورهاي داستانهاي يعني كه برخوردم
، Mythical stories
جملهاي بگذاريد .بپرسيد دريابندري آقاي از بايد دارد
، معنايي چه فارسي در "افسانهاي
مذهب
ماركسيسم يعني " .است پرولتاريا اسطوره ماركسيسم
، ":بياورم مثال هم را سورل ژرژ از
جا اين در اسطوره .كند فدا آن راه در را خود جان تا است حاضر پرولتاريا و است پرولتاريا
به ديني اعتقاد نوعي و دين معناي به هم افسانه آيا اما .است ديني اعتقاد نوعي معناي به
.ميكند تقسيم مقدس غير و مقدس به را جهان ميت يا اسطوره مهمتر اين از ميرود؟ كار
مكانها بقيه و است مقدس مكان اين ;مقدس غير روزها بقيه و است مقدس روز اين مثلا
را آن جهان درك براي افسانه آيا .نيستند قدسي اعداد بقيه و است قدسي عدد اين ;غيرمقدس
دارد؟ وجود ارتباط مناسك و اسطوره بين ديگر طرف از ميكند؟ تقسيم مقدس غير و مقدس به
كه قلمروي ;دارد تعلق هنر قلمرو به افسانه هست؟ ارتباط هم ديني مناسك و افسانه بين آيا
اما .ميگذارد فرق شي آن خود و شي يك تصوير بين هنراست بالاتري مرحله در شناخت آن در
يا تصوير بين تمايز عدم همين جاها ديگر و باستان رم در بتپرستي اساس مثلا .نه اسطوره
چنين شي آن خود با شي يك تصوير رابطه از هم افسانه آيا .است شي آن خود با شي ی
يك مجسمه
روشنفكر را لائيك روشنفكر كه است خطايي همان مشابه نظرم به هم خطا اين دارد؟ استنباطي
!بنده نه است
، آقايان خود ذهني مشكل اين البته .ميكند ترجمه عرفي
|