|
محضر علمای
حزب الاحمار و
مدیر محترم
جریدهء قریدهء
نیلقون ایدهم
الله تعالی
محضر علماي
حزب الاحمار و
مدير
محترم جريدهء
فريدهء
نيلقون
ايدهم الله
تعالي
عنايت
خاصهء آن
جنابان به
تتبعات علميه
در حوزهء
علميهء قم و
ساير مراکز
تحقيقات
اسلامي از
جمله توجه به کتاب علم
اقتصاد منسوب
به حضرت يوسف
(علي نبينا و
عليه السلام)
و استقصاي
کتاب مذکور
براي حل
معضلات
اقتصادي
کنوني بشر موجب
کمال امتنان
است و علماي
اعلام نسبت به
آن متذکر و
متشکرند.
البته در مورد
اين کتاب و
سرگذشت آن
ميان علما
اختلاف نظر
هست. بعضي از
متتبعين که به
احاطهء علمي
آن حضرت در
علم اقتصاد
بنا به مرّ
روايت
الهي اذعان
دارند معتقدند
که به دليل
وجاهت فوق
العادهء آن
حضرت و مزاحمت
دائمي آن زن
زانيه موسوم
به زليخا
که علاقه خاصي
به چاک دادن
دامن حضرت
داشته بعيد
است که حال و
رمقي براي ذات
مبارکشان به منظور
تأليف کتب
باقي ميمانده
است. علاوه بر
اين که آن
حضرت خط
هيروگليف
مصري را به
علت صعوبت آن
تعليم نگرفته
بودند ولي از
آن جا که آن
حضرت فرزند
حضرت يعقوب و
از قوم بني
اسرائيل بوده
اند به احتمال
قوي کتاب
مذکور را به
لسان و خط
عبراني مکتوب
فرموده اند و
در باب زمان
تأليف هم
ميشود به ظن
قريب به يقين
گفت که حضرت
آن کتاب را در
دورهء زندان
که فراغت کافي
داشته و از
مزاحمت زليخا
در امان بوده
اند تأليف
فرموده اند.
ولي بنظر بعضي
از علماي ديگر
از قبيل حضرت
آيت الله مصباح
يزدي و مرحوم
شيخ خلخالي
و بعضي علماي
ديگري که در
بازداشتگاههاي
اوين و ساير
جاها به
مهرورزي نسبت
به زندانيان
سياسي علي
الخصوص
اشتغال دارند، بنا به
بعضي روايات
ثقه آن حضرت در
همان سنين
صباوت با
استفاضه از
الهامات غيبي
و علم لدنّي
در همان چاهي
که برادران
ناجنس ايشان
را انداخته
بودند در
فاصله اي که
منتظر رسيدن
کاروان و بالا
کشيدنشان از
چاه بوده اند
به تأليف آن
اقدام نموده
اند ولي بر
اثر تعجيل
براي خروج از
چاه نسخهء
منحصر به فرد
آن در ته چاه
مانده بوده و
در خبر است که
يکي از مقني
هاي يهود حين
اقدام به
تعميق چاه در
دوران حضرت
سليمان که يکي
از اقدامات
عمراني آن
حضرت بوده آن
را يافته و
خارج نموده
اما
سازمان
جاسوسي موساد
با اطلاع از
اين مطلب با
فرستادن يک
هنگ سرباز
مسلح به يوزي
و ساير اسلحه
کتاب مذکور را
به عنف از يد
مقني مذکور خارج
نموده و در
گنجينه کتب
نامکشوقهء
انبياء بني
اسرائيل مخفي
نموده تا قوم
بني اسرائيل
را در ايام
موسوم به
دياسپورا با
بذل نظر به
کتاب مذکور از
نظر اقتصادي
هدايت نمايند.
لذا قطعي است
که موفقيتهاي
اقتصادي
محيرالعقول
قوم مذکور به
دليل استفاضه
و استفاده از
آن کتاب بوده
که در گنجينهء
کتب مخفيه
انبياء محفوظ
نگاه داشته و
در اختيار هيچ
قوم ديگري قرار
نداده اند. به
عبارت ديگر
مخفي نگاه
داشتن کتاب
مذکور بخشي از
توطئهء قوم
يهود براي تسلط
بر جهان و پيش
بردن
سياستهاي
صهيونيستي بوده
که تا
هذااليوم
ادامه دارد و
روايات متواتر
است که حضرت
هيتلر عليه
السلام از
انبياء قوم
جرمن به قصد
دست يافتن به
کتاب مذکور
براي رهنمود
دادن به قوم
آلمان براي
تسلط بر جهان قوم
يهود را مورد
شکنجه و آزار
و قتل قرار
داده مع الاسف
در اين امر
توفيقي حاصل
نکرده و ناکام
از دار دنيا
رفته است و
قوم يهود کمافي
السابق با
ارشاد کتاب
مذکور به
پيشبرد اهداف
پليد
صهيونيستي از
طريق اتحاد با
امريکاي جهانخوار
و به مدد
ميلياردرهاي
يهودي در بلاد
مذکور مشغول
است.
و
اما بعد. جاي
بسي ابتهاج
است که بنا به
بعضي اسناد
منرج در آن جريدهء
اينترنتيه
مشاهده ميشود
از اعضاي حزب الاحمار
کساني در
عنفوان شباب و
ريعان جواني با روح
استفاضهء
علمي بجاي
مشغوليت با
دختر همسايه
به محضر حکيم
بارع رباني
فيلسوف اعظم
مولانا و
مقتدانا سيد
احمد مهيني
يزدي معروف به
فرديد مشرف
بوده اند و از
آن محضر کسب
فيض مينموده
اند. به همين
علت با
مشاهدهء
مکتوبات بعضي
از اصحاب قلم
که مدعي
شاگردي در
محضر آن جناب
بوده و به
ساحت مقدس
حکمي ايشان
جسارت کرده
اند در مقام
معارضه و دفاع
برآمده و رديه
اي بر مدعيات
بي اساس مدعي
مرقوم فرموده
اند ولي بنظر
ميرسد که يا
بعلت صغر سن و
عدم احاطه
کافي به
مواضيع حکمت
الهي و
متعاليه و يا
بعلت
اشکالاتي که
آن مرحوم در
بيان مطالب و
حتي تلفظ
الفاظ داشتند
کماهوحقه از
آن منبع فيض
حکمت و علم
الهي استفاضه
شايان نکرده و
بجاي دفاع از
حکمت
متعاليهء
فرديديه بذکر
محاسن و
سجاياي عديم
النظير آن
حکيم الهي پرداخته
اند که همه از
عارف و عامي
از آن مستحضر
و بدان مقرند
و مستغني از
تذکر است. بعد
از نقل به
ينگي دنيا هم
ايشان بجاي
اشتغال به
حکمت الهي در
محضر حکماي
الهي از قبيل
مولانا سيد حسين
نصر به تحصيل
علوم باطله و
ضالّهء
سوسيولوجيا
اهتمام
ورزيده اند که
مرحوم سيد
احمد فرديد
نسبت به آن
نهايت انزجار
و استخفاف را
داشت. ولي از
آنجايي که
مشاراليهم
کمافي السابق
نظر ارادت به
افاضات حکمي
آن مرحوم دارند
توصيه ميشود
که در کميتهء
مرکزي حزب الاحمار
به دو برادر
مذکور تکليف
شود که براي
استفاضه از
حکمت
متعاليهء
فرديديه حالا
که کتاب
مستطاب ديدار
فرهي و فتوحات
آخرالزمان که
مجموعه اي از
فرمايشات
حکمي گهربار
آن مرحوم است
و در ساليان
اخير به همت
يکي از طلاب
علوم حکمت و
فلسفه از نوار
استخراج و
منتشر شده است،
کتاب مذکور را
چند بار
رونويسي و از
حفظ نموده و
از ايشان از
طرف کميتهء
مذکور امتحان
بعمل آيد و در
صورت عدم
قبولي در
امتحان دو
گوششان کوتاه
شده از حزب
الاحمار
اخراج گردند.
علاوه بر اين
از نظر اشاعهء
حکمت متعاليهء
فرديديه براي
مداواي درد
نيست انگاري
که بقرار
مسموع مانند
مرض
جديدالاحداث
ايدزدر آن
نواحي شايع
است
توصيه ميشود
که رونويسي و
حفظ کتاب
مستطاب مذکور
براي تمامي
آقايان و
نسوان عضو حزب
الاحمار
اجباري شود و
هرکدام که در
انجام اين
تکليف اهمال
نمودند در طويله
از تعويض
نعلشان
اجتناب و اگر
لازم باشد بعنوان
تعزير تيغ زير
دمشان گذاشته
و سر به بيابانشان
بدهند. و
البته
استعمال
سيخونک هم براي
تحريض طلاب
بکسب حکمت
متعاليهء
فرديديه شرعا
جايز است.
خداوند همه را
براه راست
هدايت فرمايد.
آمين يا رب
العالمين
الاحقر
شيخ عبدالنقي
ذاکر
حسيني—بلده
مبارکه قم
|