|
گزيدهء
پيام های
نيلگون از ماه
مه تا ۱۶ ژوئن ۲۰۰۶
فرستنده
: ساسان ـ
از فراز کوه
قابل
ِ توجه ِ زنان
جوان:
کنامي
گل آراسته. پير:
اژدههايي
برون تاخته.
فرستنده
: قباد
ـ ازواشنگتن
آقاي((ساسان
ـ ازفرازکوه)) باور
کنيد دو روز
تمام است که
به نوشتهي
شما فکر مي
کنم. و چند
دقيقه قبل
متوجه شدم
منظورتان
چيست. بايد
بگويم که
خيلي جالب است.
با شما موافقم.
فرستنده
: ساسان ـ از
فراز کوه
سلام
آقاي ِ قباد.سپاس
گزارام. بايد
بگويم که: آن
گفته از خود
ِمن نيست،
بلکهازيک
بزرگ ِغير
ِايراني
ِايراني طبع
است،که يک
بزرگ ِايراني
آن رابهفارسي
ترجمهکرده
است.
فرستنده
: غ
ـ ن
آقاي
آشوري با عرض
سلام و ارادت،
لطفاً معادل واژه
abduction چيست؟
فرستنده
: کاوان
سلام
به شما جناب
ِآقاي ِ/سرکار
ِ خانم ِ ((غ ـ ن)).از
آنجا که شايد
استاد ِ
عزيزمان جناب
ِ آقاي ِ
داريوش ِ آشوري
فرصت ِ پاسخ
گويي نداشته
باشند، و از
انجا که پاسخ
ِ پرسش ِ شما
را توانم داد،
هم از شما و هم از
استاد ِ عزيز
ِمان رخصت
ميطلبم که
آنچه را که دارم
تقديم کنم:
در
ويراست ِ دوم
ِ فرهنگ ِ
علوم ِ انساني
در برابر ِ
واژهاي که
شما پرسيده
ايد،چنين
آمده است:
۱ ـ آدم
دزدي؛ بچه
دزدي ۲. منط) قياس
ِ ظني ۳.منط)گمانه
زني.
من
هم از اين
فرصت ِ پيش
آمده
استفاده
کرده و از
همين جا از
زحمت هاي ِ
استاد ِ يگانه
و بزرگِمان
جناب ِ آقاي ِ
آشوري سپاس
گزاري ميکنم.پاينده
باشيد.
فرستنده
: دانشجوي
کتک خورده
خرداد
۱۳۸۵ روز دوم
کوي دانشگاه
تهران توسط
انصار حزب الله
به خاک و خون
کشيده شد
فرستنده
: سيد.ا.محمدي
با
سلام آقاي
کلانتري
منتظر بخشهاي
دوم و سوم مصاحبه
آرامش
دوستدار
هستيم. در ضمن
مقاله هاي
آقاي نيکفر کم
نظيره. نشان
مي دهد که
واقعا در
فلسفه اخلاق و
حقوق و ... کار
زيادي کرده و
اميدوارم
همچنان از
مقاله هاي ناب
خود ما را
بهره مند بکند.
موفق باشيد
فرستنده
: ساسان ـ
از فراز کوه
با
سلام. مصاحبه
را با آرامش
دوستدار
خواندم. فکر
ميکردم ايشان
فقط نثر خفه
اي دارند. اما
ميبينم حرف
زدنشان هم
همينطور است. واقعن
آدم دلش
ميگيره. مثل
اينکه يه
چيز سنگيني
روي سينهش
بزارن. به هر
حال من که
چيز تازه و
به درد بخوري
نديدم.
فرستنده
: علي رضا
من
از نثر آرامش
دوستدار و
ديدش بسيار
خوشم مي آيد. من
فکر مي کنم
اگر وقتي با
متن يا محتواي
متني مشکل
داريم و بر ما
سنگيني مي
کند، نبايد
آنرا به حساب
زبان يا شخصيت
آن شخص
بگذاريم. از
سويي زبانِ
دوستدار به
شدت با نوع
بيان در زبان
آلماني
مشابهت دارد و
زبان آلماني
در بيان فلسفي
به شدت الگوي
مناسب و قدرتمندي
است. زبان ما
به سرعت
نمايانگر
نويسندگاني
است که در کار
و بيان مفاهيم
سريع خسته مي
شوند. عليرضا
man az nasre Aaramech Dustdar va didesh besyar
khosham miaayad, man fekr mikonam agar vaghti ba matn
ya mohtavaaye matni moshkel daarim
va barma sangini mikonim nabaayad aanra be hesaabe zaaban ya shakhsyate an shakhs begozaarim, az sui zabaane
Dustdar be sheddat ba noe bayaan dar
zabaane almaani moshaabehat daarad va zabaane aalmaani
dar baayane falsafi be sheddat olguye monaaseb va ghodratmandist, zabaane ma be soraat namaayangare nevisandeganist ke dar kar
va baayaane mafaahim sari khaste mishavand, Alireza
فرستنده
: م
م
هم
خوشحالم هم
ابراز آنرا
درست ميدانم
که بار ديگر
فکر دوستدار
نمايان شد. گرچه
او از مصرف
کنندگي تنفر
دارد، ولي
حضورش براي منِِ
مصرف کننده
کاملآ مغتنم
است.
آقاي
کلانتري: در
مصاحبه تان با
آرامش
دوستدار، وي
از اينکه سروش
را شارلاتان
ناميده از او
پوزش ميخواهد.
اين را
احتمالآ بايد
به حساب ادب
فروتنانه فلسفي
وي گذاشت. در
عوض من وشما
که دوستدار
نيستيم . بخصوص
وقتي با سلاح
جدل شروع
کرديد، چرا
بقيه مسير را
درز گرفتيد؟
عليرغم اينکه
دوستدار
بگويد يا نه
آيا سروش شارلاتان
نيست؟ گربه
بنا به غريزه
بيولوژيکي اش
از هر ارتفاعي
سقوط کند،
چهاردست وپا
روي زمين
ميايد. اما
سروش آدم است
ونه گربه.
در
زمان باستان
سروش دائم
جاسوسي
ميکرد، بخصوص
در شب که
مبادا کسي در
مبارزه ضد
اهريمني دست
از پا خطا کند. بعد
از مرگ هم
بهمراه دو
مفتش ديگر
تکليف آينده
آدميان را هم
رقم ميزد. اين
سروش لااقل
پُز "اخلاقي"ميداد.
سروش اسلامي (منظورم
نه شباهت
اسمي، بلکه
ماهيتي است)،
بخصوص شيعي ـ
وطني ما
چهرهاي
متفاوتي و همه
در جهتي که به
همان نتيجه
قبلي برسد
بخود ميگيرد، همه
تن حريف است. دم
به هيچ تله اي
نميدهد که
پيشکش،
همواره طلبکار
است. اگر او
شارلاتان
نيست پس کيست؟
تبصره:
شخص
عبدالکريم
سروش چيزقابل
توجهي نميبود
اگر زمينه
اجتماعي نميداشت.
در درون يک يک
ما سروشهاي
متنوع
پيگيرند. کافي
ميبود که بخود
مينگريستيم
تا آنها را بيابيم.
اما اگر شهامت
بخود نگريستن
داشتيم که با
دوستدارقهر
نميکرديم.
فرستنده
: ساسان ـ از
فراز کوه
سلام.هر
چه بيشتر حرف
هاي ِآرامش ِ
دوستدار را
ميخوانم و به
آنها فکر
ميکنم بيشتر
متوجه ميشوم
که از چه
ذهنيت ِ پر
توهمي بيرون
مي آيند. واقعن
که ايشان
آدمي هستند
عجول و اندکي
فرصت طلب و کم مايه.
البته اينها
را با ادب
ميگويم. در
مورد سروش هم
بايد بگويم که
اگر چه
اشتباهاتي در
کارنامه اش
هست و يک
عذرخواهي
بدهکار است
اما از کساني
مانند ِ
دوستدار
بسيار بسيار عميق
تر است. و
حقيقت بين تر. متشکر
ام.
فرستنده
: عليرضا
هيچ
کس مجبور نيست
حرفهاي شخصي
را بپذيرد. بين
حرفهاي سروش (سروش
ها) و دوستدار
تفاوتِ جهان
بينيِ عميقي
است که برخورد
اشخاص به آنها
ربطي به مسايل
شخصيتي اين دو
ندارد. اگر
کسي سروش را
بيشتر مي
پسندد يا
حرفهاي آرامش
دوستدار را
سنگين مي
پذيرد، بدون
توانِ نقد بلکه
فقط برچسب مي
چسباند، اين
انتخاب شخصي
است. تفاوت
بين شان بسيار
عميق است. اين
تفاوت و ريشه
هاي آن را اگر
نخواهيم باز کنيم،
سانسورش
نکنيم که اين
سانسور از
ناتواني بر مي
خيزد. عليرضا
hichkas majbur
nist harfhaaye shakhsi ra bepazirad,
beyne harfhaaye Sorush va Sorush
ha va Dustdat tavafote jahaanbini amighi ast, ke
barkhorde ashkhas be aanha rabti be masaayele shakhsiyati indo nadaarad agar kesi Sorush ra bishtar
mipasandad ya harfhaaye Araamesh dustdar ra sangin
mipazirad bedune tavaane naghad balke faghat barchasb
michasbaanad entekhaabe shakhsiye ust, tafaavote beyneshaan besyar amigh ast
in tafaavot va rishehaaye an ra agar nakhaahim baz konim,
sanusrash nakonim ke in sansur az
naatavaanaai barmihkizad, ,
Alireza
فرستنده
: ساسان ـ
ازفرازکوه
جناب
آقاي نيکفر،
فکر نميکنم
يهودي ها به
وکيل احتياجي
داشته باشند.
اينجا موضوع
هاي مختلف و
مهم تري هستند
که شما مي
توانيد در
موردشان
مقالهبنويسيد.
آخر يکي نيست
بگويد اگر
نازي ها شش
مليون يهودي
کشتند چطور
بعد از جنگ آن
همه از آن ها
باقي ماندند؟
اگر چنين داستان
دروغي را باور
کنيم شايد
بايد داستان آدم
و حوا را هم
باور کنيم. به
هر حال کار
اين بار کار
جالبي نکردهايد
آقاي نيکفر. متشکرم..
فرستنده
: م.م
آقاي
نيلگون عزيز،
صفحه ادبيات و
هنرهاي شما خيلي
جالب است اما
چرا فقط در
قرق خانم هاي
سکسي و جذاب ؟
نميشه از عکس
هاي خودتون يا
آقايون ديگر
هم گاهي
استفاده
کنيد؟ البته
عکس هاي آقايان
آشوري يا
دوستدار يا
نيکفر و سروش
منظورم نيست...
فرستنده
: فرستنده
قبلي
ممنون
ار اقدام سريع.
اما اين عکس
رو که قبلا هم
ديده بوديم. کي
عکس خودتون رو
ميذارين؟
ضمنا ار
خواندن مانيفست
سوم آقاي گنجي
دستکم از نظر
ساده نويسي و
در نغلطيدن به
واژه سازي هاي
کسروي وار ،
لذت بردم.
فرستنده
: محسن
از تهران
از
خانم سيما
راستين يک
سوال دارم و
اون اين که
آيا ايشان
يهودي هستند ؟!
فرستنده
: عليرضا
duste aziz
beyn yahudi va mosalmaan hich
tafaavoti nist, mosalmaane yahudi setiz hamaanande yahudiye mosalmaan setiz ast, anke
mojudyate khish ra zire ideology ha yafteh ast na
aagaahi hatta nemitavaanad anche talangori be jahaalatash bezanad ra bekhaanad,
dar mamlekati ke mosalmaaniyash hatta tosifi nadaarad
va be estelaah mosalmaananash yekdigar ra midarando zire
paae yekdigar ra khaali mikonand
yahudi budan chize zibaai ast,
harfahaaye pucho fosho naasezaa daadan doshvaar nist, hatta pozhaaye
roshanfekriye zire naghde naamhaaye digaraan doshvaar nist, be mosalmaani khish moftakharid, chera inghadr tarsaan
amma inchegune bavare arzeshist ke faghat ba
yek systeme haakem ghabele hefz ast, in darbaare
hameye baavarhaaye be estelaahe arzeshi sedgh mikonad moteasefaane,
Alireza
فرستنده
:
آقاي
ساسان اون
جمله ي نيچه
رو ميشه بيشتر
توضيح بدين ؟؟!!
فرستنده
: ساسان ـ
از فراز کوه
سلام.
جملهي ِ نيچه
از کتاب ِ فراسوي
ِ نيک و بد در
مورد ِ زنان ِ
پير و جوان
است. و اما در
پاسخ ِ به
آقاي ِ علي
رضا بايد
بگويم که،
اگر چه اين
که شما بين ِ
مسلمان و
يهودي تفاوتي
نمي گذاريد و
اين شايد از
انسان دوستي ِ
شما بر مي
خيزد، اما
خواهش مي کنم بياييد
و اين گونه
سطحي به
مسايل نگاه
نکنيم. انتقاد
ِ خود ام را از
آقاي ِ نيکفر
نيز دوباره
تکرار مي کنم. ايشان
مي توانند در
مورد ِ چيزهاي
ِ بسيار بهتري
که مي توانند
به درد ِ ما
جوان ترها
بخورند مقاله
بنويسند. همچون
مقالات پيشين
ِ ايشان. متشکر
ام.
فرستنده
:
من
هم مي دونم ... اما
منظور نيچه از
اين جمله چيه
؟! (البته فکر ميکنم
اين جا جاي
اين صحبت ها ي
شخصي نيست)
فرستنده
:
... و چرا
اين قدر بد مي
فهميم، نيچه
را ...
فرستنده
: م. ا.
آقاي
ساسان از فراز
کوه: از فرازِ
کوه نه مي
توان به روشني
ديد و نه به دقتي
قابل ملاحظه. هم
چنين کمبود
اکسيژن در آن
ارتفاعات
نتايجي وخيم
مي تواند
داشته باشد: تضعيف
نيروي شنوايي
و اظهارنظر
هاي نسنجيده. از
فراز کوه مي
توان پايين
آمد (هر چند که
آسان نباشد) و
به گفته هاي
دوستدار و
نيکفر و... گوش
سپرد. نيز
شايد که کليمي
ها به وکيل
احتياج
نداشته باشند
اما شايد هر
کسي قدرت
يادگيري
داشته باشد.
مي
توان گوش دادو
ياد گرفت. کساني
که همواره سخن
مي رانند و
اظهار نظر مي کنند
وقت گوش دادن
و ياد گرفتن
را از خود مي
گيرند.
فرستنده
: رحيم
ازايران ـ
تبريز
بادرود
به محضرشما
نازنين
هموطنانم
امروزسايت
وزين شما را
ازطريق سايت
ليبرال
دمکارات شناختم
وپس ازمروري
کوتاه برخود
وظيفه ديدم تادرود
خاک پاک
ميهنمان را
ازکهن شهر
ايران نثارتان
دارم دست حق
يار و ياورتان
باد. رحيم
آهنگري
ازتبريز
پاينده ايران rahim.rf@gmail.com
rahem_rf@yahoo.com ۱۵/۳/۱۳۸۵
فرستنده
: عليرضا
duste Javaane
aziz, mosalmaaniye shoma ya digari
va yahudyate digari ra sarnevesht
banaa nahaad, agar garavidan be mosalmaani niz esbaati baashad
be hamaan meghdaar chenin esbaate mojudyati baraaye masihyat niz hast, gheyre in eftekhaare bedune shenakhte aanche az kudaki
be ers bordeim nemidaanam aayaa mafhum amigh negaristan
ast? bartaryate goruhe ensaanhai zire yek barchasb
benazaram khalaafe ensaan dusti nist
balke ideologist negarist, baazkardane mozuaate yahudyat niz maniuye
defaa az anhaa ya haghaaniyate
isaril ra nemidahad, man fekr mikonam tabu haaye
zehnye maa be arzeshhaaye farhagi mazhabi vabaste ast, shomaa be maa beguid chegune
be in matlab sathi negaah nemikonid, Alireza
فرستنده
: ساسان
متشکرم
اقاي علي رضا. خدمت
جناب م.ا هم
بايد عرض کنم
که فراز کوه
هم مثل ديگر
شهرستان هاي
ايران اکسيژن
کافي دارد.
فرستنده
: سيدا.م.م
با
سلام آقاي
عبدي کلانتري
يک سوال از
شما داشتم و
اميدوارم
پاسخ آن را
بدهيد. براي
من عجيبه که
قسمت ادبيات
شما همگي با
سکس و دخترکان
عريان و نيمه
عريان مرتبط
است. آيا شما
ادبيات را
همان مساله
جنسي مي دانيد
و عشقي که در
ادبيات هست به
زير شکم خلاصه
مي شود؟ بالاخره
در ادبيات
مخصوصا در
ادبيات ايران
اخلاق و
معنويت بر
مسائل زير
شکمي چربش
دارد. حال در
هر حال مي
خواستم نظر
شما را در اين مورد
بدانم و ازعلت
پرداختن به
اين مسائل در
سايت خوبتان
آگاه بشوم. موفق
باشيد
فرستنده
: عبدي
کلانتري
آقا(خانم)
سيدا. م.م،
/کاش
دوستان عزيز
ما در اين
صفحه خجالت را
کنار مي
گذاشتند و با
اسم واقعي خود
عقيده شان را
ابراز مي
کردند/
در
يادداشت شما
سوءتفاهمي
است. سکس
ارتباطي به «مسايل
زير شکم» ندارد.
ادبيات و هنر
نيز بر خلاف
تصور شما
ارتباطي به «اخلاق
و معنويت» ندارند
(دست کم آنطور
که برداشت
عوامانه در
فرهنگ ديني مي
نماياند). در
عين حال
اروتيسم و
اخلاقيات دو
قطب مخالف در
فرهنگ نيستند.
اروتيسم و
استه تيسم (زيبا
شناسي) نيز
خويشاوندند. اروتيسم،
ناخودآگاه
فرهنگيِ همهء
اديان نيزهست
و با عصب و
عصبيت آن هم
مرتبط. اين ها
البته مطالب
پيش پا
افتادهء
بديهي است که
هر دانش آموز
هنر يا فلسفه
مي داند.
«سرگيجه
اروس» نام
تابلوي
روبرتو ماتا (موزهء
هنرهاي مدرن
نيويورک) است. تم
آن تنها اروس
نيست بلکه مرگ
آگاهي نيز
هست؛ و خلجان
يا تنش (سرگيجه
ـ ورتيگو) ناشي
از همراهي و
تقابل اين دو
سويهء هستي
انسان ها. تم
اصلي سايت ما،
و به ويژه بخش
هنرها، به رنگ
ارغوني يا نيلي
است ـ به
بزرگداشت
محمود مشرف
آزاد تهراني (م.
آزاد) پيش از
آنکه بميرد،
که نيلي و
نيلگونگي،
مرگ آگاهي،
يکي از تم هاي
اصلي شعرهاي
او بود. ساختمان
اوليهء اين
سايت در ابتدا
(سه چهار سال
پيش) شکل دوار
به سمت زير
زمين داشت که
هر لايهء آن ،
با دکمه ها و
اتاقهاي تاريک
و نمور و
بدونِ نام ،
که بينندهء
کنجکاو روي
دکمه هاي
مشکوکِ آن
کليک مي کرد،
به لايه اي
زيرين تر مي
رسيد که تاريک
تر بود و خطير
تر ، و در عين
حال به شبِ
آخرِ آرامش نزديک
تر. و نيز
احتمال گم
شدن، تنها
ماندن، و
دلهره از ناشناخته
نيز در
اتاقهاي
نمورِ سايت ما
وجود داشت.
به
سفارش دوستان
ما طرح سايت
را تغيير
داديم و ساده
اش کرديم که «يوزرـ
فرندلي» باشد
و مردم را
نرماند! بخش
هنرها گرته اي
از همان طرح
اصلي را هنوز
نگه داشته. براي
آنها که به
رسم نيچه و
فرويد و هدايت
و ناباکف و
ارواح آزاد
ديگر در بندِ
عقده هاي دين خويانه
شان نيستند. اگر
شما را مي
آزارد، به
آنجا سر نزنيد
و ما را ببخشيد.
اين سايت از
سايـت هاي
معنوي نيست. از
ابتدا قرار بر
اين نبوده! عبدي
کلانتري
فرستنده
: ارادتمند
آقاي
کلانتري عزيز
سلام ـ تنها
کار مثبتي که
هفته گذشته از
من سر زد،
ايميلي بود که
به شما در
باره استفاده
از عکس آقايان
در صفحه
ادبيات و
هنرها ارسال
کردم. از خودم
بخاطر اين
يادآوري و از
شما بخاطر
توجهتان،
متشکرم. ضمنا
خوب شد که شما
توضيح روشني
در باره سايت نيلگون
و شکل دوَراني
اوليه آن
داديد. براي
من که تازه
ميهمان دالان
هاي تودرتوي
اين سايت شده
ام، خيلي مفيد
و لازم بود،
گو اينکه
جسارتاً بايد
بگويم هنوز هم
سايت شما «يوزر
فرندلي» نيست
و استفاده از
آن به وقت و
کنجکاوي نياز
دارد. ميگويند
ثابت شده که
بيننده اگر براي
رسيدن به مطلب
مجبور شود بيش
از دو بار کليک
کند، از خير
آن ميگذرد. صحت
اين ادعا بر
عهده راويان...
فرستنده
: سيد.ا.محمدي
با
سلام ظاهرا
سوال بنده شما
آقاي کلانتري
را رنجانده. اما
بدانيد که
بنده به قسمت
ادبيات
سايتتان مراجعه
خواهم کرد. قصد
هيچگونه بحث
ندارم. فقط دو
سه نکته را
خدمتتان عرض
ميکنم.
بنده
هيچگاه
منظورم اين
نبود که
ادبيات با سکس
سر و کار
ندارد فقط
گفته بودم که
ادبيات صرفا
با مسائل سکس
سرو کار ندارد
و سايت شما در
اين قسمت صرفا
به آن پرداخته
است. بنده
خودم دانشجوي
فلسفه هستم
ولي هيچگاه دچار
مغالطه \"هر
بچه مدرسه اي
مي داند\" نمي
شوم. منظورم
جمله آخر شما
در پاراگراف
اول است. و از
شما هم مي
خواهم که براي
اينکه براي يک
سوالي
بخواهيد يک
جواب منطقي
بدهيد دچار
چند پاسخ غير
منطقي (مغالطه)
و چند خطاي
اخلاقي نشويد.
شما هم سعي
کنيد جان
آزاده اي
داشته باشيد. و
آخر اينکه غير
از اين
فيلسوفان
ملحد جان آزاد
معنويون
زيادي هم
هستند که
جانشان آزاد است
و اگر
بنابراين است
که از آزاده
جانان
استفاده کنيد
از آنها هم
استفاده کنيد.
البته شايد از
ديدگاه شما
آزاده جانان
در متفکران
ملحد خلاصه مي
شوند. ولي اهل
تحقيق مي
دانند که شخص
شخيص فرويد
چندان هم
آزاده جان
نبوده است. بگذريم.
از
بابت توضيحي
که در مورد
سرگيجه اروس
داده بوديد
سپاسگزارم. و
بنده از کساني
هستم که هميشه
از اين سايت
بسيار خوبتان
استفاده مي
کنم و روزي
نيست که به آن
سر نزنم. و
مساله ديگر
اينکه منتظر
قسمت دوم و
سوم مصاحبه
آرامش
دوستدار
هستيم
فرستنده
: عبدي
کلانتري
آقاي
سيد ا. محمدي،
وارد
شدن به جهان
فلسفه و هنرها
از زاويهء اينکه
چه چيز الحادي
است يا الحادي
نيست مثل اين
مي ماند که
بخواهيم با
انگشتانه از
يک اقيانوس آب
برداريم. با
اين روش،
پيشاپيش
خودمان را از
بيشترين خلاقيت
هاي انساني
محروم مي کنيم.
براي بهره
بردن از هنرها
ضروري نيست که
آدم دين يا
اخلاقيات اش
را کنار
بگذارد اما ضروري
است که از
زاويهء آنها
به بررسي
وقضاوت
نپردازد.
هنر
و ادبياتِ خوب
هميشه پيش فرض
هاي اخلاقي را
متزلزل مي کند
و ما را به
نسبي بودنِ
هنجارهاي نيک
و بد آگاه تر. اولين
نشانهء هنرِ
بد اين است که
درس معنويت و
اخلاق مي دهد. براي
ورود به جهان
شعر و ادبيات
و هنرها، براي
«فهمِ» آن ها
بايد
پندارهاي
اخلاقي را به
حال تعليق در
آورد، با
همدلي به زير
پوست تبه کار،
مؤمن،
زناکار،
قاتل، فقيه،
روسپي، شکنجه
گر، بيمارِ
جنسي و غيره
رفت تا بتوان
از آن سو شاعرتر
و دل آگاه تر
نسبت به جهان
انساني بيرون آمد
و خودِ اين
نامگذاري ها و
طبقه بندي ها
را به پرسش
گرفت.
بعضي
منتقدان
معتقدند همين
تعليق اخلاقي
در نهايت براي
آن است که ما
را به اصل
اخلاقي (مسيحي)
مهمتري
برساند: از
گناه بپرهيز
نه از گناهکار.
همدلي با
گناهکار،
آگاهي نسبت به
شکنندگي و ضعف
انسان (محتواي
ادبيات) ما را
آماده مي کند
که سرانجام به
شرايط پيشينِ
آشتي و عشق
ميان انسانها (و
نزديکي به خدا)
بهتر پي ببريم.
من اعتقادي به
اين تعبيرِ
مسيحي يا
عرفاني ندارم.
ساده ترين
دليل آن است
که تعبير من و
شما از آزاده
و آزادگي
معارض
يکديگرند.
آنچه
شما آزادگي مي
ناميد مي
تواند براي
ديگري عين
عبوديت باشد. (ضمير
«بنده» به جاي
من؟!) براي
بعضي ها در
اساس آزادگي
ممتنع و
ناممکن است. حتا
با از
سرگذراندن
برزخ يا دوزخِ
اين جهاني هم
نمي توان به «رستگاري»
رسيد. اين هم
تعبيري است. تاريخ
مسلخي است که
سرانجام به
آزادي نمي
انجامد. همه
در بند به
صحنهء آن پا
مي گذاريم و
در بند از آن
محو مي شويم. برايندِ
چنين ديدي
براي گسترش
مفاهيم «عدالت»
و «عشق» چيست؟
بهتر از زبان
مفهومي،
هنرها و
ادبيات ما را
با اين پرسش
ها روبرو مي
کنند. اما نه
براي کسي که
از قبل مي
داند چه چيز نيک
است و «معنوي» و
از الحاد به
دور! عبدي
کلانتري
فرستنده
: محسن
از مونيخ
يه
نظر من هر سه
نفر را (هدايت
و فرويد و
نيچه) خيلي بد
مي فهمند. از
اين ميان
فرويد وضعيت
خاصي داشت. به
نظر من او
خيلي بدبين
بود. نسبت به
همه چيز. وهمه
را به يک چوب
مي راند ... من
احساس خوبي
نسبت به اين
آدم ندارم ...
فرستنده
: spi
چكار
مي كنيد ، چرا
بقيه مصاحبه
با آقاي دوستدار
را منتشر نمي
كنيد .
فرستنده
: Aghaghie
با
سلام خدمت
مسئولين
گرامي ـ خسته
نباشيد. از
شما به خاطر
انديشهء روان
و برخوردهاي
صادقانه تان
بنوبهء خود
سپاسگزارم و
اميدوارم که
حرفهاي بعضي
افراد که فقط
بلدند گنده گويي
کنند و واقعا
درک بسياري از
واژه هايي را
که به کار مي
برند را هم
ندارند مانع
دلسردي شما نشود.
بدانيد
که هستند
بسيار
دوستاني که
حرکت شما را
ارج مي نهند و
سپاسگزارند. حالا
اگر کسي مشکل
دارد با ديدن
عکسي از زني يا
شعري يا متني
مي تواند قدري
بجاي عيبجويي به
خود برگردد و
نگاهي دروني
به خود
بياندازد و
سعي کند قدري
فسيل زدايي
کند. هر چند
سخت است که
آنچه ساليان
سال در مغزي
حک شده با
ادعا کردن
اينکه بنده
مُدرنم از بين
برود.
نه
دوستان عزيز
به اين راحتي
نيست که بنده
مي گويم اين
گونه افراد با
ادعاهايي که
دارند هرگز به
فکر رجوع به
خود نيستند
چون اگر بودند
اينگونه
برخورد نمي
کردند. اينان
هنوز از ديدن
عکسي هنري يا
مشابه آن بدنشان
به قلقلک مي
افتد و ما چه
توقعاتي از
عاجزان داريم.
معذرت مي
خواهم که اگر
حرفهايم
زنانه است
اميدوارم که
باعث آزار
اينگونه
آقايان نشده
باشم. باز هم
از شما بعنوان
يک زن خواننده
نشريه تان
سپاسگزارم که
سعي ميکنيد ما
موجودات را
آنگونه که
هستيم به
خوانندگان
مردتان
بشناسانيد. شاد
و پيروز باشيد
فرستنده
: م م.
Aghaghi خانم
سلام. من
گرچه از
مسئولين سايت
نيستم، ولي به
خودم اجازه
ميدهم به شما
بنويسم. من هم
زن هستم و مثل
شما برآمده از
همين فرهنگ،
ولي |