Fri Jan 23
|
عبدی کلا نتـری:معنی
«ديالوگ» را هم
فهميديم! (روزنامهء
شرق شماره ۱۲۳-
شنبه ۴ بهمن ۱۳۸۲
- ۲۴ ژانويه ۲۰۰۴) سخنراني
داوري
درباره دين و
گفت و گو ايلنا:
دكتر رضا
داوري
اردكاني
رئيس
فرهنگستان
علوم گفت: با
اينكه شريعت
ملاحظه
اخلاق را نمي كند؛
اما اخلاق
ملاحظه دين
را ميكند.
دكتر داوري،
استاد فلسفه
دانشگاه
تهران، كه
روز سه شنبه ۳۰
دي ماه در
ششمين نشست
از سلسله
نشست هاي
مؤسسه گفت وگوي
اديان
درباره «دين و
گفت و گو» سخنراني
كرد با تأكيد
بر مطلب فوق
تصريح كرد: هدف
ما فعال كردن
حوزه گفت و
گوي ديني و
دين پژوهي
است؛ زيرا انسان
موجودي است
كه با گفت وگو
بزرگ مي شود. نويسنده
كتاب«اتوپي
در عصر تجدد»
درباره ديالوگ
در فقه گفت:
فقه كاري با
گفت وگو
ندارد و تنها
عبارت است از
قانون، نظم و
دستورالعملي
كه بايد توسط
افراد اجرا
شود.دكتر
داوري اردكاني
با اشاره به
نياز انسان
براي گفت وگو
تصريح كرد: انسان از
ازل استعداد
و توانايي
ديالوگ را داشت كه اين
موضوع در
زمان معاصر
ضرورت قطعي
يافته است.وي
افزود: البته
ما گفت وگو را
به عنوان وسيله
به كار نمي
بريم، بلكه خودمان به
نوعي ديالوگ
هستيم.اين
استاد فلسفه
دانشگاه
تهران در
ادامه به گفت
وگوي اديان اشاره
كرد و گفت:
نكته مهم در
اين نوع از
گفت وگو اين
است كه اگر چه
دين متضمن
اخلاق است،
اما از اخلاق
جدا شده
است.دكتر
داوري
اردكاني با تاكيد
بر اين نكته
كه مسئله دين
تكليف مردم و
عاقبت
آنهاست
افزود:
پيامبر
اسلام مبعوث
شده بود كه
مكارم اخلاق
را به كمال
برساند و ما
نيز در عصري
زندگي مي
كنيم كه بايد
از دين و
معنويت كمك
بگيريم تا به
مقصود برسيم. رئيس
فرهنگستان
علوم با
اشاره به اين
نكته كه زندگي
پيامبران و
اوليا خدا
خود مملو از
ديالوگ است، خاطر
نشان كرد:
پيامبران در گفت وگو با خدا از همه چيز
مي گذرند كه اين
ديالوگ
مبناي زبان،
قانون و نظم
است.
بنابراين ما
با حقيقت
آزادي و با
صرف نظر كردن
از تمتع به
قانون مي
رسيم.دكتر
داوري در بخش
ديگري از
سخنان خود به
اين نكته كه
همه شاعران
ما از گفت وگو
بهره برده اند
اشاره كرد و
گفت: شعر
ديالوگ است؛ يعني
شاعر مي
تواند با
خوانندگان
شعر خود هم
زباني كند؛
البته شعر
دستورالعمل
نيست يعني اگر
چه همه شعر را
قبول دارند
ولي همه درك
يكساني از آن
ندارند.وي
افزود: ديالوگ
در ساخت عشق
ممكن است و
شاعر مي
تواند با گفت
وگوي خود
دردش را بيان
كند كه مد نظر
او رسيدن به
علاج و عافيت
است.كتاب«اتوپي
در عصر تجدد»
درباره
ديالوگ در فقه
گفت: فقيه
كاري با گفت
وگو ندارد و
تنها عبارت
است از
قانون، نظم و
دستورالعملي
كه بايد توسط
افراد اجرا
شود. دكتر داوري
اردكاني
درباره
مسئله علم و
گفت وگوي
عالم گفت: علم
يك روش تجربي
دارد كه عالم
از اين طريق
به نتيجه مي
رسد،
بنابراين در
علم به معني
جديد ديالوگ
مطرح نيست. در
اين صورت
ديالوگ
زماني به
وجود مي آيد كه
خود شخص نيز
در ميان
باشد.اين
استاد فلسفه با
بيان اينكه
بشر هيچ وقت
بي دين نبوده
است,گفت:
امروز كم و
بيش همه
اديان حاضر هستند
با صاحبان
اديان ديگر
ارتباط
برقرار كنند
كه اين
آمادگي به
معناي دست
برداشتن از
اعتقادات
نيست.داوري
افزود: در
دوره جديد
طرح سكولاريزاسيون
كه به معناي
افزايش
قدرت، تكنيك و
دخالت سياست
در زندگي است
موجب از بين
رفتن دين نمي
شود؛ چرا كه
دين براي بشر
امر لازمي
است و بشر
همواره اهل
حق است و آن كه
مخالف عقيده
ماست حق را
چيز ديگري مي
داند و اين
طور نيست كه
حق را به طور
كلي نفي كند.
بر اين اساس
انسان هرگز
دين را
فراموش نمي
كند.داوري با
اشاره به
غروري كه از
قدرت علم و
تكنولوژي به
وجود آمده
است، اظهار
داشت: ديالوگ بين
اديان بايد
به اين غرور
خطرناك توجه
كند و دين
مي تواند
فاصله به
وجود آمده
بين عمل و عقل
را از بين
ببرد و بين
ايمان و عمل
هماهنگي ايجاد
كند.دكتر
داوري
اردكاني در
پايان سخنان
خود تصريح
كرد: اين
مسئله مهم
نيست كه چه
كسي چه ديني
دارد بلكه
اين نكته مهم
است كه تكليف
بشر چيست و
آينده او چه
مي شود؟ |
Sun Jan 25
|
كلبِ
آستانِ حكما
دوست
عزيز، از
بنده خواسته
ايد كه بر
فرمايشات
حكيمانهء استاد
رضا داوري
شرح و تعليقهاي
بنويسم. شما
خوب ميدانيد
كه زبان و
قلم بنده
قاصر است از
اين كه بتواند
در مطاوي
حكمي
فرمايشات
ايشان غوري
بكند و نكته اي عرض كند
كه در شآن آن
حكيمِ بارع
باشد. اما پس
از مطالعهء
اين
فرمايشات به
نظرم رسيد كه
با اين ريش سفيد
از شما كه
دوست جوان
بنده هستيد
استدعا كنم
كه برويد به
درگاه
خداوند
استغاثه
كنيد تا شما
را هم مثل اين
استاد ما عاقبت
به خير كند،
چون كه عاقبت
كار معلوم
نيست.
بالأخره مهم
اين است كه
آدم عاقبت به
خير بشود و
نام نيكويي
از او بماند. جناب
عالي كه از
علاقه مندان
حكمت و فلسفه
هستيد
مثلا براي
اين كه ببينيد
در عالم حكمت
چطوري ميشود
عاقبت
به خير
شد بايد در
همين مقالهء استاد
رضا داوري
كماهي غور
بفرماييد تا
ببينيد كه
آدم آخر عمر
چطور بايد
حاصل يك
عمر توغل در
فلسفه و حكمت
متعاليه را
بالا بياورد
و بيرون
بريزد تا معني
بعضي مفاهيم
را كه حكما و
فلاسفهء
مغربزمين
به دليل كفر و
ضلالتشان به
طور ناقص طرح كرده
اند با اتكاء
به حكمت الهي
شرح شافي
بدهد مثلا
همين داستان
ديالوگ كه اين
حكيم الهي براي
ما شرح
فرموده اند
داراي نكاتي
است كه تا
كنون به
عقل ملايك و
اجنه هم
نرسيده بود
تا چه رسد به
عقل ناقص
امثال آن
فيلسوف
آلماني كه از
قرار مسموع
در كابينهء
فلاسفه وزير
ارتباطات
است. آخر شوخي
نيست كه آدم
بداند چطور
خداوند كه
خيلي به
مونولوگ
علاقه دارد
استثنائا با پيغمبران، بخصوص
با
اولوالعزم هايشان، ديالوگ
هم داشته است. فقط
يك حكيم الهي
ميتواند
اين را كشف
كند آن هم
البته با
تقرب به درگاه
الاهي و
استراق سمع
از پشت پرده.
اگر نميدانيد
بدانيد كه اين
كشفيات از
اثر خوف و
خشيت در
برابر بارگاه
الهي دست ميدهد
كه استاد
داوري هميشه
متذكر آن
بوده اند، و بالاتر
از آن خوف و
خشيت در
برابر نمايندگان
تام
الاختيار
حضرت باري بر
روي زمين كه
سرِ كيسه هم
دستشان است.
خلاصه، اگر
نظر لطف الهي
در كار نباشد
هيچ كاري درست
از آب در نميآيد
و هيچ بعيد
نيست كه
روزي حتي كار
آدم از فيلسوفي
و حكيمي و
صدور حكمت
الهي و ارشاد
مردم به صراط
مستقيم خداي
نكرده به پرت
و پلا گويي و
هذيان
هم بكشد و يا
زبانم لال
آدم به چاپلوسي
و دلقكي و
بوزينه بازي
هم بيفتد. و
خدا نيارد كه
حكيمي مورد
سخط و غضب
الهي قرار
بگيرد كه هيچ
بعيد نيست
حكمت
متعاليه اش
آخرسر به
حكمت
مُتدنيّه
بدل شود و كارش
به اين بكشد
كه آفتابهء
علما را آب
كند. اين است كه
بندهء ريش
سفيد از اين
كنج عزلت در جوار
ضريح مقدس به
جناب عالي كه
جوانيد نصيحت
ميكنم كه به
فكر آخرتتان
باشيد. با
التماس دعا كلب
آستان حكما |
|
|
محضر
عالي مديريت
سايت نيلگون
ايّدكم الله
تعالي از
زحمتي كه ميكشيد
و مطالب
اساسي به قلم
اجّلهء اهل
قلم را علي الخصوص در
بخش ”در محضر
استاد“ درج
ميفرماييد نهايت
امتنان حاصل
است و حالا كه
علاوه بر
آثار رجال
ادب به آثار
حكما هم توجه
فرموده ايد
بايد عرض كنم
كه گل بود به سبزه
نيز آراسته
شد. بنده قصد
دارم بعضي از
آثار قلمي
خود را در
زمينهء حكمت
الهي كه
متأسفانه به
علت ضيق وقت
هنوز موفق به
تحرير آنها
نشده ام براي
درج در آن
سايت محترم
به خدمت شما
ارسال نمايم.
و اما علت
اين تصديع
مشاهدهء
مقاله اي
از مقولات
حكمي به قلم
حكيم بارع و
متضلّع جناب آقاي
دكتر
پروفسور رضا
داوري
اردكاني در
باب ديالوگ
در اسلام و
اديان الهي
بود كه كماهو
حقه در اين
وجيزه حق
مطلب را ادا
فرموده و نور
تازه اي بر
بعضي مقولات
ما نحن فيه
ساطع فرموده
بودند. نظر به
خواص بينهايتي
كه از نظر بسط
حكمت و
معقولات
اوليه و ثانويه
در اين مقاله
مشاهده
ميشود نظر
اين حقير اين
است كه
جوانان
علاقمند به
حكمت و فلسفه
علي الخصوص
طلاب علوم
ديني يكبار
با قلم خطاط و
مركّب اعلا
اين مقاله را
رونويس
نموده و آن را
در يك ليوان
آب حل كرده صبح
به صبح يك
قاشق
مرباخوري از
آن ميل
نمايند. بعد
از يكي دو ماه
ملاحظه
خواهند
فرمود كه انوار
حكمت الهي از
ايشان شروع
به صادر شدن
مينمايد به
نحوي كه
اطرافيان
متوجه
خواهند شد. و لكن
بعد از آن از
نظر حفاظت
خود از چشم
حسود خوب است
كه باز يك
نسخه از آن را
رونويس
نموده و
مانند حرز
جواد و دعاي
دفع چشم زخم به
خودشان
آويزان كنند. الاحقر
امضاء محفوظ بعدالتحرير:
به استحضار
ميرساند كه
هر گونه شباهت
اسمي ميان
اينجانب
امضاء محفوظ
و نجيب محفوظ
نويسندهء
مصري تصادفي
است و اينجانب
هيچ گونه
نسبت سببي و
نسبي با
ايشان ندارد. |
|
|
فرستنده :
حميد
سبزواري اصل آقاي
عبدي
كلانتري با
سلام. من يكي
از علاقه مندان
سايتِ
نيلگون ام و
از زحماتي كه
مي كشيد بسيار
سپاگزارم.
ولي در بعضي
قسمت ها بي
توجهي هايي
ديده مي شود
كه با هوش و
استعداد و
علم و دانش
سرشاري كه در
نويسندگان
اين سايت
مشاهده مي
شود مغايرت
دارد. از جمله
در مطلب
بسيار عالي و
عميقي كه از
استاد رضا
داوري
اردكاني نقل
كرده ايد عنوانِ
“معني
ديالوگ را هم
فهميديم” به
هيچ وجه كافي
نيست، بلكه
ميبايست مي
نوشتيد كه “معني
ديالوگ و
مونولوگ را
هم فهميديم”.
چون كه استاد
در ذيل
مسآلهء
ديالوگ
مسألهء مونولوگ
هم را هم
بررسي كرده و
ضمن
افاضاتشان دو
نمونهء
اساسي از آن
به دست داده
اند، چنان كه
فرموده اند: “فقيه
كاري به گفت و
گو ندارد و
تنها عبارت
است از قانون
و نظم و
دستورالعملي
كه بايد اجرا
شود.” البته
اين كه فقيه
خودش عبارت
باشد از “قانون
و نظم و
دستورالعملي
كه بايد اجرا
شود” از
معضلات
فلسفي اي است
كه بنده از حل
آن عاجزم و
اميد است كه
نسلهاي
آيندهء
فلاسفه
بتواننداز
عهدهء حل آن
برآيند. اما
من به اختصار
مي خواهم
توجه جناب عالي
را فقط به
قسمت اول اين
جمله جلب كنم
كه يك نكتهء
مهم و اساسي
در آن مطرح
است كه گفنه
اند، “فقيه
كاري به
ديالوگ
ندارد.” و
به اين ترنيب
يك نمونهء
بسيار جالب
از مونولوگ
به دست داده
اند. اما
ايشان براي
به همين اكتفا
نكرده اند و
در دنباله در
مورد علم
جديد هم گفته
اند كه “ علم
يك روش تجربي
دارد كه عالم
از اين طريق
به نتيجه مي
رسد. بنا بر
اين در علم به
معني جديد ديالوگ
مطرح نيست. در
اين صورت
ديالوگ
زماني به
وجود مي آيد
كه خود شخص در
ميان باشد.” اگر
به آن “بنا
بر اين” در
اين جمله
توجه كنيد مي
بينيد كه اين
كه “در
علم به معني
جديد ديالوگ
مطرح نيست” آن
است كه “علم
يك روش تجربي
دارد كه عالم
از اين طريق
به نتيجه مي
رسد”. يعني
اگر علم يك
روش تجربي
نداشت ممكن
بود كه ديالوگ
هم برقرار
شود. خوب ديگر
اين با علما است
كه بخواهند
ميان ديالوگ
و مونولوگ
يكي را انتخاب
كنند ولي به نظر
مي آيد كه
ايشان براي
همصدايي با
فقها يا عرض
ادب نسبت به
ايشان مونوگ
را انتخاب
كرده اند.
تازه با “در
اين صورتِ” بعدي
از اين مقدمه
نتيجهء
اساسي فلسفي
تري گرفته
اند كه بايد
توجه كرد و من
براي احتراز
از تطويل
مطلب تفسير
آن را به
عهدهء خود
جناب عالي مي
گذارم. باري،
غرض از اين
تصديع اين
بود كه مطالب
فلسفي را
سرسري
نگيريد و در
قرائت آنها
دقت بيشتري
بفرماييد
با
آرزوي
موفقيت حميد
سبزواري اصل
|