ادبيات
عاشورايي
نگاهي
به نظر چند تن
از شاعران
نويسندگان و
منتقدان
روزنامهء
همشهری يكشنبه ۱۰
اسفند ۱۳۸۲ - شماره
۳۳۲۳
http://www.hamshahri.net/hamnews/1382/821210/world/litew.htm
[باهم
گزارش
روزنامهء
همشهری را از
نشست بزرگان
ادب ايران در
تشويق و حمايت
«ادبيات
عاشورايی» مرور
می کنيم.]
عاشورا
به دليل ويژگي
هاي خاصي كه
دارد، ادبيات
كشور ايران را
با دامنه
وسيعي تحت
تأثير قرار
داده است. اين
موضوع باعث
شده است تا
نوع خاصي از
ادبيات به نام
«ادبيات
عاشورايي» مطرح
و درباره آن
بحث و گفتگو
شود. [ما که
تا حالا چنين
چيزی به گوش
مان نخورده بود!]
به اين جهت
صاحبنظران
مختلف با
بررسي اين «نوع
ادبي» به
معرفي جوانب
گوناگون آن مي
پردازند. رابطه
مخاطب با
ادبيات
عاشورايي (و
در نگاه كلي
ادبيات ديني)،
«حمايت از
ادبيات
عاشورايي»، «شاعران
جوان و ادبيات
عاشورايي» و «سفارش
نويسي در
ادبيات ديني» از
جمله
موضوعاتي است
كه درباره آن
نظرات چند تن
از اهل ادب مي
تواند شناخت
دقيق تري از
آنها به دست
دهد.
سيد
ياسر هشترودي
درباره
كاركردهاي
ديني ادبيات و
هنر معتقد است:
هم
ادبيات و هم
هنر مي تواند
كاركرد ديني
داشته باشد. اگر
به فرهنگ به
عنوان يك
موضوع كلي
بنگريم، شاخه
هايي از حوزه
هاي ذيل آن
هنر و ادبيات
است.[عجب
مرد دانشمندی!] وقتي
بپذيريم كه
فرهنگ مي
تواند يك امر
ديني تلقي شود
يا مبناي
فعاليت هاي
ديني قرار گيرد [فرهنگ «مبنای
فعاليـت های
دينی» قرار
گيرد! اين
چگونه فرهنگی
است؟!] و روي
فرهنگ هاي
ديگر هم تأثير
بگذارد،
قطعاً شاخصه
هاي زير اين
عنوان نيز در
اين تأثير و تأثر
نقش ايفا مي
كند. بنابراين
ادبيات نيز از
اين منظر
قطعاً مي تواند
كاركرد ديني
داشته باشد؛
نه تنها
كاركرد ديني
داشته، بلكه
مي تواند
مطلقاً ديني
باشد... وقتي يك
ادبيات را
ادبيات ديني
تلقي كنند، طبيعي
است كه
انفعالات و
چيزهايي كه از
آن متصاعد مي
شود، بار ديني
به همراه
خواهد داشت. [«انفعالات
و چيزهايی که
از آن متصاعد
می شود» بار
خيلی چيزهای
ديگر هم خواهد
داشت که باعث
انفعالات
خاصی در انسان
شده و چيزهای
ناخوشايندی
از او متصاعد
می شود!]
اما كاركرد
ادبيات در
عرصه عاشورا و
در جامعه ما
چگونه است؟ [همان
انفعالات و
چيزهای
متصاعدشونده
برادر جان!]
سعيد
وزيري،
نويسنده، مي
گويد:اگر
ادبيات
عاشورا، قوي
تر از اين كه
هست، به ميدان
مي آمد، ما
امروز، شاهد
مراثي، شعرها
و نوحه هاي
ضعيف و كم
ارزش نبوديم. اين
نويسنده
ادامه مي دهد: واقعاً
دل هر انسان
فرهيخته و اهل
بيت دوستي به
درد مي آيد، [دل ما هم
بهمچنين] وقتي
كه در ايام
شهادت و
سوگواري امام
حسين(ع) يا
ديگر
معصومين،
شعرواره ها و
آثار بسيار
ضعيف و بعضاً
به دور از شأن
اهل بيت (ع) خوانده
و شنيده مي
شود.
وي
كه آثار ادبي
متعددي را در
كارنامه
فرهنگي خود
دارد [در
کارنامه های
غيرفرهنگی
شان چه تحفه
دارند؟] ،
افزود: شعر و
داستان
مذهبي، نوعي
از انواع
ادبيات ماست و
هنوز جاي كار
جدي دارد، اما
به اعتقاد من
بايد با
رويكردي
اجتماعي به
وقايعي نظير
عاشورا
پرداخت و به
سوز و
گدازهايي كه
ديگر كليشه اي
شده است،
پايان داد،
چرا كه سوگ و
سوگواري فقط
بخشي از اين
نوع ادبيات
است وقطعاً
بخش اعظم آن
نيست. با اين
همه، ادبيات
عاشورايي چه
وضعيتي دارد و
چگونه مي تواند
رشد كند؟ [با
کنفرانس های
سفارشی مثل
همين که در
شأن اهل بيت (ع) باشد.]
سيمين
دانشور،
نويسنده و
همسر زنده ياد
جلال آل احمد،
به عنوان
مقدمه سخن خود
مي گويد: مثنوي
مولوي با تمام
تمثيلاتش،
ريشه هاي محكمي
در قرآن و
انديشه هاي
ديني و
اعتقادي دارد.[آه، مثنوی
هم جزو ادبيات
عاشورايی بود
و ما نمی
دانستيم. ممنون
از همسر زنده
ياد.] او
در ادامه به
اين پرسش كه
ادبيات ديني
چه جايي در
جامعه ما دارد
پاسخ مي گويد: «ادبيات
ديني و مذهبي،
همواره در اين
مملكت نفس مي
كشد [نه
تنها نفس می
کشد، کلی هم
نفس می گيرد!] و
در اين كه اين
نوعي از
ادبيات است،
ترديدي نيست. [اگر شما
بفرماييد،
هيچ ترديدی
نيست.] دانشور
ادامه مي دهد: من
معتقدم كه اين
نوع ادبيات،
بر اثر شناخت
و تأمل
نويسنده يا
شاعر از حوزه
دين متولد مي
شود، نه اين
كه نهادهاي
حكومتي در بخش
فرهنگ، از اهل
قلم بخواهند
كه در اين زمينه
اثري خلق
كنند، با اين
تصور كه
ادبيات ديني
تداوم داشته
باشد، چون
محصول اين
اقدام، توليد
آثاري ضعيف و
بي رمق است. [شما لطف
کنيد و بارمق
اش را توليد
کنيد حالا که
اين قدر دل
تان برای
ادبيات
عاشورايی لک
زده.]
همسر
جلال آل احمد،
معتقد است: يك
حكومت اسلامي
بايد مروج و
مشوق هنر و
ادبيات ديني و
مذهبي باشد و
در همين
اندازه، قابل
تقدير است [حکومت
اسلامی از
تشويقات شما
کمال امتنان
را دارد، در
همين اندازه!] ،
خاطرنشان مي
كند: ادبيات،
بيشتر شخصي و
فردي است و
آنچه به وجود
مي آيد، حاصل
يك فكر و قلم
است. دانشور
در بخشي ديگر
از صحبت هاي
خود مي گويد: مثلاً
راجع به شهداي
جنگ، آثاري در
حوزه داستان
به برخي از
نويسندگان ما
پيشنهاد شده
است، من اغلب
اين آثار را
خوانده ام،
متأسفانه نه حق
مطلب درباره
شهدا ادا شده
و نه قوت ادبي
داشته اند. اين
نويسنده بر
اين باور است
كه: البته
آثاري در حوزه
ادبيات ديني و
عاشورايي از «شهريار»،
«علي موسوي
گرمارودي» و «طاهره
صفارزاده» خوانده
ام كه به نظر
من آثار قابل
توجهي هستند،
خود شهريار با
شعر معروف «علي
اي هماي رحمت» توانست
به چهره اي
ماندگار در
حوزه ادبيات
ديني به جهان
معرفي شود. [بعله،
همهء جهانيان
اين شعر معروف
را از حفظ اند.]
اما
كامران
شرفشاهي، چه
نگاهي دارد؟ [نگاه
عاشورايی
برادر]
آيا حمايتي
از آن دست كه
دانشور به آن
اشاره دارد از
ادبيات
عاشورايي به
عمل مي آيد؟ [دارد می
آيد، با همين
نشست های فرمايشی
ادبا]
«متأسفانه
در روزگار ما،
علي رغم جهش
عظيمي كه در
سرودن شعر
عاشورايي
صورت گرفته [همان که بی
رمق و دور از
شأن اهل بيت (ع) بود؟] ،
حمايت چنداني
از شاعران و
فعالان اين
حوزه معنايي
به عمل
نيامده
[حوزه
معنايی
آقايان به
حوزه «کيسه ای» نياز
دارد - چرا
تقاضای اضافه
دست مزد نداده
اند اين
فعالان؟] و
بسياري از
آثار قوي در
اين زمينه
هنوز منتشر
نشده است.» اين
اولين موضوعي
است كه كامران
شرفشاهي- شاعر،
به آن اشاره
مي كند. او در
ادامه مي گويد:
ديدار امام
حسين(ع) با «فرزدق»،
شاعر نامدار
عرب، قبل از
واقعه عاشورا
و اشعار ديگري
كه پس از
شهادت امام
سروده،
نشانگر آن است
كه ادبيات
عاشورا،
ادبياتي
پويا، با
پيشينه اي
سترگ و قابل
تأمل است.
اين
شاعر درباره
جايگاه شعر
عاشورايي در
فرهنگ ما بر
اين باور است
كه: از قرن
چهارم هجري به
بعد چنان كه
در شعر شاعراني
مانند «كسايي
مروزي» شاهد
هستيم،
ادبيات
عاشورا به
عنوان ادبياتي
كه بيانگر
عالي ترين و
والاترين
جلوه هاي
ارزشي و آرماني
است، معرفي شد
و اين تفكر،
هرگز در قاموس
فرهنگ ما رنگ
نمي بازد. [برادر،
شما که الآن
گفتيد «آثار
قوی در اين
زمينه هنوز
منتشر نشده»،
منظورتان «قاموس
فرهنگ» کس
ديگری بود؟]
محمد
علي سپانلو،
شاعر، نيز
درباره
جايگاه
ادبيات ديني
در ميان
شاعران نظرات
خود را اين
گونه بيان مي
كند: متأسفانه
ادبيات مذهبي
از تحقيقات
تاريخي فاصله
گرفته است و
به اطلاعات
كليشه اي و
بعضاً
غيرموثق
بسنده مي شود. سپانلو
ادامه مي دهد: صريحاً
مي گويم كه با
تكيه بر
اطلاعات
ناقصي كه
مداحان از
واقعه عاشورا
مي دهند، نمي
توان شعر خوب
گفت. [شعر
خوب متکی به «تحقيقات
تاريخی» است! حالا
برای کسب
اطلاعات کامل
از واقعهء
آشورا چه
پيشنهاد می
فرماييد؟] او
به شاعران
مطرح در حوزه
ادبيات
عاشورايي اشاره
مي كند: از
مرحوم محتشم
كاشاني با اثر
ماندگارش در
زمينه عاشورا
كه بگذريم،
كساني مانند «عارف»
و تني چند از
شعرا در ديوان
هاي خود از
اين واقعه و
ساير موضوعات
ديني گفته
اند، اكنون
نيز به طور
قطع، اشعاري
با اين حال و
هوا هست كه در
فرصتي ديگر مي
توان درباره
شان بيشتر حرف
زد. [عارف
شاعر مشروطيت
نيست، شاعر
عاشورايی است.
ممنون آقای
سپانلو که
روشن مان
کرديد!]
وي
با بيان اين
كه پادشاهان
صفويه به
شعراي زمان
خود مي گفتند «براي
اهل بيت (ع) شعر
بگوييد و
پاداش خود را
از خود آنان
طلب كنيد.» تصريح
كرد: ادبيات
ديني بايد از
درون فرد
بجوشد، نه اين
كه از او
خواسته شود كه
در اين زمينه
به خلق اثر
بپردازد.
درباره
اين موضوع كه
شعر ديني
چگونه مي
تواند از قدرت
و توانمندي
برخوردار
باشد، سپانلو
به «اعتقاد» شاعر
اشاره مي كند
و مي گويد: اگر
شاعر و
نويسنده، به
موضوعي كه
انتخاب مي كند،
اعتقاد جدي و
عميق داشته
باشد، حتماً
اثري قابل
توجه ارائه
خواهد شد [مثل
عارف؟] ، در زمينه
آثار ديني و
آييني نيز اين
نكته صادق است.
وي با بيان
اينكه شعر
عاشورايي و
ديني، گونه اي
جدي از شعر
معاصر ماست،
دستيابي به
آثار ديني قوي
را نيازمند
پشتوانه
تحقيقاتي و
مطالعاتي
دانست و گفت: در
اثر گرانسنگي
مانند «تاريخ
طبري» حتي
درخشش
گوشواره هاي
حضرت زينب(س) هم
بيان شده است
و در كل،
مطالعه متون
تاريخي مستند،
بي ترديد براي
نويسنده و
شاعر امروز كه
دغدغه هاي
ديني و
اعتقادي
دارد، بسيار
قابل استفاده
است.
بحث
ديگر رويكرد
جوانان به شعر
عاشورايي است.
شرفشاهي حضور
شاعران و
نويسندگان
جوان را در حوزه
ادبيات عاشورايي
قابل تحسين
دانست و
يادآور شد: حذف
تفكر ديني و
معرفتي از
بدنه ادبيات
ما غيرممكن
است. حسين
اسرافيلي هم
با بيان اين
كه طي اين
سالها،
رويكردي جدي
به شعر عاشورايي
در بين شاعران
جوان مشاهده
مي شود، افزود:
چه شاعراني كه
صاحب مجموعه
شده اند و چه
شاعراني كه به
چاپ
شعرهايشان در
مطبوعات
اكتفا مي
كنند، طي اين
سالها، اشعار
خوبي در رثاي
امام حسين(ع) و
يارانش سروده
اند.
اين
شاعر
خاطرنشان كرد:
البته اين
رويكرد جدي و
ويژه در تمام
دوران ها نسبت
به شعر
عاشورايي
وجود داشته،
به طوري كه
حتي شاعران
اهل سنت نيز
شعرهاي خوبي در
رثاي سالار
شهيدان دارند.
بحث
نهايي را به
وضعيت كتاب
هاي ديني در
سالهاي اخير
اختصاص مي
دهيم. مطلب را
با گفته هاي
ياسر هشترودي
به پايان مي
بريم:
در
۱۵ سال گذشته
ناشراني كه
ناشران خصوصي
تلقي مي شدند،
عنوان كردند
كه چون مخاطب
به اين حوزه
گرايش ندارد،
بنابراين ما
براي چاپ كتاب
هاي ديني به
اين حوزه نزديك
نمي شويم. ناشران
در اين زمينه
حق داشتند. زيرا
كتابهاي ديني
كه منتشر كرده
بودند، براي
مخاطب
جذابيتي نداشت.
در ۱۵ سال
گذشته بحث بر
سر اين بود كه
مخاطب نشر فرق
كرده و
كشورمان از
لحاظ فرهنگي و
ادبي طوري رشد
كرده كه اين
رشد تناقض
دارد با اينكه
مخاطب بيايد
كتاب ديني
بخرد. ولي
ادبيات حتي
اگر قالب هاي
كهنه داشته
باشد،
موضوعات جديد
را مطرح مي
كند كه مخاطب
با آنها مي
تواند ارتباط
برقرار كند.
هشترودي
معتقد است: اينك
ارتباط مخاطب
با موضوعاتي
ديني از دست رفته
و صحبت خيلي
از مديران
فرهنگي اين
بوده كه
ناشران در اين
حوزه كتاب چاپ
نمي كنند و
سرمايه گذاري
نيز در اين
زمينه بسيار
ناچيز بوده
است. ولي با
توجه به
سرمايه گذاري
ادعا شده در
نشر ديني
تأثيري در اين
زمينه نديده و
مخاطب همان
راه پيشين را
طي مي كند و
هيچ اتفاق
تازه اي با
توجه به اين
همه سرمايه
گذاري در حوزه
نشر نديده ايم.
وي با عنوان
اين مطلب كه
تنها هزينه
كردن روي يك
موضوع راه
چاره نيست، در
ادامه مي گويد:
گاهي سرمايه
گذاري در امري
نه تنها باعث
تقويت آن عرصه
نمي شود. بلكه
تنها باعث
فربه شدن صورت
آدم ها مي شود
و تأثيري در ارتقاي
روحيه معنوي و
فكري مخاطب
نخواهد داشت. كساني
كه در حوزه
ديني فعاليت
مي كنند تصور
كرده اند كه
با تزريق
هزينه هاي
كلان در حوزه
نشر ديني مي
توانند مخاطب
را متحول كنند
و دائماً آمار
نشر بالاي
كتاب هاي ديني
را مطرح مي
كنند كه اصلاً
مورد توجه
مخاطب نبوده و
تنها مورد
توجه ناشران
است.