در محضر استــاد فرديد

درس اين جلسه : ريشه يابي لـغـات

 

واژهء « نَيّــِـر » که از نايره مي آيد ريشهء اُردو داشته که خودِ اُردو از شاخه هاي زبان پشتـــو است که در فارسي به آن پستــو ميگويند. اصل ِ اين کلمه لاتين است که بوده Narismus pastus  ؛ به معني ِ کلمه اي که در پستو به کار ميرفته. به آلماني مي شود die Nase putzen  که البته خود ِ آلماني ها اشتباهاً از اين ترکيب به معني دماغ گرفتن استفاده ميکنند. اما جالب اينجاست که کلمهء  نيـّـر، همان نرگس است که صد در صد فارسي است، و از عربي آمده: نــرجس. و در اين ترديدي نيست که عربي، از شاخه هاي زبان ترکي است چرا که اين کلمه به ترکي هم نرجس گفته ميشود؛ حتي " را " ي ِ نرجس غالباً به تخفيف ادا ميشود، يعني: نـَـَـَـَـَـ  جس ؛ که همان نجس است در پهلوي ، نسجُوان يا نخجَوان است در فارسي،Knowledge در انگليسي،به آلماني ميگويند der Nagel ياdie Nadel  فرقي نميکند فقط کلـُفتي شان متفاوت است ؛ و در عربي ميشود جـَمـَل که از مشتقات جميل و جمـال است ( همچنانکه ما ميگوييم : جمالتو ؛ همين را يوناني ها مي گفته اند : جـَمـَـلتوس ، که همان ژوپيتر يا زئـوس است ) ؛ علي ايُّ حال ، نيـّر که همان نرگس و همان نرجس است کاملاً فارسي است ، و از عربي دخول کرده به ما ؛ و نام بانوي محترمه ايست که در پستو دماغ خود را مي گرفته و کلفتي چيزها را با هم قياس و دست آخر خود را نجس ميکرده و خيلي هم " از خود شيفته " بوده است. و کساني که بعدها راه اين بانو را ادامه دادند ، مکتبي ساختند به نام " نرگسيسم " يا " نرجسيسم " يا " نـَــَ جسيسم " که ماسون هاي يهودي غربزده آن را به غرب نسبت ميدهند و ميگويند : نارسيسيسم ؛ يعني " از خود شيفتگي".   پس : نــّيـر و نايره و نـيـّره ، هم ريشه است با نجــم و ناجمه و نجــمه . ( شايد هم کمي با ايـــــرن ....و البته با انـــار ).

 

( اينکه معادل فرانسوي براي کلمات نياوردم به اين دليل بود که همهء فرانسوي ها، يوناني و غربـزده و يهودي و فرامـاسون هستند. اصلاً ريـشهء " فـرامـاسون " ، "فرانسه " است )

بهــروز روزبهــان