|
ميوهء عجيب
نوشتهء شـيدا
دياني
به مناسبت
«ماه تاريخ
سياهان» در
آمريکا
فايل
صوتي
فايل
صوتي با سرعت
معمولي
فايل
پی دی اف برای
چاپ
ميوه
اي شگفت مي
دهند
درخت
هاي جنوب.
خون
بر برگ ها و
در
ريشه خون.
تني
سياه که تاب
مي خورد
در
نسـيم جنوب.
ميوه
اي شگفت
آويخته
از درخت هاي سپيدار.
جنوب
ِ بي باک و
چشم
انداز
روستايي اش؛
چشم
هاي وق زده و
دهان
هاي پيچ
خورده؛
عطر
گل هاي
ماگنوليا -
شيرين
و تازه -
و
ناگهان
بوي
گوشت اندام
سوخته.
اين
ميوه اي ست
براي کلاغ ها
که نوک زنند؛
براي
باران که
بچيند؛
براي
باد که بمکد؛
براي
خورشيد که
بگنداند؛
براي
درخت که
بيندازد.
محصولي
ست شگفت...
عجيب و
تلخ... (۱)
***
"مجبورش
کردند قبل از
مرگش خودش را
مثله کند. به
چشم ديدم؛ در
باتلاقي بود
حواشي
رودخانهء چاتوچي
(Chattahoochee River)، در
فلوريدا. روز
اول ذکرش را
بريدند،
دادند بخورد.
بعد بيضه هايش
را به خوردش
دادند و
مجبورش کردند
بگويد خوشمزه
بود. با کارد
برشي در شکم و
پهلوهايش
زدند. هراز
چند گاه هم يک
نفر مي آمد و
انشگتي از دست
يا پايش را مي
بريد. از سر تا
پايش سيخ داغ
برداشتند.
گاهي طنابي به
گردنش مي
انداختند و آن
قدر مي کشيدند
که تقريباً
خفه مي شد، آن
وقت ول مي
کردند و مي
رفتند سراغ
ادامهء شکنجه.
بعد از چند
ساعت "تنبيه"
بود که تازه
تصميم گرفتند
بکشندش. با
طنابي بدنش را
به پشت يک
اتوموبيل
بستند.
اتوموبيل در
بزرگراه راه
افتاد و کشاندش
تا خانهء
کَنيدي. آن جا
جمعيتي بين سه
هزار تا هفت
هزار نفر از
يازده ايالت
جنوبي جمع شده
بود و
مشتاقانه
انتظارش را مي
کشيد. زني از
خانهء کنيدي
بيرون آمد و
ساتوري در قلبش
فرو کرد. از
بين جمعيت
بعضي لگدمالش
کردند و بعضي
با ماشين
هايشان از
رويش رد شدند.
بعد آنچه را
که از جنازه
اش مانده بود
به ماريانا بردند؛
و الآن همان
جا از درختي
در ضلع شمالي
ميدان
دادگستري
آويزان است.
عکّاس ها
مي گويند عکس
هاي جنازه را
به زودي به
قيمت هريک
پنجاه سنت به
فروش مي
گذارند. انگشت
هاي دست و
پايش هم سر
کوچه و گذر
براي عموم به
نمايش آزاد در
آمده است". (۲)
اين
يک صحنه از
چهارهزار و
هفتصد و چهل و
سه تني ست که طي
سال هاي ۱۸۸۲ تا ۱۹۶۸ در
آمريکا لينچ
شدند. اين،
صحنهء لينچ
کردن کلاد نيل
(Claude Neal)
است به روايت
يک روزنامه
نگار. در
پاييز سال ۱۹۳۴.
يعني
تنها پنج سال
پيش از آنکه
بيلي هاليدي (Billie Holiday)
خوانندهء زن
سياه پوست
بلوز، ترانهء
"ميوهء عجيب"
را از خود به
يادگار گذارد.

لينچ
کردن به معناي
کشتن قانوني
متّهمين جرم بدون
مراحل جزايي
ست. د ر اصل
شخصي را که به
قتل، حمله،
تجاوز جنسي،
يا دزدي متّهم
بود در انظار
عموم و توسّط
انبوهي از
مردم از درخت
به دار مي
آويختند يا
تيرباران مي
کردند. اما پس
از رهايي
سياهان از بردگي،
پس از دوران
بازسازي در
آمريکا، و در
دهه هاي آخر
قرن نوزدهم
سفيدپوستان
ايالات جنوبي
آمريکا که
موقعيت
اجتماعي خود
را در خطر مي
ديدند، براي
حفظ و تثبيت
تفوق خود و
ايجاد رعب در
ميان سياهان
دست به
نهادينه
ساختن لينچ کردن
سياهان زدند.
لينچ کردن
ديگر ترس مردان
سفيد از
مجرمان سياه
پوست نبود،
بلکه گوياي
وحشت
سفيدپوستان
بود از پيشرفت
هاي اجتماعي و
اقتصادي
سياهان. از آن
جاست که لينچ
کردن مخلوطي
مي شود از
نژادپرستي و
ساديسم. از آن
جاست که هر
اتّهام ديگري
همچون بحث و
جدل با يک سفيدپوست،
اقدام براي
رأي دادن،
محبوب نبودن،
دفاع از خود،
شهادت عليه يک
سفيدپوست،
خواستگاري از
يک زن
سفيدپوست، و
سرک کشيدن از
پنجره به
اَشکال
بربرانه و
هولناکي از
شکنجه مي
انجامد که
تنها
"مقدّمات"
تيرباران و دارزدن
اند. و اين همه
توسّط انبوه
زنان و مرداني
انجام مي گيرد
که پليس،
دستگاه
قضايي، و حتّي
سياستمداران
و نمايندگان
مجلس با آن ها همسويند.
بيلي
هاليدي پدر
خود را به
دليل مشابهي
از دست مي دهد.
کلَرِنس
هاليدي (Clarence Holiday)
نوازندهء
گيتار جاز که
در جنگ جهاني
اول با استنشاق
گازهاي سمّي
به بيماري
مزمن ريه مبتلا
مي شود، در
سال ۱۹۳۷
براي اجراي
موسيقي به
تگزاس مي رود
و در طول سفرش
سرما مي خورد.
امّا
بيمارستان
هاي تگزاس به
دليل تبعيضات
نژادي از
پذيرش اين مرد
سياه پوست
معذورند. در
فقدان مداوا
سرماخوردگي
به ذات الريه تبديل
مي شود، و
کلرنس هاليدي
در بازگشت از
سفر خود در
بيمارستان
سربازان جنگ
جان مي سپارد.
بيلي
هاليدي مي
گويد تم ضدّ
لينچ کردن در
ترانهء
"ميوهء عجيب"
خشمش را از
مرگ پدرش
تشديد مي کند.
ترانه سرا،
اِيبل
ميروپُل (Abel Meeropol) از
يهوديان
برانکس
نيويورک،
شاعر،
آهنگساز،
معلّم
دبيرستان،
عضو فعّال حزب
کمونيست آمريکا
و اتّحاديهء
کارگري که در
راه عدالت
اجتماعي مي
کوشد، پس از
تأثّر شديد با
ديدن عکسي از
يک صحنهء
لينچ، اين شعر
را در اواخر
دههء ۱۹۳۰ با
نام مستعار
لوئيس آلن (Lewis Allan)
مي سرايد و
موسيقي آن را
نيز مي سازد.
اِيبل ميروپُل
و همسرش آن،
دو کودک يتيمي
را که والدينشان
جوليوس و
اِتِل روزنبرگ
(Julius and Ethel
Rosenberg) از
کمونيست هاي
اعدام شده
بودند به
فرزندخواندگي
نزد خود بزرگ
مي کنند.
آشنايي
بيلي هاليدي و
ايبل ميروپل
به کافه جامعه
بر مي گردد. در
سال هايي که
حتّي در در
هارلِم،
محلهء سياهان
نيويورک،
سياه پوستان و
سفيدپوستان
نمي توانستند زير
يک سقف به
موسيقي جاز
گوش کنند،
کافه جامعه (Café Society)
واقع در ايست
ويلِج (East Village)
نيويورک
نخستين
کاباره اي بود
که نه تنها سياه
پوستان را در
جمع سفيدان هم
بر صحنه و هم
بر پيست رقص
راه مي داد،
بلکه مشتريان
سياه پوست خود
را بر سر
بهترين
ميزهايش مي
نشاند و به
سربازان
بريگاد
لينکولن کار
مي داد. بيلي
هاليدي که
ابتدا به
عنوان يک
خوانندهء ناشناخته
در کافه جامعه
شروع به کار
مي کند، پس از
دو سال، ستاره
اي در عالم
هنر آن جا را
ترک مي گويد.
کافه جامعه
بيش از آن که
يک کاباره
باشد محلّي ست
براي صاحبش
بارني ژوزفسون
(Barney Josephson) و ديگر
مبلّغان
عدالت
اجتماعي که
عقايد چپگراي
خود را به
مرحلهء اجرا
درآورند. ايبل
ميروپل پس از
نشان دادن شعر
"ميوهء عجيب"
به بارني ژوزفسون
از او مي
خواهد ترتيبي
دهد تا بيلي
هاليدي آن را
اجرا کند. پس
از سه هفته
کار "ميوهء
عجيب" ابتدا
در يکي از
نشست هاي
اتّحاديهء
معلّمان
نيويورک و سپس
در کافه جامعه
نخستين بار
براي عموم به
اجرا در مي
آيد. بارني
ژوزفسون با
نظارت و
کارگرداني
مستقيم خود در
نحوهء اجراي
آهنگ، فضاي
لازم را براي
تأثيرگذاري
آن ايجاد مي
کند. به دستور
او، حين اجراي
"ميوهء عجيب"
که تنها در
انتهاي
برنامهء
هاليدي
خوانده مي
شود، نورپردازي
صحنه تاريک مي
گردد،
مشتريان
پرسروصدا
مجبور به ترک
کافه مي شوند،
و بار سرو مشروب
را متوقّف مي
کند.
"ترانهء
آلن انگار
همهء اون
چيزهايي رو مي
گفت که بابا
رو کشته بود.
از همون دوران
کافه جامعه
آهنگي دراومد
که حالا تبديل
شده به صداي
اعتراض شخصي
م، يعني ميوهء
عجيب". (۳)
اين
صداي اعتراض
شخصي مختص
سياهان نيست.
سياهان تنها
هفتاد درصد از
لينچ شدگان
آمريکا را تشکيل
مي دهند. طبق
آمار بنياد
تاسکِجي (۴) از
چهارهزار و
هفتصد و چهل و
سه انسان لينچ
شده، هزار و
دويست و نود و هفت
تن سفيد پوست
بوده اند. (در
سال ۱۸۸۴ در
مقابل پنجاه و
يک تن
سياهپوست، صد
و شصت تن سفيدپوست
لينچ مي شوند).
ايالات
متّحده در مواجهه
با بحران
اقتصادي سال ۱۹۲۹
بازتاب هاي
گوناگوني به
خود مي بيند.
در سال ۱۹۳۶، "انجمن
زنان جنوب
براي جلوگيري
از لينچ کردن"
(۵) بيش
از سي و پنج
هزار
امضاکنندهء
زن دارد. جريان
هاي توده اي
چند-نژادي که
در دههء ۱۹۳۰
توجّه
سفيدپوستان
را به خطراتي
که معطوف سياهان
بود جلب مي
کردند و
اتّحاد آنان
را مغتنم مي
شمردند، خبر
از معضلاتي مي
دادند که طي
بحران
اقتصادي ۱۹۲۹
گريبانگير
سفيدپوستان
نيز شده بود.
در اين سال ها
حقوق کارگران
به نصف تقليل
مي يابد و هفده
ميليون نفر از
کار بي کار مي
شوند. حزب
کمونيست
آمريکا که
ايبل ميروپل
ترانه سراي
"ميوهء عجيب"
از اعضاي
فعّال آن بود،
«انجمن جوانان
کمونيست» (۶)، و «انجمن
وحدت اتحاديه
هاي کارگري» (۷)
به
هم مي پيوندند
و به اتّفاق،
«شوراهاي ملي
بيکاران» (۸) را
تشکيل مي دهند
که مسئول
برگزاري راه
پيمايي هاي
عظيم و سازمان
يافته در
سرتاسر
ايالات متّحده
هستند.
در
پي تلاش هاي
مستمر جريان
هاي توده اي
دههء ۱۹۳۰ و
سازمان هايي همچون
"انجمن ملّي
ترفيع سياهان
" (۹)، "کنگرهء
جوانان
آمريکايي" (۱۰)، و
"انجمن ملّي
زنان
سياهپوست" (۱۱)
قانون
ممنوع سازي
لينچ در دستور
کار دولت قرار
گرفت. اگرچه
دو لايحهء ضدّ
لينچ، يعني
داير (Dyer) در ۱۹۲۲ و
کاستيگن-واگنر
(Costigan-Wagner) در ۱۹۳۵
توسط مجلس
نمايندگان به
تصويب رسيده
بود، توسط
مجلس سنا که
تحت سلطهء
نمايندگان
ايالات جنوبي
هدايت مي شد
مغاير قانون
اساسي آمريکا
و حقوق ايالات
جنوبي شناخته
شده و فسخ شده
بود. اما صداي
اعتراضاتي
همچون صداي
خواننده و
سرايندهء "ميوهء
عجيب"
کابينهء
روزولت را به
پشتيباني از
تصويب قانون
ممنوع سازي
لينچ واداشت.
در سال هاي پس
از جنگ جهاني
دوم دولت
ترومن که با
فشارهاي
شوروي براي
ممنوع سازي
لينج، وجههء
خود را در
مخاطره مي ديد
و از رخنهء
کمونيست ها نيز
در بين گروه
هاي ضدّ لينچ
واهمه داشت،
سرانجام در ۱۹۴۶
نخستين پيگرد
قانوني را از
لينچ کردن به
عمل آورد، و
شخصي به جرم
لينچ يک دهقان
سياه پوست در
ايالت
فلوريدا به يک
سال زندان و
پرداخت هزار
دلار جريمه
محکوم شد.
پانوشت
ها:
۱ ."ميوهء
عجيب"
سرودهء اِيبل
ميروپُل
(لوئيس آلن)،
ترجمهء شيدا
دياني. برای
شنيدن ترانهء
بيلی هاليدی
به فايل صوتی رجوع
کنيد.
فايل صوتي
http://www.zamahang.com/podcast/nilgoon_zamaneh_125_long.mp3
فايل صوتي
با سرعت
معمولي
http://www.nilgoon.org/audio/radiozamaneh/nilgoon_zamaneh_125_long.ram
2.
Blues Legacies and Black Feminism, Davis, Angela Y. Pantheon, New York: 1998. p. 188-9.
3.
Ibid. p. 186
4.
Tuskegee Institute
5. The
Association of Southern Women for the Prevention of Lynching
6. The
Young Communist League
7. The
Trade Union Unity League
8. The
National Unemployed Councils
9.
The National Association for the Advancement of Colored People
10.
The American Youth Congress
11.
The National Association of Colored Women
|