سلام اخوی ـــ دوست
عزیز و همدرس سابقم،
سجاد صفارهرندی،
مدتی است که وبلاگ نویس شده است. مبارک است. سجاد صفارهرندی پسر وزیر
ارشاد فعلی و دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه تهران است. فوق لیسانس می
خواند. من او در دبیرستان فرهنگ زیر نظر دکتر حداد عادل با هم درس می
خواندیم. البته او فقط سال های سوم و پیش دانشگاهی را در مدرسه ما بود.
قبل تر در دبیرستان نیکان در س می خواند. البته مدتی هم هست که به دعوت
فریدالدین حداد عادل در همان مدرسه فرهنگ جامعه شناسی درس می دهد. سجاد
واقعاً بچه درس خوانی است و کسی نمی تواند بر موفقیت های تحصیلی او خرده
بگیرد یا شبهۀ آکسفوردیه مطرح سازد ( هرچند محتوای نظرسنجی ای که در
وبلاگش قرارداده است نمادی است برای میزان تسلط او به منطق و جامعه شناسی.
منطق سجاد ضعیف است چون نمی داند که صرفاً مفاهیم متباین قسیم
یکدیگر
هستند و جامعه شناسی اش هم ضعیف است چون در نظر سنجی اش هم پیش فرض وجود
دارد و هم پرسشی که پاسخ هایش همپوشانی دارد ). البته سجاد باهوش است و
جسور و البته صریح. صراحتش در زیر عنوان وبلاگش آشکار است. خودش را
مسلمانی بنیادگرا خوانده است. الحق که این صفت بر افکارش صادق است. در
مورد رفتار و سبک زندگیش البته چندان صادق نیست که عرض خواهم کرد چرا.
عجالتاً بگویم و خلاصه به این علت رفتارش بنیادگرایانه نیست که لباس غربی
می پوشد و وبلاگ می نویسد و در دانشگاه درس می خواند. همین !
من در مورد وبلاگ نویسی این دوست و همدرس یک
ابهام دارم و یک سوال از او و همچنین یک توصیه دوستانه و برادرانه به او .
برای من البته تو یک آدم هستی و پدرت هم
آدمی دیگر و هردو هم برخوردار از کرامت انسانی اما می دانی چیست اولاً همه
مثل من اینقدر مدرن نیستند که فردیت تک تک آدم ها را به رسمیت بشناسند و
در ثانی در این سالیان روزنامه کیهان بابی را باز کرد که پسندیده نبود. به
آدم ها انگ ماسونی و شاهدوستی می زد چون فلان قوم و خویششان ( مثلاً پسر
عموی زن همسایه پسر عمه دختر خاله زن فلان نویسنده یا روشنفکر ) ماسونی
بوده است و همدست پهلوی پس خودش هم چنین و چنان است. کاش روزی که وبلاگ
نویسی را شروع می کردی ابتدا از این رویۀ زشت تبری می جستی تا کسی در مورد
نسبت تو و پدرت برخورد کیهانی نکند.
به نقل از وبلاگ پرسه خوانی