اس و اساس

با بسم الله الرحمان الگه العظم ٬ از گوشه و کنار میشنوم که الاغانی از قسم حامد قدوسی از خاتمی مادرجنده گله میکنند که این دفه اومدی برای ما کار کن ها ها ها ها

گفتم برای این جوان و باقی ساده لوحان الاغ ایران با عکسی توضیح دهم که ماجرا چیست؟
Nilgoon Image: Khatami
ببین حامد قدوسی .....نظام جمهوری اسلامی ایران درست مانند این تپه گه است و عناصر در قدرت همگی از دم مگس های گهی روی این تپه گه!

خوب ما مردم ایران هی میگوئیم بوی گه میاید و تو هی از یکی از این مگسان خواهش میکنی که یه کاری کن بوی گه نیاید!!!!

نوکرت بروم این اس و اساس است که بوی خون و گه و مگس و حرم و صیغه میدهد

این مگسها همگی خودشان به دلیل نشستن روی این تپه گه گهی هستند و همگی بو میدهند بالاخص که سی سال تمام است از همین تپه گه تغذیه اسلامی میکنند

بنابراین زر بیجا نزن و کونت را به خاتمی کن همه عین همند مگسان گهی روی تپه گه اسلام یادت نرود

از متافور کیف کردی انترکیب ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نانا زولا

اکبر گنجی
لوتی گری امام رضا در مسألهء لوطی گری! ــ قوم لوط، مردمانی متجاوز بودند که با استفاده از زور، دیگران را مورد تجاوز (لواط) قرار می‌دادند. خداوند دو فرشته را که به صورت نوجوانانی زیبارو درآمده بودند، برای مجازات همه‌ی مردم این قوم، به آن‌جا اعزام می‌کند.

لوط از آمدن جوانان زیبارو ناراحت می‌شود. چون می‌داند آن‌ها، جوانان زیبارو را دوست دارند و آنان را مورد تجاوز قرار می‌دهند. قوم لوط وقتی از آمدن میهمانان لوط آگاه می‌شوند، برای تجاوز به آن دو نفر، هم‌دست می‌شوند. لوط هم برای نجات میهمانان خود از چنگ متجاوزان، دخترانش را به جای آن میهمانان به متجاوزان پیشنهاد می‌کند.
Nilgoon Image: Looti and lavaat اما قوم متجاوز، این پیشنهاد را رد کرده و می‌گویند که ما قصد دیگری داریم. جبرییل (یکی از نوجوانان زیبارو) مشتی خاک برمی دارد و به صورت متجاوزان می‌پاشد و همه‌ی آن‌ها کور می‌شوند.

[. . .] اگر گفته شود لوط دخترانش را برای ازدواج به قوم پیشنهاد کرد، باید به این پرسش پاسخ گفت: آیا لوط به تعداد قوم دارای دختر بود که چنان پیشنهادی ارائه کند؟

به همین دلیل مفسری، پیشنهاد لوط را پیشنهاد زنا نامیده بود. اگر این تفسیر آن‌چنان نابخردانه نبود، [علامه] طباطبایی مجبور نمی‌شد در المیزان دوباره نظر آن مفسر را طرح و بدان پاسخ گوید.

طباطبایی حدیثی از امام رضا نقل می‌کند که جماع با همسر از پشت مباح است، مستند امام رضا هم داستان قوم لوط است.

امام می‌فرماید: قوم لوط به فرج زنان علاقه‌ای نداشتند. لذا لوط، دخترانش را برای انجام همان عمل به قوم‌اش پیشنهاد کرده است.

حال فضای واقع‌گرایانه‌ی مدعیان را در نظر بگیرید، قوم متجاوز با دو دختر مواجه هستند که باید از پشت (نظر امام رضا) یا از جلو ( رای ازدواجیون) مشکل خود را حل کنند.

پرسش این است: پیشنهاد حل مشکل جنسی یک قوم متجاوز (لواط کار) با دو دختر، پیشنهاد ازدواج است یا چیزی دیگر؟

اکبر گنجی ـ هویت تاریخی دین


وصيت

Nilgoon Image: Farah Pahlavi هموطنان ...نظر به اين که من پير هستم
و ميلرزم
ولی به صد جوان می ارزم !!!!!!!!!!!!
گفتم زبان رهبر لال
اگر اتفاقی برايم افتاد
يک وصيت مهم دارم
که مشغولو ذمه من هستيد اگر بعد از آزادی ايران
و برقراری ايالات متحده شيک و پيک ايران
به آن عمل ننمائيد
همگی را
از قبر عاق والدين ميکنم
خارش ابدی بگيريد
که با هيچ داروئي بر طرف نشود.

از شما ميخواهم در ايران آزاد
از رضا شاه بزرگ
و پسرش محمد رضا شاه
اعاده حيثت کنيد
و از آنان به عنوان آورندگان نظم و قانون
و مدرنيزم به ايران زمين
و رها کردم مردم
از شهرهای گهی قجر
تجليل کافی و وافی کنيد
تا نام خوبشان در تاريخ بماند

و بالاخص خانم فرح پهلوی را
که يکی از نادره زنان با فهم وشعور بود
که سطح شعورش از کل دربار شاه
و شخص شاه هم بالاتر بود
اقداماتی که برای کمک به فرهنگ ايران کرده است
به شکل موزه های طاق و جفت
به شکل پوشيدن لباس های اقليت های مذهبی
و کلی کارهای فرهنگی است
همه در آرشيو روزنامه ها باقی است
به سهراب ترياکی سپهری کله در کون
با خريدن تابلوهای جنگل هايش
و آويزان کردنش در کاخ نياوران
کلی کمک مالی کرده بود

بايد خانم فرح پهلوی
چه مرده چه زنده
تجليل شود
و نامش
به روی بعضی از سازمان های مختص زنان نهاده گردد

ما مردم شهروند
نبايد ديگر جای دوست و دشمن را
عوضی دگزی بگذاريم

حزب توده بشود حزبی مردمی
ولی دو شاه سابق
و خانم فرح بشوند دشمن مردم !!!!!!!!

مفاهيم از سر به کون شده را
بايد
تصحيح تاريخی کنيم ورپريده ها
مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نانا زولا

مجاهدان مجازی

دیدارمجاهدان مجازی با آیت الله مکارم شیرازی ــ پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی: گروه امنیتی آشیانه، که در پاسخ به هک شدن تعدادی ازسایت‌های شیعه،‌ بیش از ۳۰۰ سایت وهابی (که اکثرا سایت‌های مهم دولتی و سایت‌های دانشگاه‌ها و شرکت‌های وهابیون بودند) را هک کرده بودند صبح سه‌شنبه با آیت‌الله مکارم شیرازی از مراجع تقلید شیعه دیدار کردند.

در این دیدار مدیر این گروه ضمن ارائه گزارش کار این گروه اعلام داشت: «در پاسخ به هک سایت‌های شیعه که از جمله این سایت‌ها می‌توان به سایت‌های حضرات آیات مکارم شیرازی، سیستانی، تبریزی، سبحانی و سایت‌های تخصصی دیگری همچون الشیعه، سایت تخصصی قرآن و نهج‌البلاغه اشاره کرد. با گذشت کمتر از ۷۲ ساعت از این عملیات هک، پاسخی کوبنده به وهابیون داده شد و وب‌سایت و کل سرور اینترنتی مجموعه سایت‌های تبلیغی شیخ عبدالعزیز بن باز، مختارالاسلامی،‏ شیخ ناصر بین محمد الاحمد، شیخ عبدالکریم الاخضیر وچندین حوزه و دانشگاه وهابی، و ده‌ها وب‌سایت شخصی وهابیون هک شد.»

وی افزود: «در اکثر این سایت‌ها توانایی تغییر صفحه اصلی و... را داشتیم ولی بخاطر تربیت شیعی خودمان، این کار را نکردیم چون نمی‌خواستیم به سایت‌های این گروه که جزیی از مسلمانان هستند خسارت وارد کنیم.

مدیر تیم امنیتی آشیانه در ادامه بیان داشت: «علیرغم اینکه هکرهای وهابی با استفاده از اشعار و ادبیات و تصاویر موهن، و الفاظی رکیک، به توهین و هتک حرمت مراجع پرداخته و با انتشار اشعاری، به تشیع و شیعیان توهین کرده‌اند، در اقدام ما تنها بعد از هک، چهره تمامی این سایت‌ها به صفحه‌ای با درج نام هکرهای شیعه و آیه مبارکه "فمن اعتدى علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدى‏ علیکم؛ پس هر کس بر شما تعدى کرد مانند همان تعدى، بر او تعدّى کن" ؛ و عبارت دعای " اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد " تغییر پیدا کرد.

در این دیدار بعد از ارائه گزارش، آیت‌الله مکارم شیرازی ضمن قدردانی و تشکر از تلاش مخلصانه این گروه و اظهار خرسندی از توانمندی علمی جوانان برومند ایران اسلامی و آمادگی آنان در برخورد با این گونه شیطنت‌هایی که ممکن است هر لحظه از طرف گروه‌های وهابی یا صهیونیست‌ها و دیگر مخالفان اسلام واقعی صورت پذیرد، اعلام داشتند که با توجه به جو حاکم بر دنیای امروز و وجود دشمنان مسلم که قصد نابودی اصل اسلام را دارند به مصلحت اسلام و مسلمین نیست اینگونه با یکدیگر برخورد داشته باشند که ثمری جز خشنودی دشمنان اسلام را در پی ندارد. خوب است عزیزان به همین مقدار که هشدار و تذکری برای بعض افراد نادان و جاهل می‌باشد اکتفا کنند و از اقدامات شدیدتر همانگونه که تاکنون پرهیز کرده‌اند بپرهیزند.

ایشان اظهار امیدواری کردند که بزرگان از علمای اهل سنت در هدایت اینگونه افراد به ایجاد وحدت و یکپارچگی در امت اسلامی کوتاهی نکنند تا دیگر شاهد اینگونه حرکات بچگانه و به دور از هر گونه منطق صحیح از جانب آنان نباشیم.

در پایان این دیدار معظم له یک جلد کلام الله مجید به میهمانان هدیه داده و برای موفقیت ایشان و تمامی جوانان ایران اسلامی در خدمت به مکتب اهل بیت علیهم السلام دعا کرد.

به نقل از سایت فردانیوز ـ كدخبر: ۶۲۲۱۷     تاريخ: ۱۱ مهر ۱۳۸۷

عبدالله

سلام اخوی ـــ دوست عزیز و همدرس سابقم، سجاد صفارهرندی، مدتی است که وبلاگ نویس شده است. مبارک است. سجاد صفارهرندی پسر وزیر ارشاد فعلی و دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه تهران است. فوق لیسانس می خواند. من او در دبیرستان فرهنگ زیر نظر دکتر حداد عادل با هم درس می خواندیم. البته او فقط سال های سوم و پیش دانشگاهی را در مدرسه ما بود. قبل تر در دبیرستان نیکان در س می خواند. البته مدتی هم هست که به دعوت فریدالدین حداد عادل در همان مدرسه فرهنگ جامعه شناسی درس می دهد. سجاد واقعاً بچه درس خوانی است و کسی نمی تواند بر موفقیت های تحصیلی او خرده بگیرد یا شبهۀ آکسفوردیه مطرح سازد ( هرچند محتوای نظرسنجی ای که در وبلاگش قرارداده است نمادی است برای میزان تسلط او به منطق و جامعه شناسی. منطق سجاد ضعیف است چون نمی داند که  صرفاً مفاهیم متباین قسیم یکدیگر هستند و جامعه شناسی اش هم ضعیف است چون در نظر سنجی اش هم پیش فرض وجود دارد و هم پرسشی که پاسخ هایش همپوشانی دارد ). البته سجاد باهوش است و جسور و البته صریح. صراحتش در زیر عنوان وبلاگش آشکار است. خودش را مسلمانی بنیادگرا خوانده است. الحق که این صفت بر افکارش صادق است. در مورد رفتار و سبک زندگیش البته چندان صادق نیست که عرض خواهم کرد چرا. عجالتاً بگویم و خلاصه به این علت رفتارش بنیادگرایانه نیست که لباس غربی می پوشد و وبلاگ می نویسد و در دانشگاه درس می خواند. همین !

من در مورد وبلاگ نویسی این دوست و همدرس یک ابهام دارم و یک سوال از او و همچنین یک توصیه دوستانه و برادرانه به او .

 
۱. ابهام من در مورد وبالگ نویسی او از این جهت است که می دانم بنیادگرا است و البته خودش هم معترف است که بنیادگرا است. وبلاگ محصول مدرنیسم است، ابزار مدرنیسم است، با مختصات این فرهنگ سازگار است و نه هیچ فرهنگ دیگری. یادم هست یکبار در اتاق بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی با سجاد گپ می زدیم و بحث می کردیم و کارمان کشید به اینجا که من از وی پرسیدم او که بنیادگرا است چگونه می تواند در دانشگاه درس بخواند در حالی که مدارس مذهبی هم هستند ( هرچند یکی از ثمرات خجسته انقلاب ۵۷ این بود که مدارس سنتی قم را خرد خرد تبدیل کرد به  شبه دانشگاه )  و یا دارالعلم هایی چون امام صادق ( به ویژه که دارالعلم امام صادق هم بسیار به خانه شان نزدیک است ). یادم هست سجاد پاسخی نداشت جز اینکه تحصیل در دانشگاه از باب تسلط بر ابزار خصم است. البته من مانده ام که این چگونه تسلط بر ابزار خصمی است که به فوق خواندن هم می کشد. لابد مثل باخت های پیاپی ورزشکاران در المپیک این کار او هم برای کسب تجربه بیشتر بوده است و حالا واقعاً درمانده ام که  وبلاگ نویسی دیگر چه صیغه ای است. در واقع وبلاگ نوشتن یک بنیادگرا صرفاً تایید کنندۀ این نظر دین شناسان است که قرائت های بنیاد گرایانه از ادیان مختلف خود یکی از محصولات مدرنیسم است. چون در واقع بنیاد گرایی صرفاً در سطح شعار ادعای بازگشت به سنت را دارد  و در واقع بنیادگرایی برای گسترش خویش و جهانگیر شدن از هر ابزار مدرنی سود می جوید. و به همین علت است که بنیادگرایی در نقاطی که سنتگرایی شدیداً رواج دارد مجال ظهور نمی یابد. به همین علت است که بیشتر اعضای القاعده نه ساکنان مصر و عراق و ایران که مهاجران مسلمان اروپایی هستند که راهی برای پرسش کیستی خویش می جویند.

۲. اما یک پرسش از سجاد. آیا حاضر است در صورت فیلتر شدن بلاگفا ( سایتی که لطف کرده و به این آدم بنیادگرا برای بیان عقایدش رایگان فضا داده است ) نسبت به این کار اعتراض کند؟ به عقیده من البته آزادی بیان امری شدیداً فرمال است. یعنی شما یا از از آزادی بیان همه دفاع می کنی یا نمی کنی؛ آزادی بیان مشروط نداریم.
 

۳. و اما یک توصیه دوستانه به سجاد. ای کاش وبلاگت را بی نام یا با نام مستعار منتشر می کردی. خودت بهتر می دانی که یکی دیگر از دستاوردهای دنیای مدرن غوغاسالاری رسانه ای است. به بیان خودتان. و ژورنالیسم به لسان ما. فردا اگر سایتی یا مجله ای نظرات تو در این وبلاگ را مستمسک قرارداد و خشتکت را هوا کرد شاکی نشوی یک وقت. نمی توانی که از مردم توقع داشته باشی نسبت تو و پدرت را در نظر نگیرند و مثلاً در مجله شان تیتر نزنند که حمایت پسر وزیر ارشاد از منتقد احمدی نژاد.

برای من البته تو یک آدم هستی و پدرت هم آدمی دیگر و هردو هم برخوردار از کرامت انسانی اما می دانی چیست اولاً همه مثل من اینقدر مدرن نیستند که فردیت تک تک آدم ها را به رسمیت بشناسند و در ثانی در این سالیان روزنامه کیهان بابی را باز کرد که پسندیده نبود. به آدم ها انگ ماسونی و شاهدوستی می زد چون فلان قوم و خویششان ( مثلاً پسر عموی زن همسایه پسر عمه دختر خاله زن فلان نویسنده یا روشنفکر ) ماسونی بوده است و همدست پهلوی پس خودش هم چنین و چنان است. کاش روزی که وبلاگ نویسی را شروع می کردی ابتدا از این رویۀ زشت تبری می جستی تا کسی در مورد نسبت تو و پدرت برخورد کیهانی نکند. 
به نقل از وبلاگ پرسه خوانی

عمليات قرآنی
ويژه‌نامه‌ مقام معظم رهبری و قرآن منتشر شد ــ پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری همزمان با ماه مبارک رمضان ويژه‌نامه‌ «باقی فسانه است» را با محوريت فراگير شدن عمل قرآنی و انس با آن منتشر کرد.
Nilgoon Image: Rights
 به گزارش خبرگزاری مهر، در اين ويژه ‌نامه مطالبی همچون  صوت درس تفسير مقام معظم رهبری در سال ‌١٣٥٠؛ حلقه‌ مشهد / گزارشی از فعاليتهای قرآنی رهبر انقلاب؛ کرامتهای مسجد کرامت / خاطرات شنيدنی مرتضی فاطمی از جلسات قرآن رهبر معظم انقلاب در مسجد کرامت؛ خاطره‌ قرآنی از کريم منصوری؛ به ‌دنبال مخاطب کيفی / گفتگو با مدير راديو قرآن؛ متولی مشخصی نداريم / گفتگو با منصور قصري‌زاده؛ زمزمه‌ای از بالا / درباره‌ قرائت قرآن؛ و ذهن که قرآنی شد... / گفتگو با امير آقايی؛ يادداشتها و خاطراتی از حجت‌الاسلام محسن قرائتی، مجيد معارف و احمد ابوالقاسمی منتشر شده است.

مصاحبه‌ اختصاصی با قاريان قرآن، ابوالعنين، شعيشع، بسيونی و طاروطی / مصاحبه درباره‌ قرآن و ديدار آنها با مقام معظم رهبری؛ و پادکست قرآن «همه‌چيز ماست» و «دوری از قرآن» / دو پادکست تلفيقی از فرمايشات مقام معظم رهبری درباره‌ کتاب آسمانی قرآن از ديگر مطالب منتشرشده در اين ويژه‌نامه هستند.

ويژه ‌نامه‌ «باقی فسانه است» در آدرس اينترنتی Khamenei.ir قابل مشاهده است.

به نقل از خبرگزاری مهر

اسلام دين عقده!

ميخواهم به شما
با دليل و فکت
ثابت کنم که
اسلام دين عقده ای ها است
همه مسلمانان عقده دارند

چرا ؟

زيرا پرستندگان دين های ديگر
صرف نظر از نوع دين خودشان
هرگز کسی را با زور وادار به مثلنی پوشيدن لباس خود نميکنند
والسلام

خواهران روحانی در غرب
با ميل و رغبت خودشان اين لباس را انتخاب کرده اند
و سادگی را
و هيچ حسرتی
از اين که دختری مينی ژوپ بپوشد
ندارند
به آنان چه مربوط
آنان لباده ها و کلاه های کشتی کاغذی خود را بر سر گذاشته و
قر ميدهند و
از اين ور ميروند اون ور

يا اين سيک ها
نبايد موهايشان را کوتاه کنند
زيرا گناه است در دينشان
خوب
زن و مرد موهای تا کف پا دارند
که بافته و خيلی عطر و ادکلن زده و روغن زده و
زير عمامه های مسخره خود مخفی ميکنند
و زنانشان هم
تا پشت زانويشان موی بافته است
خوب
هيچ يک هرگز از کسی نمی خواهد که
تو هم بايد موهايت را بلند کنی عين ما
مگه نه؟

مانک های تبتی از کسی نميخواهند عين اونا لباس بپوشند
و کليسا و کشيشان هم کاری به کار لباس پوشيدن باقی ندارد

در بين يهوديان
گروهی هستند که موهای خود را به طرز بسيار جلفي فر زده از زير کلاه های مسخره بيرون می اندازند
اينان خيلی بد جوري ميگويند يهودی خشگه مقدس هستند
ولی
همين اينان باقی يهودی ها را مجبور به فر زدن موها و کلاه گذاشتن نميکنند

تنها دينی که پيامبر قبيله نشين بدوی او برای مردم قبيله نشين بدوي بکن نکن آورد زيرا نيمه وحشی بودند دين اسلام است که هر گهی که خودشان ميخورند دوست دارند باقی هم همان گه را بخورند

اينان به تمامی فنومن های مدرن و متمدنانه که در آن زن و مرد مساوي هستند با نفرت مينگرند زيرا اين فاصله عميق و اين گپ بی پايان بين زن و مرد در اسلام بهش ريده شده است والسلام

زنان اسلامی
به زنان ديگر تا گلو عقده دارند
و اين عقده را زير لفاظی اه اه اه اينها که همه جنده اند و از دين برگشته بر زبان ميرانند

مردان مسلمان هم همگی عقده دارند زيرا از زنان خود عقشان ميگيرد
و زنان مدرن و متمدن هم محل سگ بهشان نميگذارند
بنابراين با مردان بد هستند و لج و عقده دارند

Nilgoon Image: Fati Komando
من ميگم
خوب
شماها که اين همه به ماها که
خوشگل تريم
باسواد تريم
متمدن تريم
الگانت تريم
با شعور تريم٬
حسودی ميکنيد
خوب خودتون مثل ما بشويد
ما را که نميتوانيد مانند خود عقده ای کنيد
زيرا شما چيزی نداريد که کسي حسرتش را بخورد
تاپاله گهی به نام امت گهی اسلام که تقليد کردن ندارد
مگه نه ؟

برای شمايان
تا روزی که زنده هستيد
همه چيز باقی جهان
باعث عقده و تحقيرتان است
اين را من «سفليس روحی ژنتيکی اسلام» نام مينهم و
فکر نکنم
کسی مخالفتی داشته باشه

.................................نانا زولا


*
به نقل از وبلاگ
Freedom for All

مهديه الهي قمشه‌اي

ادبيات ما منتقل كننده حقايق قرآن است ــ خبرگزاري فارس: استاد دانشگاه تهران گفت: ادبيات ما منتقل‌كننده حقايق قرآن است چرا كه از اين كتاب آسماني نشأت گرفته است بنابراين بايد درس اخلاق، زندگي و خانواده را از ادبيات بياموزيم .

به گزارش خبرگزاري فارس از قزوين، مهديه الهي‌قمشه‌اي يكشنبه شب در مراسم گراميداشت روز زن با عنوان زن، رود و آينه كه در هفت‌سنگان برگزار شد، بيان داشت: زن در عرصه‌ها و بخش‌هاي مختلف اين عالم هستي نقش كليدي و جايگاه بالايي دارد و تجلي جمال خداوند است.

Nilgoon Image: Rights وي ادامه داد: ادبيات ما توسط زن تسخير شده است و تمام شاعران از اين موجود به صورت‌هاي مختلف سخن گفته‌اند و ويژگي‌هاي زن مانند زلف، قد، خال، لب و غيره را در اشعار مختلف بيان كرده‌اند.

استاد دانشگاه تهران اضافه كرد: در موضوع مهمي چون عواطف و احساس نيز زن سراپا مهرباني است و بعد از خداوند متعال، زن مظهر رحمان و رحيمي خداست و مي‌توان عواطف و احساسات زنان را در نقش مادري آنها به وضوح ديد.
وي افزود: زن با اين خصلت وجودي بايد موجب آرامش در خانه شود و عشق و محبت كليد اين آرامش است و زن و شوهر نبايد از محبت كردن و عشق ورزيدن به يكديگر دريغ كنند چراكه ما براي زندگي كردن نياز به يك فضاي عاشقانه و بامحبت داريم.

الهي‌قمشه‌اي در خصوص نقش ادبيات در زندگي توضيح داد: ادبيات ما منتقل‌كننده حقايق قرآن است چرا كه از اين كتاب آسماني نشأت گرفته است بنابراين بايد درس اخلاق، زندگي و خانواده را از ادبيات بياموزيم و به عنوان يك ايراني بيش از پيش با آن آشنا باشيم.
در ادامه مديركل امور بانوان و خانواده استانداري قزوين اظهار داشت: خانواده در دين ما ازجايگاه بالايي برخوردار است و براي پيداكردن جايگاه واقعي خانواده بايد بيش از پيش سرمايه‌گذاري كنيم.
معصومه معصومي‌فر تصريح كرد: در دولت نهم نيز توجه خاصي به خانواده شده است و دولت نگاه ويژه‌اي به موضوع خانواده و حفظ و ارتقا آن دارد.

وي تأكيد كرد: هيچ ديني مانند اسلام به خانواده اهميت نداده است و اسلام تنها ديني است كه تا اين اندازه براي خانواده ارزش قائل شده است.

در ادامه سرپرست حوزه هنري استان قزوين گفت: حضرت فاطمه (س) بهترين الگو براي همه زنان جهان است و اگر هر انساني بدون تعصب ديني و مذهبي از منظر حقيقت‌جويي به اين بانوي بزرگ بنگرد، به طور قطع تحت تاثير قرار مي‌گيرد.

سيد قاسم قوامي افزود: حضرت فاطمه (س) زني مهربان، عاشق، سرشار از دليري، شجاعت و بي‌توقع بودند و حضرت فاطمه زهرا (س) خط بطلاني بر تصور كساني كشيدند كه گاهي زن و گاهي مرد را ارجع مي‌دانند چرا كه در قاموس معرفت و پيشگاه خداوند تقوا ملاك و ميزان سنجش انسان‌هاست.

وي خاطرنشان كرد: حضرت فاطمه (س) به ما آموخت كه انسان‌‌سالاري داراي ارزش است و با عشق محوري مي‌شود روح‌ها را به سيلان و جريان درآورد و همه ما بايد در جهت شناخت اين بانوي بزرگ بكوشيم تا خوب زندگي‌كردن و درست زندگي‌كردن را بياموزيم.

در پايان اين مراسم از كارمندان حوزه هنري استان قزوين تقدير شد.

به نقل از سايت خبرگزاری فارس

ف. م. سخن
يعقوب مهرنهاد قطعا برانداز بود ــ می گويند يعقوب مهرنهاد عضو گروه مسلح و تروريستی جندالله بود و به همين خاطر اعدام شد. می گوييم در طول سی سال گذشته، هر کس که به زندان افتاد و "اعتراف" به کاری کرد، -اگر زنده ماند- بعد از خروج از زندان، "اعتراف" اش را پس گرفت و اظهار داشت که چنان کاری نکرده است. از فرهاد بهبهانی و نورالدين کيانوری گرفته تا وب لاگ نويسان بازداشت شده به محض اين که از دست اعتراف گيران رهايی يافتند، بر اعترافات شان خط بطلان کشيدند.
Nilgoon Image: Mehrnejad
به همين سياق، به آقای يعقوب مهرنهاد، يک سری اتهامات کلی –بدون ارائه مدرک و حتی پخش اعترافات- بستند و او را به دار کشيدند. اما من می خواهم اين بار از واردکنندگان اتهام براندازی دفاع کنم و هم‌صدا با آن ها بگويم مهرنهاد حتی اگر عضو جندالله نبود، حتی اگر اسلحه در دست نداشت، حتی اگر گروگان نگرفته بود، حتی اگر سر کسی را نبريده بود، باز قطعا برانداز بود. می فرماييد چطور، عرض می کنم:
- برانداز بود چون به ظلمی که به مردم سيستان و بلوچستان می رود اعتراض می کرد و اعتراض اش را به زبان می آورد و می نوشت.
- برانداز بود چون برای فرزندان آن استان که در فقر و محروميت به سر می بَرَند زندگی بهتر می خواست و اين خواست را به زبان می آورد و می نوشت.
- برانداز بود چون اهانت مسئولان و مديران منطقه را به باورهای مردم بر نمی تابيد و مخالفت خود را با چنين اهانت هايی به زبان می آورد و می نوشت.
- برانداز بود چون می خواست پا در کفش مسئولان دولتی و نمايندگان "مردمی" بکند، بل‌که گرهی از کار مردم بگشايد که جلوی اين عمل طبيعتا گرفته شد.
- برانداز بود چون در سيستان و بلوچستان زندگی می کرد و هر کس که در آن استان موافق اعمال حکومت نباشد و بخواهد تبعيض و فشار و نابسامانی را "براندازد" به خاطر همين فعل "برانداختن"، برانداز خوانده می شود.

چنين بود دلايل برانداز بودن آقای يعقوب مهرنهاد. کسی که اگر عضو گروه آدم‌کش جندالله هم نبود، همين يک فقره گفتن و نوشتن برای بر دار کردن اش کافی بود.

از يادداشتهای هفتگی ف. م. سخن

بدون شرح

دكتر علي مطهري، نماينده مردم تهران در مجلس: پيشاپيش ميلاد مصلح بزرگ جهاني مهدي موعود را بر عموم مسلمين جهان بلکه همه مردم دنيا تبريک عرض مي‌کنم. انديشه مصلح آخرالزمان و حکومت واحد جهاني انديشه‌اي است که در همه اديان الهي به نوعي مطرح شده و مهم اين است که تصور درستي از آن انقلاب بزرگ داشته باشيم؛ نخست اين كه آن را مختص شيعه ندانيم و از افکار کودکانه که مهدي موعود مي‌آيد تا ما شيعيان يا ما ايرانيان را نجات بدهد يا صرفاً براي انتقام خون پدران خود ظهور مي‌کند، پاک سازيم و آن را يک فلسفه بزرگ جهاني و نياز عالم بشريت تلقي کنيم که او مي‌آيد تا عدل کلي را برقرار سازد و اهل حق را که لحظه‌اي از مجاهده باز نايستاده‌اند، بر اهل باطل پيروز کند و به تعبير شهيد آيت‌الله مطهري، انقلاب مهدي موعود ـ عليه السلام ـ آخرين حلقه از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل است که به پيروزي اهل حق منجر مي‌شود.
Nilgoon Image: Islamist MP Motahari
در گذشته، گاه مسأله انتظار به صورت منفي و مخدر و سکون‌آور تعبير مي‌شد که بايد منتظر ماند تا آقا امام زمان ظهور کنند و امور را اصلاح نمايند. امروز انحراف ديگري به شکل ادعاي ملاقات با امام زمان و غيره پديد آمده است، غافل از آنکه امام زمان از ما فکر مستقيم و عمل صالح و زمينه‌سازي ظهور او را مي‌خواهد، نه پرداختن به اين امور.

وي با تشكر از دولت نهم به دليل در پيش گرفتن مواضع درست و قاطع در مسأله انرژي هسته‌اي گفت: اميدوارم با استقامت و تدبير دولت و ملت، پيروزي نهايي را شاهد باشيم. ملت بزرگ ايران، خود بهتر مي‌دانند که چنين نيست که اگر ما مسأله انرژي هسته‌اي را رها کنيم، دنياي غرب، راه مسالمت را در پيش خواهد گرفت.

مطهري افزود: متأسفانه، دولت ما توجه لازم را به مسائل فرهنگي ندارد و به اين بهانه که بايد با ريشه‏ها مبارزه کرد، از نظارت جدي بر مسائل فرهنگي پرهيز دارد و حتي همکاري لازم را با طرح ارتقاي امنيت اخلاقي جامعه اعمال نمي‌کند. در نتيجه، اين طرح به صورت يک طرح تشريفاتي درآمده و به نظر مي‌رسد بيشتر براي ساکت کردن اقشار متدين جامعه است که بله، ما در حال انجام اقداماتي هستيم.

نماينده تهران با تشكر از دولت نهم به خاطر طرح پيام انقلاب اسلامي در جهان اظهار داشت: مايه تأسف است که معاون رئيس‌جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي، به تازگي مطالبي را بر زبان رانده‌اند که عواطف همه علاقه‌مندان به انقلاب اسلامي را جريحه‌دار ساخت.

وي اعلام دوستي ملت ايران با مردم اشغالگر اسرائيل را نموده و گفته است: ملت آمريکا، بهترين ملت‌هاي دنيا هستند و از اين بالاتر گفت: زمان آن که يک دين بر دنيا حاکم شود، گذشته است. از رئيس‌جمهور محترم مي‌خواهيم با توجه به اين اظهارات و رفتارهاي تعجب برانگيز پيشين مسئول مذکور، تصميم مقتضي را درباره وي بگيرد.

مطلب ديگر آن که در حالي که آمريکا به دنبال راه نفوذ به درون ايران براي هماهنگي برنامه‌هاي براندازي جمهوري اسلامي است، شگفت‌‌آور است که رئيس‌جمهور محترم، از پيشنهاد گشايش دفتر حافظ منافع آمريکا در تهران استقبال مي‌کند و وزير امور خارجه نيز مي‌گويد که اين يک گام مثبت است. بديهي است که مجلس شوراي اسلامي، نسبت به اين موضوع بي‌تفاوت نخواهد بود. اتفاقا خطر دوستي با آمريکا در دولت نهم از دولت قبلي بيشتر است، زيرا دولت موسوم به «اصلاحات» چون متهم به غربگرايي بود، هيچ‌گاه جرأت چنين كارهايي نداشت، ولي دولت نهم، زير پرچم اصولگرايي و انقلابي‌گري، از اين گونه کارها ابايي ندارد، همان گونه که در مسائل فرهنگي، کارهايي کرده است که دولت گذشته به دليل متهم بودن به غربگرايي، جرأت انجام آنها را نداشت.

وي درباره طرح تحول اقتصادي، دولت را از اقدام عجولانه و بدون گرفتن نظر موافق مجلس برحذر داشت و افزود: اين يک اصل مسلم اقتصادي است که پرداخت نقدي يارانه‌ها که موجب افزايش نقدينگي در جامعه مي‌شود، تورم‌زاست و بايد همه جوانب اين طرح به دقت ديده شود و اجراي آن بسته به تصميم نظام باشد. همچنين از کميسيون ويژه مجلس مي‏خواهيم که نظر خود را به مجلس اعلام نمايد.

به نقل از سايت تابناک

آرامش دوستدار
مسلمان حرفه ئی ــ نسل من و نسل پيش از آن‌، اگر غافل و بی‌خبر نبوده باشد، به‌خوبی می‌داند که جاهلها در زمان خود همه‌ی سال عرق می‌خوردند به جز ماه‌های رمضان و محرم. در ماه محرم با جامه‌ی سياه سينه می‌زدند و طبيعتاً شهرنو نمی‌رفتند، يا از «نشمه‌ها»شان دوری می‌گزيدند. مشابه زنانه‌ی اين کار را خود روسپيها می‌کردند، از جمله رفتن به قم و آب توبه به سر ريختن که منبع درآمد خوبی برای طلبه‌ها می‌شد. اما اظهار نظری خامتر، يا بدمنشانه‌تر، يا مزورانه‌تر و موذيانه‌تر از اين نمی‌توان کرد که ايمان جاهلها يا روسپيها به دينشان اسلام سست‌تر و ناصميمانه‌تر بوده است تا ايمان يک مسلمان متعارف، چه رسـد به ايمان يک مسلمان حرفه‌يی. حقيقت درست برعکس اين است.
Nilgoon-image
اينکه در هيچ دروغ و فريبکاری و ترفندی کسی نمی‌تواند حريف مسلمان حرفه‌يی شود، حافظ به اندازه‌ی کافی نشان داده است. و ما دلباختگان «لسان‌الغيب» نزديک به هشت سده پس از او، درستی شناخت او را با تاريخی ساختن جهالتمان ثابت کرديم: با پيشی جستن بر يکديگر در استقبال از دينداران حرفه‌يی و گشودن در دانشگاههامان به رويشان، که بيدرنگ به حکم همانها بسته و مهر و موم شد. اما اينها همه بر چه دلالت دارد؟ جز بر اعتماد ما درس‌خوانده‌ها، دانشگاه‌ديده‌ها، ما «انديشمندان» به دين و اوليای آن، به دين اسلام و تاريخش که نمی‌شناسيم؟ يا بدتر از آن: خواسته بوديم روحانيت اسلام را بيازماييم؟ هستند اعمالی که آزمودنشان کمترين شک در حماقت آزمون‌کننده را مطلقاً برطرف می‌کنند. مثلاً برای آزمايش در چاه پريدن.

به نقل از سايت آرامش دوستدار

ف. م. سـخن

بر سر دوراهی زندگی؛ کار سياسی بکنم يا نکنم؟
فعال سياسی هستم و در زمينه ی حقوق بشر فعاليت می کنم. اگر خبری در مورد زندانيان سياسی پيدا کنم آن را منتشر می کنم. اگر حرکتی در اعتراض به وضع موجود صورت بگيرد در آن شرکت می کنم. مقاله می نويسم، شعر می گويم، تحقيق می کنم و همه ی اين ها در جهت حقوق بشر است. من با حکومت و ساختار سياسی کشور کاری ندارم و برای من فرق نمی کند کسی که در راس نشسته تاج بر سر دارد يا عمامه. کمونيست است يا مسلمان. من می گويم شکنجه مطلقا نباشد. زندانی سياسی مطلقا نباشد. انديشيدن و سخن گفتن و نوشتن کاملا آزاد باشد. خلاصه حکومت ما همان رفتاری را با مردم ايران داشته باشد که حکومت آزادترين کشورهای جهان با مردم شان دارد. فکر می کنم اين خواست زيادی نيست. مثلا اين که همه در انتخاب پوشش يا آرايش مو و چهره شان آزاد باشند. من تلاش ام در اين جهت است. اما اين چند وقت اين قدر از خطر آمريکا و وابسته شدن به او شنيده ام که ترس برم داشته است. می ترسم بگويم در ايران شکنجه نباشد، چون آمريکايی ها هم در صدای آمريکا چنين خواستی را مطرح می کنند. می ترسم بگويم حقوق اوليه مردم در ايران رعايت شود چون آمريکايی ها هم عينا همين را می گويند. وقتی حرف من با حرف آمريکايی ها يکی باشد، لابد نتيجه اش اين می شود که من در جهت اهداف آمريکايی گام بر می دارم و به کشورم خيانت می کنم. اين استدلالی ست که هر روز می شنوم: "اگر ديدی که آمريکايی ها حرف های تو را تائيد می کنند بدان که يک جای کارت ايراد دارد، اساسی!" حال مانده ام که فعاليت حقوق بشری بکنم يا نکنم؟ شما بگوييد چه کنم!
Nilgoon Image: Rights پاسخ:
فعال عزيز حقوق بشری
لابد اين را تا به حال کسی به شما نگفته است که فعاليت حقوق بشری در ايران يعنی کشک. شما هی نامه بنويس و هی ليست امضا کن ببين آخرش چه می شود. عزيز جان، از من می شنوی دست از وقت تلف کردن بردار و برو گيتار بزن. دوربين ات را بردار برو موزه عکس بينداز. گور پدر مردم. حق تو را که نخورده اند اين طور شيون می کنی. تو می توانی بروی به هر کشور اروپايی که دلَ‌ت خواست پناهنده شوی. اگر از کار هم درآمد نداشته باشی، بالاخره يک حقوق بخور نمير به تو می دهند که زنده بمانی. پس ديگر دردت چيست؟ بيکاری خودت را به دردسر می اندازی؟ يک‌هو ديدی در اثر يک اشتباه، شوخی شوخی به زندان افتادی و داغی، چيزی، به پيشانی ات خورد. الان ديگر دوران قهرمان بازی به سر آمده و ما اهل انديشه و قلم، فحش می دهيم به روح و روان هر چی قهرمان آرمان‌گراست؛ به هر چی آدم اهل مقاومت است. ما کرديم چه شد؟ شما هم بکنيد همان می شود. اين را مطمئن باش. باور کن در يک چشم بر هم زدن می شوی لکه ی حيض. لکه ی حيض هم که می دانی چيز خيلی بدی ست. حالا ميان لکه ی حيض شدن و در موزه گشت زدن يکی راخودت انتخاب کن. آفرين پسرم.

به نقل از کشکول خبری هفتهء ف. م. سـخن

هادی خرسندی

يک نفر از ايران ميآيد تار ميزند!

Nilgoon Image: Tar-zan نظر به اينکه هيچ دانشجوئی در ايران زندانی نيست، نظر به اينکه هيچ فعال سياسی در ايران زير شکنجه نيست، نظر به اينکه هيچ روزنامه نگاری در ايران پای اعدام نيست، يکنفر از ايران ميآيد به کانادا تار ميزند!
تارزن ميآيد تا نشان دهد چهره ی جمهوری اسلامی فقط زندان و شکنجه و اعدام نيست، بلکه تار هم ميزند!

تارزن که به سبک توده‌اي‌ها حرف ميزند، گفته است علاوه بر ارادت به حضرت علي: «در يک پروسه روحی نيز ارتباطی معنوی با حضرت رسول(ص)، اين شخصيت بزرگ، يافتم ...»
(برای آگاهی بيشتر از ارتباطات تارزنی که تار را به نرخ روز ميزند همينجاها کليک کنيد به آفتاب نيوز.)

به نقل از اصغرآقا

کاکا
Nilgoon-image: Aramech Dustdar
ملت : هوشنگ اميراحمدی در گفتگو با راديو زمانه گفته، «من سمبل رابطه ايران و آمريکا شده‌ام.»

کاکا توفيق : عوضی خوندی داداش، سـُمبل با ضمهء سين منظورشه!

نانا
تمامی اين سالها

ما
مردم شهروند ايران
اکثريت بلامنازع مان
از
مراسم آشورا و تاسوعا
عقمان ميگرفته
تمامی اين سالها
حتی
زمان شاه سابق

*
از وبلاگ
Freedom for All

مينا خانلری
آهای مردم دنيا ــ تا حالا حيوان هايی را ديدی که با ادرار کردن قلمرو برای خودشان می سازند؟ ادم ها هم مثل حيوان ها همين کار را می کنند. دور بخشی از طبيعت ادرار می کنند و ان را سرزمين خصوصی خودشان می کنند. اينطوری است که مرزها ساخته می شوند. 'اينجا مال من است چون بوی ادرار من را می دهد': اين چيزی ست که حکومت ها به تو می گويند." از صفحه ی ۲۸۶ (ترجمه ی خودم)

"-غيرقانونی امدی اينجا؟
-غيرقانونی از جايی رد نشدم. اين مرزها اند که غيرقانونی هستند. طبيعی نيستند. رد شدن از مرزها حق من است. انجام دادن چيزی که حق من است غيرقانونی نيست." از صفحه ی ۲۸۹ (ترجمه ی خودم)

چند روز پيش خواندن اين کتاب بهزاد يغماييان را تمام کردم. کتاب از تجربه های مهاجرهای غيرقانونی ست که پنهانی مرزهای کشورهای مختلف را رد می کنند تا جايی در "غرب" (اروپا يا امريکای شمالي) در ارامش زندگی جديدی را شروع کنند. زبان کتاب يک زبان سالم و شيوه ی نگارش اش سليس و دوست داشتنی است. قضاوت های انسان-دوستانه و شخصيت ماه نويسنده که پشت داستانها حضوری متواضعانه دارد هم جذابيت کتاب را چند برابر می کنند.

Nilgoon Image: Embracing The Infidel جايی که در مرز بلغارستان سگ های پليس به پوريا حمله می کنند پوست پايت گزگز می کند. جايی که در يونان ايرانی ای که در يک فروشگاه مواد غذايی دست-فروشی می کند و از شغلش خجالت می کشد، خجالت می کشي. با بابک پسر کردی که از عراق به ايران فرار کرده بود و در تهران کارگر ساختمان سازی شده بود و عاشق دختر صاحب کارش، عاشق می شوي. با نور و ليلا از مرز ابی بين ترکيه و يونان عبور می کنی و نزديک مرز که پليس قايق را چپ می کند تو اب دست وپا می زني. طعم برنج و گوجه فرنگی و پياز شادی را می چشي. خلاصه با کتاب بهزاد يغماييان زندگی می کني. لحظه به لحظه اش را. لازم نيست با حجاب باشی تا تجربه ی زهرا را بفهمی از اينکه پسرهای پاکستانی بخاطر حجاب "ناکامل" اش او را مسخره می کنند و مايه ی ننگ پاکستانی ها می دانند و ديگران بخاطر روسری که زهرا سر می کند او را تندرو می دانند و ازش می ترسند يا سه پسر چينی که در کالج اش به او گفته بودند حتما موهايش تميز نيست که روسری سر می کند. لازم نيست که در کاميون زندگی کرده باشی تا مردی که به مردهايی که در کاميون (در انتظار فرصتی که از مرز رد بشوند و به مقصد بعدی برسند) زندگی می کردند گفت که اين اقا ايرانی است و راجع به مهاجرهای غيرقانونی کتاب می نويسد و گريه می کند را بفهمي. يا جايی که روبرتو از ان خانم ثروتمند يونانی که ساکن انگليس بود شماره تلفن اش را می پرسد و در عوض به او صد يورو پيشنهاد می شود. با لحظه به لحظه ی کتاب زندگی می کني.

به دو ترانه از داريوش در کتاب اشاره شده جايی که بابک پسر کرد عراقی توضيح می دهد که زبان فارسی را از ترانه های داريوش ياد گرفته است. اينروزها ياد شخصيت های داستان که می افتم و کنجکاو که ايا همه به مقصدی که می خواستند رسيدند يا نه ناخوداگاه اين دو ترانه را زير لب زمزمه می کنم.
از وبلاگ هزاردستان چمن†