|
نيلگون۴۹
ـ ۴۸ـ ۴۷ براي
راديو زمانه
۸ مه ۲۰۰۷
جنگ آينه ها
رسانه ها و
جنگ سرد جديد
ـ به مناسبت
بحث «روز جهانی
آزادی
مطبوعات» در
راديو زمانه
نوشتهء عبدی
کلا
نتری
فايل
های صوتی
:
بخش
اول اينجا
کليک کنيد.
بخش
دوم اينجا
کليک کنيد.
بخش
سوم اينجا
کليک کنيد.
متن
نوشتاری شامل
بخش های
افزوده است.
فايل
پي دي اف براي
چاپ
بهترين
روش
پروپاگاند،
روشي است که
طبق آن، سوژهء
شما {فردي که
بايد مورد
استفاده قرار
گيرد} در جهتي
حرکت کند که
مقاصد شما پيش
برده شود ، در
حاليکه خود
سوژه ، پيش
خود تصور مي
کند که دارد
هدف هاي خودش
را دنبال مي
کند. // دستور
العمل سيا .
وقتي
مي شنويم يک
روزنامه نگار
به جرم ارتباط
با «قدرت هاي
خارجي» دستگير
شده ، يا
روشنفکري به
جرم گرفتن پول
از بنيادهاي
فرهنگي خارجي
به زندان
افتاده ، واکنش
ما در برابر
چنين «جرمي» ،
در بيشتر
موارد توأم با
ناباوري است.
حتا زماني که
صاحبان قلم بر
صفحهء
تلويزيون
ظاهر مي شوند
و «اعتراف» مي کنند
که خواسته يا
ناخواسته به
دام «دشمن»
افتاده اند ،
و کار روزنامه
نگاري يا تحقيقي
آنها در حدّ
جاسوسي براي
کشوري بيگانه بوده
، نمي توانيم
اين اعترافات
را جدي بگيريم.
با اين همه،
نکته اي مهم
از چشم ما
پنهان نمي ماند:
در يک فضاي
پرتنش سياسي ،
در جنگ سرد
ميان
ايدئولوژي ها
وگفتارهاي
سياسي و
تبليغاتي ، و
در کارزارهاي
رواني براي
تسخير مغزها،
انسان ها بي
طرف نمي
مانند. کار
روشنفکري ، از
جمله فعاليت
رسانه اي ،
حاوي بار
ايدئولوژيک
است و دولت ها
را نگران مي
کند. افراد
ورسانه هاي
خصوصي يا
دولتي ، بي
طرف نيستند.
آنها در ميدان
جاذبه و
ضدجاذبهء
گفتارهاي
قدرت و ضدقدرت
عمل مي کنند.
کار روشنفکري
با گفتارهاي
قدرت درهم
سرشته است.
علاوه بر اين،
نهادها ،
بنيادها ، و
ارگانهاي
معين و روابط
ميان آنها ،
يا روابط آنها
با دولت ها ،
به جانبدار
بودن کار
روشنفکري مي
افزايد.
از
ستون چهارم به
ستون پنجم
مطبوعات
و رسانه ها به «رکن
چهارم» يا ستون
چهارم
دموکراسي شهرت
دارند. براي
رژيم هايي که
به طور ذاتي
تواب ساز و
تواب پرور
اند، کار
روشنفکري يا
رسانه اي به
خودي خود مورد
سؤظن قرار مي
گيرد. رکن يا
ستون چهارم
بايد ابزار
تعليم عقيدتي
نظام حاکم باشد.
اين نوع رژيم
ها ، اقتدار
سياسي را به
تنهايي کافي
نمي دانند بلکه
تسليم بي قيد
و شرطِ عقيدتي
و اخلاقيِ
رعايا را هم
خواهانند. در
يک رژيم
تئوکراتيک ،
شهروند فاقد حق
، که رعيتي
بيش نيست ، مي
بايد توسط يک
ذهنيت متجاوز
(امر به معروف
و نهي از منکر)
همواره مطيع
بماند. با اين
همه ، هنگامي
که عضوي از
اعضاي ستون
چهارم متهم مي
شود که به «ستون
پنجم» پيوسته
است ، اين
اتهام از منطق
ديگري تبعيت
مي کند: منطق
سياست جهاني و
دلايل دولت ها
براي حفظ خود.
ستون پنجم ،
ستون کمک رساندن
به دشمن است.
آنکس که قلم
اش به مشروعيت
رژيمي ضربه
زند و پايه
هاي قدرتي را
متزلزل کند ،
از ديد آن
رژيم «ستون
پنجمي» است.
نيت قلبي و
اخلاق فردي
صاحب قلم ،
ربطي به اين محاسبه
ندارد. اين يک
محاسبهء
سادهء سود و
زيان است.
هيچ
نظام سياسي اي
وجود ندارد که
«ستون پنجمي» نداشته
باشد. منتقد
قدرت و
روشنفکر
ناراضي ، يا
آنکس که اذهان
را مي آشوبد،
ستون پنجمي
است. مساله
اين است که
قدرت حاکم با
او چه رفتاري
دارد. در يک
نظام دموکراتيک
شانس اينکه او
آزاد بماند
بيشتر است ،
اما تضميني هم
نيست. در
دموکراسي آتن
، سقراط «ترغيب»
شد که بپذيرد
ستون پنجمي
است و بايد
جام زهر را
بنوشد. در
آمريکا
جوليوس و اتل
روزنبرگ به
جرم جاسوسي
براي دشمن بر
صندلي الکتريکي
نشانده شدند.
جرم واقعي اين
زن و شوهر، کمونيست
بودن شان بود.
«ستون پنجمي»
ها را سانسور
مي کنند، به
زندان مي
اندازند ، يا
به تبعيد مي
فرستند. در
مواردي از
آنها تواب مي
سازند؛ در
موارد ديگر
،گردن شان را
به گيوتين مي
سپارند.
دانتون و مارا
، بوخارين و
گرامشي ،
گلسرخي و
دانشيان ،
سلطانپور و
سعيدي سيرجاني،
جرم شان سلاح
برداشتن و
پيوستن به خط
دشمن نبود.
جرم آنها آن
بود که قلم و
زبان شان مشروعيت
زدائي مي کرد.
به هنگام جنگ
سرد ، قلم گرم
مي تواند
هيزمي باشد
براي آتش
دشمن.
قلم
هاي گرم و جنگ
هاي سرد
در
سالهاي پس از
جنگ جهاني دوم
و توازن قدرت
ميان دو ابرقدرت
اتمي شرق و
غرب، جبهه هاي
نبرد به حوزه هاي
فرهنگ و
روزنامه و
کتاب کشيده
شد. وقتي که هريک
از دو ابرقدرت
آمريکا و
شوروي
پذيرفتند که
حوزه هاي
نفوذي و اقمار
يکديگر را
مورد حمله
نظامي قرار
ندهند ، به
گفتهء اريک هابسباوم
تاريخ نگار
بزرگ
بريتانيايي،
جنگ سرد و
نزاع بر سر
توفق يا
نابودي ، به
حوزهء رقابتِ
سايه وار ميان
سازمانهاي
جاسوسيِ رسمي و
غيررسمي
منتقل شد.
رقابتي که
تصاويري از آن
را در رمانهاي
ايان فلمينگ و
قهرمان اش
جيمزباند، يا
رمانهاي جان
لوکاره و
قهرمانهاي تراژيک
او شاهديم.
{عنوان اين
مقاله اشاره
اي است به
داستان معروف
لوکاره ـــ
«جنگ آينه ها»
در اواخر دههء
شصت ميلادی
توسط فرانک
پيرسون با
همان لحن
تغزلي و تلخ به
فيلم درآمد.}
|